
علم به تقیید از طرق غیرظاهر
و بحثی دربارۀ حجیت فعل و تقریر معصوم علیهالسلام
حجیت فعل و تقریر معصوم در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با محور بررسی علم به تقیید از راههای غیرظاهر و نسبت آن با اطلاق و تقیید در اصول فقه بررسی میشود. ابتدا تفاوت نگاه مرحوم شیخ و مرحوم آخوند در شرط اطلاق و مسئله عدم قرینه در مقام بیان توضیح داده میشود و سپس این پرسش مطرح میگردد که اگر مکلف به واقعِ مراد شارع و تخصیصهای پنهان آگاه باشد، تکلیف او چیست. در ادامه بحث به نقد حجیت فعل و تقریر امام میرسد و نشان داده میشود که فعل و حتی تقریر همیشه کاشف قطعی از حکم نیست، زیرا ممکن است دواعی مختلف در رفتار معصوم دخیل باشد. همچنین خطر نسبت دادن قول به معصوم بدون نقل صریح و نقش قرائن در استنباط بیان میشود. نتیجه جلسه تأکید بر دقت در حجیت ادله و پرهیز از برداشتهای شتابزده در فقه است.
علم به تقیید از طرق غیرظاهر
4ببینید چه آفاتی از این اهل علم بر این مردم بار میشود! این شخص آمده و دارد روی خصوص مورد و مصداق سؤال میکند نه از روی اصل ازدواج، اصل ازدواج را که حضرت موافق هستند، آخرخدانشناسها! شما الآن دارید خصوص مورد را بر گفته و رقَبۀ امام علیهالسّلام میگذارید، این چه صورتی دارد؟! این شرعاً حرام است و هیچ جای شبههای ندارد. انسان نمیتواند نظر امام را بهعنوان قول، بیان کند و بگوید که امام فرمودند و نمیتواند نظر خود را نظر امام بیان کند، شرعاً حرام است و بدعت است و در بعضی موارد شاید خروج عَن الدّین هم باشد اگر بهعنوان عناد، اتهام، تهمت بر امام و افتراء باشد و احتمالاً به انکار ضروریت و ضروریات و اینها برمیگردد. لولا این جهت، اصلاً شرعاً حرام است و در این هیچ [شکی] نیست.
عدم حجیت درایات رواة
حالا انسان نمیتواند بهعنوان قول بیان کند که امام «فرمودند» این «فرمودند»؛ یعنی نظر امام را بهصورت یک کلام که میتواند حجیت داشته باشد [بیان کند]. برای مجتهد آنچه که حجیت دارد استنباط راوی نیست و استنباط راوی برای مجتهد حجیت ندارد که به عبارت دیگر حدسیّات میگویند؛ حدسیّات راوی و به عبارت دیگر درایت راوی برای مجتهد حجیت ندارد! بیخود این تصور را کرده است! آنچه که برای مجتهد حجیت دارد روایت راوی و کلام صریح راوی از بیان امام است. بله، روایت را به معنا نقل کردن اشکال ندارد اما اگر راوی منظور از کلام را در اصل روایت تدخّل و سرایت بدهد [اشکال دارد].
فرض کنید که امام علیهالسّلام گفتند: فی الذَّهبِ و الفضّةِ زکاةٌ و بعد خود راوی که أبی بصیر باشد بگوید که من از کلام امام اینطور استنباط کردم که منظور ذهب و فضۀ مسکوک است نه ذهب و فضۀ غیر مسکوک. این [سخن] برای ما حجیت ندارد مگر اینکه ما از روی قرائن و شواهدی منظور و مطلوب امام علیهالسّلام را متوجه بشویم.
