
علم به تقیید از طرق غیرظاهر
و بحثی دربارۀ حجیت فعل و تقریر معصوم علیهالسلام
حجیت فعل و تقریر معصوم در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با محور بررسی علم به تقیید از راههای غیرظاهر و نسبت آن با اطلاق و تقیید در اصول فقه بررسی میشود. ابتدا تفاوت نگاه مرحوم شیخ و مرحوم آخوند در شرط اطلاق و مسئله عدم قرینه در مقام بیان توضیح داده میشود و سپس این پرسش مطرح میگردد که اگر مکلف به واقعِ مراد شارع و تخصیصهای پنهان آگاه باشد، تکلیف او چیست. در ادامه بحث به نقد حجیت فعل و تقریر امام میرسد و نشان داده میشود که فعل و حتی تقریر همیشه کاشف قطعی از حکم نیست، زیرا ممکن است دواعی مختلف در رفتار معصوم دخیل باشد. همچنین خطر نسبت دادن قول به معصوم بدون نقل صریح و نقش قرائن در استنباط بیان میشود. نتیجه جلسه تأکید بر دقت در حجیت ادله و پرهیز از برداشتهای شتابزده در فقه است.
علم به تقیید از طرق غیرظاهر
7من خودم موارد بسیاری از بزرگان بهچشم خودم دیدم که اینها وقتی در مقابلشان یک مطلبی ذکر میشد رد نمیکردند و فقط تبسم میکردند تا این را در جای خود و در موقع خود محلّ تأمل و مورد تشکیک قرار بدهند. حالا نگویید که آقا این کار در اینجا القاء در تهلکه است و این اغراء به جهل است و ممکن است که این شخص به هلاکت بیفتد؛ ما این حرف را نمیتوانیم بزنیم چون آن شخصی که مصلحت را در سکوت میبیند، همان شخص خودش رعایت احوال و جوانب را دارد که به وسائلی نگذارد فردی از آنجا [به هلاکت] بیفتد چون بحث، بحث عادی نیست بلکه بحث مصاحبت با بزرگان است، افرادی که کلام و قولشان میتواند برای انسان از مقام ثبوت و اثبات موقعیتی داشته باشد. بحث با اینهاست نهاینکه با یک فرد عادی که از کناردستی خودش خبر ندارد و از افکار آن کسی که در آنجاست خبر ندارد. خب ما این را بهچشم خودمان دیدیم که ممکن است در بعضی از موارد مقام، مقام تبیین نباشد و مقام سکوت باشد یااینکه فقط یک تبسمی و بعد یک اشارهای باشد، حالا آن اشاره را ممکن است بعضیها هم نفهمند. آنوقت چه اشکال دارد که همین قضیه در اینجا در مورد سکونی یا غیر سکونی اتفاق افتاده باشد؟! من در اینجا در خود راوی شبهه دارم.
پس آیا این خندۀ امام را تقریر امام تلقی میکنیم و از آن استفاده و استنباط بکنیم؟! نه، اینطور نیست. تقریر باید تقریر مثبِت باشد، تقریر امام در جایی حجت و دلیل است که مثبِت کلام باشد؛ یعنی ما احراز کرده باشیم. در باب اطلاق میگوییم که چطور ما احراز اطلاق را میکنیم، در باب تقریر امام هم باید تقریر امام را احراز کرده باشیم.
اتفاقاً در اینجا به مناسبت خوب است که این مسئلۀ حاشیه را بگویم. این را که خدمتتان میگویم اینها در استنباطهای ما خیلی مهم است! یعنی در استنباط قضیه و فتوا ندادن گترهای که همینطوری بگوییم و روایت بخوانیم [مؤثر است]. این جلسهای که برای خبرگان درست کردند و امتحانی برای خبرگان گذاشتند، میگویند که خیلیها رد شدند! خلاصه میگویند که حدود صد و خوردهای نفر رد شدند! ما یک جایی بودیم که بعضی از این اعاظم حوزه هم بودند خلاصه میگفتند که خیلی از اینهایی که رد شدند اینهایی هستند که از بعضی از همین مدرّسین و صاحب رسالههای فعلی هستند و از حضرت آیة الله العظمی کذا اجازۀ اجتهاد دارند! بعد او میگفت: مجازش که هیچ، مجیزش هم مجتهد نیست! آن کسی که به اینها [اجازۀ اجتهاد داده هم مجتهد نیست] و راست هم میگفت! فی المجازِ و المجیزِ تأمّلٌ و اشکالٌ. راست میگفت، صادق بود!
