
بحث تطبیقی در اطلاق آیۀ ﴿ٱلزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوۡ مُشۡرِكَةٗ...﴾
اطلاق آیه الزانی لا ینکح در این جلسه از دروس خارج اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و محور بحث، امکان یا عدم امکان تمسک به اطلاق این آیه در حکم نکاح زانی و زانیه است. ابتدا اصل مسئله اطلاق در اصول فقه و مقاومت آن در برابر شبهات تقییدی مطرح میشود و سپس آیه مربوط به زنا و اختلاف فقها در شمول آن نسبت به فرد مرتکب یکباره یا افراد مشهور به زنا تحلیل میگردد. در ادامه، روایات واردشده از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام و برداشت فقهی از آنها بررسی شده و نقش «احتمال عقلایی انصراف» در جلوگیری از انعقاد اطلاق تبیین میشود. همچنین مقایسهای میان آیه حدّ جلد و آیه نکاح صورت میگیرد تا روشن شود کدام فهم عرفی تقویت میشود. نتیجه بحث این است که با وجود احتمال عقلایی قوی، اطلاق آیه در این مورد منعقد نمیشود و نمیتوان به آن برای شمول نسبت به همه افراد تمسک کرد.
بحث تطبیقی در اطلاق آیۀ ﴿ٱلزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوۡ مُشۡرِكَةٗ...﴾
8از طرف دیگر قرینۀ خارجی داریم که ﴿ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِي فَٱجۡلِدُواْ كُلَّ وَٰحِدٖ مِّنۡهُمَا مِاْئَةَ جَلۡدَةٖ﴾ این قرینۀ خارجی را ما در اینجا چکار کنیم؟ یعنی در اینجا آیا میتوانیم بگوییم که ﴿ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِي﴾ قرینه است بر اینکه منظور از ﴿ٱلزَّانِي لَا يَنكِحُ﴾ مطلق است؟ این را میتوانیم بگوییم؟ یعنی قرینۀ ﴿ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِي﴾ موجب رفع ید از آن احتمال عقلائی ما باشد که آن احتمال عقلائی اوّلیه ما موجب عدم اطلاق است.
خب، اگر اینطور باشد ما کاری که در اینجا باید انجام بدهیم، یک مقایسهای بین قرائن خارجی باید بکنیم. از یک طرف احتمال عقلائی جدّی هست بر اینکه صرف تلبّس بالمبدأ ولو مرة واحده، در اینجا ممکن است مدّنظر نباشد یعنی در ﴿حُرِّمَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾ تعنون به عنوان الزانی و الزانیه در این نکاح که حرام است تلبّس در اینجا بهنحو استمرار مدّنظر است. حالا یک نفر یک دفعه زنا کرده است حالا از روی جهالت، خطا یا هزار چیز دیگر؛ در اینجا خدا که نمیگوید ﴿حُرِّمَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾ منظور این آیه کسانی هستند که مشهورات به زنا باشند یا مشهورین به زنا باشند؛ این احتمال، احتمال قوی است. این از یک طرف؛ از یک طرف میبینیم در آیۀ بالائی ولو مرة واحده را اطلاق زانی و زانیه کرده است. در مقایسۀ بین این دو، کدام یک از این دو احتمال در اینجا میچربد؟ یعنی آیۀ اوّل تلبّس به مرۀ واحده را در ترتّب ﴿مِاْئَةَ جَلۡدَةٖ﴾ لحاظ کرده است و در احتمال عقلائی که ما میدهیم، مشهورات به زنا در این حکم در اینجا مورد لحاظ قرار گرفته است.
خُب در اینجا یا باید گفت که الزانیه و الزانی در لسان متشرعه غلبه دارد بر متلبسین بالمبدأ ولو مرة واحده؛ اگر شما توانستید این را فی کل موطنٍ و موقف احراز کنید؛ در اینجا دیگر بحث پیش نمیآید. یعنی بحث اینکه آیا منظور از آیۀ دوّم مشهورین هستند یا غیر مشهورین دیگر در اینجا پیش نمیآید. یعنی اگر ما بخواهیم استفاده کنیم که منظور از زانیه و زانی در لسان متشرّعه تلبّس بالمبدأ ولو بالمرة الواحده است در همۀ موارد؛ عدم قبول قول این افراد، حرمت ازدواج با اینها، ترتب بعضی از احکام دیگر، هر چه در مورد زنا و زانیه پیدا میشود؛ خُب بحث پیش نمیآید. اما اگر نتوانستیم این استفاده را بکنیم، این عدم اطلاق به حال خودش در اینجا باقی میماند. یعنی در اینجا میگوئیم که ﴿ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِي﴾ این مربوط به جلد است و در ﴿ٱلزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً﴾ احتمال مشهورین به زنا در اینجا پیدا میشود و چون این احتمال در اینجا میآید، عدم اطلاق در اینجا محقق است و با عدم اطلاق ما نمیتوانیم تمسّک کنیم به این آیه بر آن مواردی که تلبّس به مرۀ واحده انجام گرفته است. پس این آیه مربوط به آنها نخواهد بود.
