اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

14٬050
اصول

حقیقت اطلاق و مقدمه اول حکمت محور اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان اشکال وارد بر دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی را درباره «مقام بیان» و انعقاد اطلاق بررسی می‌کنند و سپس پاسخ ایشان را مبنی بر تفکیک میان بیان بدوی و بیان در وقت حاجت مورد نقد قرار می‌دهند. در ادامه، معنای صحیح «مقام بیان» تبیین شده و تفاوت اساسی میان عام و نکره از جهت ظهور در مصادیق توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهند که در الفاظ عام، شمول افراد از دلالت لفظی به‌دست می‌آید، اما در اطلاق و نکره، شمول افراد مبتنی بر دلالت عقلی و امکان انطباق بر مصادیق است. سپس جایگاه اصالة الحقیقه، اصل عدم مخصص و حدود جریان اصول عقلایی در فرض وجود یا عدم وجود احتمال عقلاییِ تقیید بررسی می‌شود و این مباحث با تطبیق بر آیه «الزانی لا ینکح إلا زانیة» روشن می‌گردد.

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

توضیحات:

حقیقت اطلاق و مقدمه اول حکمت محور اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان اشکال وارد بر دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی را درباره «مقام بیان» و انعقاد اطلاق بررسی می‌کنند و سپس پاسخ ایشان را مبنی بر تفکیک میان بیان بدوی و بیان در وقت حاجت مورد نقد قرار می‌دهند. در ادامه، معنای صحیح «مقام بیان» تبیین شده و تفاوت اساسی میان عام و نکره از جهت ظهور در مصادیق توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهند که در الفاظ عام، شمول افراد از دلالت لفظی به‌دست می‌آید، اما در اطلاق و نکره، شمول افراد مبتنی بر دلالت عقلی و امکان انطباق بر مصادیق است. سپس جایگاه اصالة الحقیقه، اصل عدم مخصص و حدود جریان اصول عقلایی در فرض وجود یا عدم وجود احتمال عقلاییِ تقیید بررسی می‌شود و این مباحث با تطبیق بر آیه «الزانی لا ینکح إلا زانیة» روشن می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

14
  • حالا اگر یک حکمی مترتب بر کاتب شد؛ مثلاً أکرم کاتبا؛ آیا از این کاتب در اینجا من تلبس بالمبدأ ولو دفعة‌ما منظور است؟ یعنی کسی که همین‌جا نشسته و یک چیزی را نوشته است، أکرم کاتباً به این صدق می‌کند؟ یا اینکه منظور از کاتب در اینجا مشهورین و مستمرین بالکتابه است. آن‌وقت در اینجا، این احتمال جدّی مطرح است،‌ که أکرم کاتباً منظور کسانی است که این ملکه‌شان شده است،‌ و مستمرند. آن‌وقت اگر ما به‌جای این امتثال یک نفر را در خیابان ببینیم که یک چیزی نوشته است و بگوییم این کاتب است، من این را اکرامش می‌کنم و بعد هم امتثال امر مولا را کردم. اینجا مولا یقۀ ما را می‌گیرد که وقتی یک هم‌چنین احتمال جدّی مطرح بود چرا در اینجا این احتمال را رها کردی و ندیده گرفتی؟! آن‌وقت حالا در این مورد، اگر من شخصی را در کنار خیابان دیدم در اینجا چکار کنم؟ به اصول دیگر عمل می‌کنم؛ اصل عدم اکرام، اصولی که نسبت به افراد عادی اباحه اکرام را می‌رساند؛ شما مجاز هستید؛ می‌توانید که اکرام بکنید یا اکرام نکنید. حالا این مورد مثال، مورد وجوب است، اگر مورد نهی بود مثلاً لا تکرم کاتباً، بود چکار می‌کردید؟ فرض کنید که یک زمانی است که شارع با خطاط‌ها لج بیفتد و بگوید: من نمی‌خواهم خطاطها را اکرام کنید. یا فرض کنید که ببیند خیلی علماء را اکرام کردند و روی آنها زیاد شده است؛ مولا می‌گوید: لا تکرم العلماء؛ فاسق و عادل، همه را کنار بگذارد. خُب حالا عالم به چه کسی می‌گویند؟ به صرف میر خوان که عالم نمی‌گویند؛ گرچه حالا یک عده‌ای هم به آن عالم بگویند. بلکه عالم به آن کسی می‌گویند که حداقل درس خارج بیاید؛ مکاسبش را هم بخواند. خُب اگر این‌طور هست ما احتمال می‌دهیم به آن کسی که سیوطی هم خوانده است عالم بگویند؛ به آن کسی که مغنی هم خوانده است عالم بگویند. اگر این‌طور است خُب این لا تکرم عالماً انصراف به علماء پیدا می‌کند و نسبت به دیگران ما سایر ادلّه [را داریم] ادلّه‌ای که ناظر به این نیستند. اباحه اکرام [را می‌رسانند مثل]، «کلّ الشیء لک حلالٌ حتی تعلمَ أنه حرامٌ»1 خُب الآن اکرام بر این بر من حلال است ـ اگر ما این دلیل را در مورد احکام هم لازم بدانیم ـ ‌مگر اینکه دلیل بر حرمت بیاید؛ دلیل بر حرمت هم که در اینجا نیامده است. مثل شبهه بدوی، اگر دلیل بر اباحه در یک مورد بود، بعداً یک دلیل غیر [کافی] آمد در شبهات بدویه؛ آیا شما دست از اکرام برمی‌دارید؟ اکرام می‌کنید دیگر! در شبهات بدویه که به صرف یک دلیل شما رفع ید از این اصول کلی نمی‌کنید.

    1.  الکافی، ج‌ 5، ص 313.
/ 260