
بررسی جریان اصل برای احراز اطلاق در مقدمات حکمت
نقد کلام مرحوم آخوند
احراز اطلاق در مقدمات حکمت محور اصلی این جلسه است و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی و نقد دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره نقش دو اصل «عدم تعین» و «عدم تقیید» در انعقاد اطلاق میپردازند. ایشان ابتدا تفاوت میان دلالت عام و مطلق را تبیین کرده و توضیح میدهند که الفاظ عام بهصورت وضعی بر همه افراد دلالت دارند، اما دلالت مطلق بر افراد از راه عقل و عدم وجود مانع فهمیده میشود. سپس این پرسش را مطرح میکنند که آیا صرف نیافتن مقید میتواند اطلاق واقعی را ثابت کند یا خیر. در ادامه با تحلیل جایگاه اصول عملی و لفظی، و با استفاده از مثالهایی از علم اجمالی و شبهه محصوره، نشان میدهند که نتیجه جریان این اصول تنها احراز ظاهری و ابتدایی اطلاق است، نه کشف اطلاق واقعی مراد متکلم. حاصل بحث آن است که اطلاق واقعی تنها با فحص کامل و احراز قرائن و شواهد قابل اثبات است.
بررسی جریان اصل برای احراز اطلاق در مقدمات حکمت
توضیحات:
احراز اطلاق در مقدمات حکمت محور اصلی این جلسه است و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی و نقد دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره نقش دو اصل «عدم تعین» و «عدم تقیید» در انعقاد اطلاق میپردازند. ایشان ابتدا تفاوت میان دلالت عام و مطلق را تبیین کرده و توضیح میدهند که الفاظ عام بهصورت وضعی بر همه افراد دلالت دارند، اما دلالت مطلق بر افراد از راه عقل و عدم وجود مانع فهمیده میشود. سپس این پرسش را مطرح میکنند که آیا صرف نیافتن مقید میتواند اطلاق واقعی را ثابت کند یا خیر. در ادامه با تحلیل جایگاه اصول عملی و لفظی، و با استفاده از مثالهایی از علم اجمالی و شبهه محصوره، نشان میدهند که نتیجه جریان این اصول تنها احراز ظاهری و ابتدایی اطلاق است، نه کشف اطلاق واقعی مراد متکلم. حاصل بحث آن است که اطلاق واقعی تنها با فحص کامل و احراز قرائن و شواهد قابل اثبات است.
بررسی جریان اصل برای احراز اطلاق در مقدمات حکمت
8منبابمثال اگر شما یک ثوبی دارید که قطع دارید یک جای این ثوب نجس شده است و الآن آثاری که دال بر محدوده نجاست باشد وجود ندارد. برای صلاة در این ثوب شما نیاز و احتیاج دارید این ثوب را طاهر کنید. نمیدانید از این ثوب این قطعۀ آن نجس شده، یا قطعه دیگر نجس شده است. علم اجمالی به نجاست در نقطةٌما از نقاط ثوب، اقتضای طهارت ثوب را میکند؛ ولی آیا اقتضای طهارت جمیع نقاط ثوب را میکند؟ یعنی شما باید لباس را در حوض و در یک جا که آب هست قرار بدهید و از سر این یقه تا آخر این لباس، جمیع نقاط این ثوب داخل در آب کر قرار بگیرد یا نه، به مقدار آن نقطه و محدودۀ نجاست، اگر طهارت پیدا بکند برای رفع علم اجمالی کفایت میکند. یعنی اگر من نمیدانم الان کجای این لباس من نجس است؛ هیچ محدودهای ندارد، من مقداری را داخل در آب قرار بدهم و این مقدار متیقّن الطّهاره بشود؛ وقتی که این مقدار متیقّن الطّهاره شد علم اجمالی من که قطع دارم نقطةٌما مِن نقاط این ثوب نجس است، منتفی میشود و دیگر من علم اجمالی ندارم؛ وقتی علم اجمالی ندارم، علم اجمالی متبدّل به شکّ بدوی میشود. در شک بدوی اصالة الطّهاره جاری میشود؛ بهجهت اینکه یا علم مکلّف و علم عالم نسبت به نجاست یا بهعنوان جزء العلّه و جزء الموضوع در ترتّب حکم طهارت دخیل است یا بهعنوان کاشف؛ اگر بهعنوان جزء العلّه برای ترتّب حکم تکلیفی که طهارت از نجاست خبثیه است لحاظ بشود الآن جزء الموضوع منتفی شده است. جزء الموضوع نفس النّجاسة الواقعیه و التکوینّه و نفسالامریّه، جزء الموضوع، علم مکلّف به این نجاست در اینجا لحاظ شده است، با اقتران و ترکیب جزئین، حکم تکلیفی برای طهارت در اینجا مترتّب میشود. در طهارت خبثیه همینطور است دیگر! علم جزء الموضوع اخذ میشود اگر شما در لباسی نماز بخوانید، بعد از صلاة عالم به نجاست بشوید، صلات [شما صحیح است].
