
بررسی جریان اصل برای احراز اطلاق در مقدمات حکمت
نقد کلام مرحوم آخوند
احراز اطلاق در مقدمات حکمت محور اصلی این جلسه است و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی و نقد دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره نقش دو اصل «عدم تعین» و «عدم تقیید» در انعقاد اطلاق میپردازند. ایشان ابتدا تفاوت میان دلالت عام و مطلق را تبیین کرده و توضیح میدهند که الفاظ عام بهصورت وضعی بر همه افراد دلالت دارند، اما دلالت مطلق بر افراد از راه عقل و عدم وجود مانع فهمیده میشود. سپس این پرسش را مطرح میکنند که آیا صرف نیافتن مقید میتواند اطلاق واقعی را ثابت کند یا خیر. در ادامه با تحلیل جایگاه اصول عملی و لفظی، و با استفاده از مثالهایی از علم اجمالی و شبهه محصوره، نشان میدهند که نتیجه جریان این اصول تنها احراز ظاهری و ابتدایی اطلاق است، نه کشف اطلاق واقعی مراد متکلم. حاصل بحث آن است که اطلاق واقعی تنها با فحص کامل و احراز قرائن و شواهد قابل اثبات است.
بررسی جریان اصل برای احراز اطلاق در مقدمات حکمت
4بناءًعلیٰهذا بهواسطۀ این نکته دقیق و ظریفی که تفاوت بین دلالت لفظ به دلالت وضعیّه بر کلّ فرد من افراد العالم است؛ ولی در باب ارسال و اهمال لفظ به دلالت وضعیّه بر خصوص افراد خارج دلالت ندارد؛ بلکه دلالت صرفاً بر طبیعت مهمله است، حکم روی طبیعت مهمله رفته است، حکم روی طبیعت عالم رفته است، حکم روی زید نرفته است، حکم روی عمرو نرفته است، حکم روی خالد نرفته است، حکم رفته است روی عالم، نه روی عمرو بهخصوص و ...؛ ولی در أکرم کلَّ عالم حکم ابتدائاً روی زید بهخصوص رفته است، منتها چون مولا نمیتواند دفعة واحده بگوید: أکرم زیداً و بکراً و خالداً همه را یکدفعه کمپرس میکند و فشرده میکند در یک لغت، همه را فشار میدهد و بعد آن لغت را القاء میکند. درست مثل بعضی از چیزهائی که کد میآورند در یک جا آن کد را میگیرند و بعد میروند یک پرونده را باز میکنند آن کد خودش با زبان بی زبانی بر تکتک آن افراد دلالت میکند. منتها این نمیتواند تکتک افراد را بیان کند میگوید: آقا این پرونده فرض کنید کدش این لفظ است؛ آن پرونده کدش آن لفظ است. لذا میگوید: آقا شما به این کد عمل کن یا به این لفظ رمز عمل کن؛ یعنی به تمام این کتابها عمل کنید، معنایش این است. عباراتنا شتّیٰ و حُسنُکَ واحدٌ؛ عبارات تفاوت پیدا میکند ولی آن حقیقت و مفاد آن بیان مولا تفاوت پیدا نمیکند. این فرق بین عام و اهمال است. حالا خواهیم گفت که از اینجا چگونه ما اطلاق استفاده میکنیم.
بررسی مدلول اصل در انعقاد اطلاق
روی این حساب اصلی را که مرحوم آخوند در اینجا مطرح کردند؛ این اصل در چه محدودهای میتواند موجب انعقاد اطلاق بشود؟ یعنی به صرف اینکه مولا مقیِّدی را نیاورده است و لفظ، درخارج فرد متعیّنی را ندارد، آیا ما میتوانیم بر عهدۀ مولی بگذاریم و بر مولی تحمیل کنیم که منظور شما شیاع و سریان است؟ آیا این اصل این دلالت را میکند؟ [خیر،] این دلالت را ندارد. اصل میگوید که من بر مقیِّد اطلاعی نیافتم، من عالم بر مقیِّد نیستم؛ نمیگوید که مقیّد نیست، میگوید که من نسبت به مقید جاهلم. اصل این را میگوید دیگر! اصول عقلائیّه موجب احراز و عدم احراز موضوع در عالم اعیان و عالم کون که نمیشوند؛ احراز موضوع در قبال مجری اصل است. وقتی که من اصالة الاباحه جاری میکنم و بر لحم مطروح فی الشارع اصالة الاباحه جاری میکنم، این اصل دلالت نمیکند در عالم اعیان و در عالم خارج واقعاً و فی نفسالامر این لحم مذکّیٰ و مباح است؛ نه، اصل کاری ندارد. اصل در عالم آن شخصی که عامل و فاعل و مجری اصل است اعتباراً و تنزیلاً موجب اباحه لحم است؛ که شارع بر او حکم به حلّیت را بار کرده است؛ ولی لعلّ اینکه این لحم در اینجا غیر مذکّیٰ باشد. وقتی که من بر این فرش، بر این سجاده اصالة الطهارة جاری میکنم، این اصالة الطهارة واقعاً موجب طهارت واقعیه و نفس الامریّه در این سجاده نیست؛ بلکه طهارت در خیال و در تصور است و طهارت، طهارت تعبدیّه و تنزیلیّه است؛ نهاینکه طهارت واقعیّه و نفس الامریّه است.
