اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (1)

و تبیین عقلی‌بودن اصول لفظیه و عملیه

0
اصول
اصول

عقلی بودن اصول لفظیه و عملیه در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، نسبت اصول لفظی و اصول عملی با فطرت عقل و بنای عرفی بررسی می‌شود. ایشان با نقد نگاه تعبدی به این اصول، تأکید می‌کنند که اصالة العموم، اصالة الحقیقة و اصل عدم قرینه، ریشه در سیره عقلاء دارد نه جعل شرعی. سپس با ورود به بحث انصراف در کلام مرحوم آخوند، نشان داده می‌شود که صرف عدم علم به مقید یا انصراف ظنی، به معنای احراز اطلاق نیست و نباید اصل را جایگزین فهم واقعی از کلام مولا کرد. در ادامه تفاوت میان احراز اطلاق و جریان اصول لفظیه تبیین شده و نقش عقل در احتیاط یا اباحه در موارد شک روشن می‌گردد. نتیجه جلسه این است که اتکاء افراطی بر اصول، می‌تواند در تشخیص مراد واقعی شارع خطا ایجاد کند.

موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (1)

2
  •  

  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • مرحوم آخوند در بیان دو اصلی که موجب انعقاد اطلاق به‌واسطۀ احراز مقدمات حکمت شدند؛ مورد انصراف را به این کیفیّت بیان می‌کنند که درصورتی‌که لفظ انصراف داشته باشد به فرد متیقّن، در آنجا اطلاق منعقد نمی‌شود. و بعد موارد انصراف را بیان می‌کنند البته، نه در اینجا در تقریرات.

  • اصول لفظیّه و عملیّه؛ اصولی تعبدّی یا عقلی؟

  • قبل از اینکه به بیان مرحوم آخوند برسیم؛ راجع به آن دو اصلی که اصل عدم تعیّن و اصل عدم تیقّن تقیید بود، در آنجا این مطلب را عرض کنیم ـ این مطلب، در موارد شبهه و تشکیک، مطلب بسیار مهمی است ـ که به‌طورکلّی آیا اصول لفظیّه و حتّی اصول عملیّه اصول تعبدیّه است یا اینکه اینها اصول عقلائی است؟ شکّی نیست در اینکه اصول لفظیّه از حیطۀ دخل و تصرّف شرع خارج است؛ مانند اصالة العموم، اصالة الحقیقة یا اصالة الظهور یا اصل عدم قرینه، اصل عدم مخصّص و امثال‌ذلک از این اصولی که دالّ بر احراز یک معنایی است که آن معنا در عرف متداول است و بنای محاورۀ عرفی بر آن بناء است. 

  • فرض کنید در مورد اصالة الحقیقة اصل بر این است که چنانچه متکلم و مولا لفظی را ادا کند، آن لفظ دارای یک معنای مجازی باشد و مخاطب شک در اراده معنای مجازی یا معنای حقیقی داشته باشد؛ اصالةُ الحقیقة و اصالةُ عدمِ المَجاز إلّا عندَ قیام القرینة علی المجاز را جاری می‌کند. حالا آیا این اصل، اصل تعبّدی است یعنی شارع برای ما این اصل را بیان کرده است، یا اینکه لغوی است و صاحب لغت و آن کسی که مدوّن لغات عرب است این اصل را بیان کرده است؟ البته لغت عربی و غیر عربی فرقی نمی‌کند حالا چون بحث روی عربی است لغات عرب [مطرح شد.] هر لغتی که باشد؛ لغت فارسی، لغت انگلیسی، لغت چینی هر چه می‌خواهد باشد [فرق نمی‌کند؛] چون اصول لفظیّه، به نسبت همۀ عرف و همۀ متعارف افراد، یک اصول عام البلوائی هستند. حتی افرادی که در جنگل هم زندگی می‌کنند و دارای زبان محلی مخصوص به خود هستند، آنها هم این اصول لفظیه را جاری می‌کنند؛ الفاظی که برای اشیاء وضع شده و امثال‌ذلک. آیا آنها اگر مورد امر و نهی صاحب قبیله قرار بگیرند، اصول لفظیه را جاری می‌کنند یا نمی‌کنند؟! در حالی که چه کسی به آنها این اصول را یاد داده است؟ و چه کسی برای آنها مسئله را تبیین کرده است؟ آیا آنها واضع لغتی دارند تا به آن مراجعه کنند و او برای اینها تکلیف این اصول لفظی را تعیین کند؟ یا اینکه مطلب چیز دیگری است؟