اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (1)

و تبیین عقلی‌بودن اصول لفظیه و عملیه

0
اصول
اصول

عقلی بودن اصول لفظیه و عملیه در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، نسبت اصول لفظی و اصول عملی با فطرت عقل و بنای عرفی بررسی می‌شود. ایشان با نقد نگاه تعبدی به این اصول، تأکید می‌کنند که اصالة العموم، اصالة الحقیقة و اصل عدم قرینه، ریشه در سیره عقلاء دارد نه جعل شرعی. سپس با ورود به بحث انصراف در کلام مرحوم آخوند، نشان داده می‌شود که صرف عدم علم به مقید یا انصراف ظنی، به معنای احراز اطلاق نیست و نباید اصل را جایگزین فهم واقعی از کلام مولا کرد. در ادامه تفاوت میان احراز اطلاق و جریان اصول لفظیه تبیین شده و نقش عقل در احتیاط یا اباحه در موارد شک روشن می‌گردد. نتیجه جلسه این است که اتکاء افراطی بر اصول، می‌تواند در تشخیص مراد واقعی شارع خطا ایجاد کند.

موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (1)

7
  • در عمل به عام قبل الفحص عن المخصّص ما نمی‌توانیم به عام عمل کنیم الاّ اینکه موارد را بیاییم، تفحّص کنیم، آن وقت ما عمل به عام بکنیم. اگر ما بر مخصّص اطلاع پیدا کردیم فبها، اگر اطلاع پیدا نکردیم آنجا این اصل عدم مخصّص می‌آید؛ با احراز اصل عدم مخصص، عقل تجویز می‌کند عمل به عام را در همۀ مصادیق. در مورد مطلق، با احراز اطلاق از همۀ جوانب آنجا ما نمی‌توانیم به این مطلق عمل کنیم الاّ بعد الفحص از مقیِّد. با عدم اطلاع بر مقید، اصالة عدم التقیید در اینجا جاری می‌شود. با اصالة عدم التقیید عقل حکم می‌کند بر عمل به مطلق در همۀ مصادیق، مثل عام می‌ماند.

  • حالا صحبت ما در این است با این اصالة عدم التقیید در اطلاق بدوی [وقتی] هیچ قرینه‌ای در خارج وجود ندارد که منظور کلام مولا جمیع رقبه‌ها اعم از مسلم و غیر مسلم، مؤمن و غیر مؤمن،‌ شاب و هرم و شیخ، صغیر و کبیر، مذکر و مؤنث، نصرانی و یهودی هست؛ و از آن طرف هم شبهۀ جدّی وجود دارد بر اینکه منظور مولا ممکن است که مؤمنه باشد؛ چون می‌بینیم که مولا به فرد مؤمن عنایت دارد و خیلی از ایمان تعریف می‌کند؛ هر روز در مسجد مدینه منبر می‌رود که ایمان این‌طور است، ‌ایمان آ‌ن‌طور است و مردم را تشویق به ایمان می‌کند و جنگ و جهادهایی می‌کند برای اینکه مردم ایمان بیاورند، اسرائی را می‌گیرد و در بین مسلمانان پخش و منتشر می‌کند تا اینکه اینها بعد مسلمان بشوند؛ این موارد را من‌حیث‌المجموع وقتی که ما داریم می‌بینیم برای ما شبهه جدّی پیدا می‌شود که نکند منظور مولا یک وقتی فرد مؤمن باشد؟! اگر این شبهه برای ما پیدا بشود، از آن طرف هم احراز قرائن را نکردیم؛ با اصالت عدم مقید، فقط ما این را می‌رسانیم که مولا مقیدی را در اینجا ذکر نکرده است. خُب در اینجا خود ما هم یک تکلیفی در قبال مولا داریم. بالاخره من که الآن می‌خواهم پول خرج کنم و یک عتق رقبه‌ای بکنم‌؛ فرض کنید که هزار دینار یا پانصد دینار باید پول خرج کنم تا اینکه یک رقبه‌ای را آزاد کنم؛ یا مثلاً یک میلیون حداقل باید بدهم که رقبه‌ای را آزاد کنم؛ آیا وقتی من می‌خواهم یک میلیون بدهم؛ این‌قدر شعور ندارم که این یک میلیون یک‌وقت جوری نباشد که بدانم مورد نظر مولا نیست؟! آیا ما با دو ریالش این کار را می‌کنیم؟! در دو قرانش هم احتیاط می‌کنیم حالا چه برسیم به اینکه یک میلیون یا دو میلیون بخواهیم خرج کنیم که بدهیم یک رقبه‌ای را آزاد کنیم؛ که یک وقت مولا بگوید که چرا نرفتید مؤمن آزاد کنید؟ به چه دلیل نرفتید؟ [در اینجا نمی‌توانید به مولا بگویید که] شما نگفتید و ما را ادخال در مهلکه کردید. چون مولا می‌گوید که ادخال در مهلکه چیست؟! من که با دیوانه حرف نزدم! من با آدم عاقل صحبت کردم! خُب، آدم عاقل نمی‌فهمد من چقدر عنایت به ایمان دارم؟! این‌قدر نمی‌داند؟! حالا چه برسد به اینکه قرار باشد مسائل، مسائل اخروی باشد و روز قیامت، حساب، کتاب، عقاب و ... را بیاید جواب بدهد.