
موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (1)
و تبیین عقلیبودن اصول لفظیه و عملیه
عقلی بودن اصول لفظیه و عملیه در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، نسبت اصول لفظی و اصول عملی با فطرت عقل و بنای عرفی بررسی میشود. ایشان با نقد نگاه تعبدی به این اصول، تأکید میکنند که اصالة العموم، اصالة الحقیقة و اصل عدم قرینه، ریشه در سیره عقلاء دارد نه جعل شرعی. سپس با ورود به بحث انصراف در کلام مرحوم آخوند، نشان داده میشود که صرف عدم علم به مقید یا انصراف ظنی، به معنای احراز اطلاق نیست و نباید اصل را جایگزین فهم واقعی از کلام مولا کرد. در ادامه تفاوت میان احراز اطلاق و جریان اصول لفظیه تبیین شده و نقش عقل در احتیاط یا اباحه در موارد شک روشن میگردد. نتیجه جلسه این است که اتکاء افراطی بر اصول، میتواند در تشخیص مراد واقعی شارع خطا ایجاد کند.
موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (1)
8موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند
حالا مرحوم آخوند در اینجا موارد برای انصراف را ذکر میکنند. حالا این موارد را میگوییم تا مطلبی که مورد نظر بود و فرق بین موارد که کدام مورد، مورد احتیاط و کدام مورد، مورد غیر احتیاط است را در آنجا عرض کنم و تا حدودی شرح دهم. مرحوم آخوند موارد انصراف را به پنج مورد تقسیم میکنند:
مورد اوّل: آن موردی است که این لفظ یک مورد متیقّن و منصرفی را دارد ولکن نحوۀ تخاطب و القاء کلام از مولا بهنحوی است که مخاطب من اوّل الامر دفع تقیّد این معنا را بهواسطۀ فرد متیّقن میکند. مثلاً اگر مولا به یک شخصی که در مازندران است بگوید که چون غذایت غذای برنج است و زیاد برنج میخورید، باید در روز عید فطر یک من برنج فطریه بدهید. خُب ما الآن در مازندران هستیم و میگوییم که این فرد متعیّن و متیقّن ـ حالا متیقّن ، نه این متیقّن اصطلاحی ـ یعنی فردی که خیلی شیوع دارد و سریان دارد و جاری هست و ذهن فوراً متوجه آن میشود، همین برنجی است که در خود مازندران است. حالا آیا این شخص چون در مازندران است و از این اطلاق، این برنج، در مازندران متبادر میشود و به ذهن میآید، دال بر این است که برنج اصفهان را اگر بدهد مکفی نیست؟! خُب اینجا با اوّل نظره دفع شبهه میشود که وقتی ارز مازندران وجود دارد این دلالت نمیکند بر اینکه منظور مولا این است که ارز اصفهان یا ارز شیراز یا ارزی که در جاهای دیگر مثل زنجان و اینطرفها میکارند را نمیشود داد. خُب این یکی از مواردی است که قطعاً میتوانیم در اینجا بگوییم که نسبت به این ما نمیتوانیم بگوییم که انصراف در اینجا حاصل است.
مورد دوّم: که مرحوم آخوند ذکر میکنند آن موردی است که یک قدری شبهه از آن قویتر است. فرض کنید که مولا بگوید: أعتق رقبةً و ما دیدیم در خیلی از موارد این مولا به رقبۀ مؤمنه عنایت دارد؛ امّا بسیاری از جاها هم متوجه شدیم که حتی رقبۀ غیر مؤمنه را هم مولا آزاد کرده است یا فرض کنید که دیده و اعتراض نکرده است. خُب در اینجا گرچه این مورد یک موردی است که احتمال میدهیم، ولی چون خلافش را هم از مولا دیدهایم، به عبارت مرحوم آخوند این موجب میشود که ما باز با تأمّل، قائل به عدم انصراف نسبت به این مورد مؤمنه بشویم.
