
موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (3)
و تفسیر آیۀ ﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ﴾
بررسی انصراف در آیه «الرجال قوامون على النساء» در کلام آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل حدود دلالت این آیه بر قوامیت مردان نسبت به زنان اختصاص دارد. در این جلسه ابتدا تبیین میشود که آیا آیه اطلاقی فراتر از مسئله زوجیت دارد یا اساساً از ابتدا در همین حوزه انصراف یافته است. سپس دو محور اصلی آیه، یعنی «بما فضل الله بعضهم على بعض» و «بما أنفقوا من أموالهم» بررسی میشود تا روشن گردد این دو دلیل بیشتر ناظر به نظام خانواده هستند تا عرصه قضاوت و حکومت. در ادامه با تفکیک میان حکم عقلایی و صرف اختیار فردی، نشان داده میشود که در برخی موارد رجوع به مرجع قضاوت یا حکم، تابع ملاکهای کارآمدی و رفع نزاع است نه جنسیت. در نهایت نتیجه بحث این است که استناد به آیه برای تعمیم قوامیت به همه حوزههای اجتماعی، از جمله قضا و حکومت، نیازمند دقت بیشتر و قابل مناقشه است.
موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (3)
2اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نظر مرحوم آخوند در قسم ثالث و اشکال بر آن
کلام در قسم ثالث از اقسام خمسه تقسیم مرحوم آخوند، در تساوی نسبتین به مورد حقیقت و مجاز یا انصراف و عدم انصراف به متیقّن و متعیّن بود. عرض شد بنابر فرمایش مرحوم آخوند در اینجا حقیقت بر مجاز مقدم است و اطلاق و شیوع و سریان به فرد متعیّن حاکم است.1
اشکالی که بر مرحوم آخوند وارد میشود این است که شارع در محاورات خود مبنای جدیدی سوای مبنای عرف نیاورده است؛ به همان ملاکی که عرف در القاء خطابات مولوی، احد الطرفین حقیقت و مجاز را اختیار میکند و در موارد مشکوکه توقف و احتیاط را مدّنظر قرار میدهد، در خطابات شارع هم، چنانچه الفاظی از نقطهنظر دلالت بر مفهوم و مصادیق حقیقی و بر مفاهیم مجازی متساویین بودند یا رجحان آنها، رجحان منجّز نبود در اینجا عرف در خطابات شارع دچار توقف و عمل به احتیاط میشود که احتیاط در اینجا چیست و چه اقتضاء میکند؟
بررسی انصراف آیۀ ﴿وَمَن لَّم یحکُم بِمَا أنزَلَ اللَهُ﴾ به رجل
در بیان این مطلب و شواهدی که میتواند در اینجا مورد استفاده قرار بگیرد و مواردی که میتواند از باب مثال صرفنظر از قرائن و شواهد و ادله و حجج شرعیه مانند روایات و اخبار، [مورد استفاده قرار بگیرد] در آیۀ شریفه ﴿وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾2 عرض کردیم که در اینجا آیه اطلاقی نسبت به جمیع موارد قضا ندارد، که ﴿وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم﴾ یعنی جمیع الافراد نسبت به مسئله قضا علیالسواء هستند، سواءٌ کانوا مذکراً أو مؤنثاً؛ بلکه آیه فقط در مقام بیان حکم است و از این نقطهنظر این آیه دالّ بر حکومت ﴿بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ﴾ است. بناءًعلیٰهذا در تردید بین رجوع به مرد و رجوع به زن، مذکر و مؤنث، در تردید رجوع بین اینها عرف و مخاطب و مکلفین چه حکمی دارند و چه تکلیفی دارند؟ آیه دلالتی بر مذکریت ندارد ﴿وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم﴾ ناظر بهصرف اجراء حکومت و قضاء است و ﴿مَن﴾ و ضمیر ﴿يَحۡكُم﴾ دال بر نفس مذکر نیست، بلکه به نفس حاکم برمیگردد؛ سواءٌ کان مذکراً أو مؤنثاً بل مُجمَلاً عن هذا، بالنسبه به مذکر و مؤنث مقام، مقام اجمال است.
- رجوع شود به کفایة الاصول، مع حواشى المشکینى، ج 2، ص 495 و منتهى الدرایة فی توضیح الکفایة، ج 3، ص 729.
- سوره مائده (5) آیه 47.
