اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اختلاف مرحوم شیخ و آخوند در انعقاد اطلاق

و بررسی اشکال آیت‌الله حکیم

14٬049
اصول
جلسات

انعقاد اطلاق در اصول فقه و اختلاف شیخ و آخوند در این جلسه به بررسی این مسئله می‌پردازد که آیا با ورود دلیل مقید، اساساً اطلاق شکل می‌گیرد یا از ابتدا حالت اجمال بر بحث حاکم است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم شیخ را توضیح می‌دهد که وجود مقید، یکی از مقدمات اطلاق را از بین می‌برد و در نتیجه از همان آغاز، اطلاق منعقد نمی‌شود. سپس دیدگاه مرحوم آخوند مطرح می‌شود که با تفکیک مراد استعمالی و مراد جدی، امکان جمع بین ظهور ابتدایی لفظ و تقییدهای بعدی را قابل توجیه می‌داند. در ادامه، ثمره عملی این اختلاف در تقدیم تقیید یا تخصیص و نسبت عام و مطلق بررسی می‌شود. همچنین اشکال آیةالله حکیم به این تفکیک و نقد آن مطرح می‌گردد. حاصل بحث این است که نوع احراز اطلاق و نحوه حجیت دلیل مقید، نقش تعیین‌کننده در نتیجه نهایی دارد.

اختلاف مرحوم شیخ و آخوند در انعقاد اطلاق

توضیحات:

انعقاد اطلاق در اصول فقه و اختلاف شیخ و آخوند در این جلسه به بررسی این مسئله می‌پردازد که آیا با ورود دلیل مقید، اساساً اطلاق شکل می‌گیرد یا از ابتدا حالت اجمال بر بحث حاکم است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم شیخ را توضیح می‌دهد که وجود مقید، یکی از مقدمات اطلاق را از بین می‌برد و در نتیجه از همان آغاز، اطلاق منعقد نمی‌شود. سپس دیدگاه مرحوم آخوند مطرح می‌شود که با تفکیک مراد استعمالی و مراد جدی، امکان جمع بین ظهور ابتدایی لفظ و تقییدهای بعدی را قابل توجیه می‌داند. در ادامه، ثمره عملی این اختلاف در تقدیم تقیید یا تخصیص و نسبت عام و مطلق بررسی می‌شود. همچنین اشکال آیةالله حکیم به این تفکیک و نقد آن مطرح می‌گردد. حاصل بحث این است که نوع احراز اطلاق و نحوه حجیت دلیل مقید، نقش تعیین‌کننده در نتیجه نهایی دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اختلاف مرحوم شیخ و آخوند در انعقاد اطلاق

10
  • پس اطلاقی که ما در مقامش هستیم، آن اطلاقی است که با شواهد و قرائن اثبات شده باشد. مثل یک عام، چطور اینکه یک عام ظهور در همه مصادیق دارد و ثابت است، اگر بعد برای آن یک دلیل مخصصی بیاید و دلیل مخصص نتواند شانه به شانه این عام بیاید، ما به این دلیل مخصص نمی‌توانیم حکم کنیم. فرض کنید این می‌گوید: أکرم العلماء بعد مثلاً یک دلیلی بیاید بگوید: أکرم زیداً. خُب این أکرم زیداً [مخصص نیست؛] با توجه به اینکه من می‌دانم منظور مولا أکرم العلما است و مجلسی را که از علماء تشکیل بشود آن مجلس برای او محترم است و رفع نیاز شده است؛ اما مولا در اینجا احد المصادیق را دارد تعیین می‌کند. این تعیین، مخصص نیست؛ این تعیین، فرد اکمل یا فرد اهم را در اینجا می‌خواهد مطرح کند. همین بحثی را که در عام و خاص ما می‌گوییم، همین بحث را در مطلق و مقیّد هم ذکر می‌کنیم. لذا باید ما از شواهد در اینجا بفهمیم [که] آیا آن دلیل مقیَّد واقعاً مقیِّد است یا اینکه دلیل، فرد اکمل است یا فرض کنید احد المصادیق است.1

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

    1. تلمیذ: شما تیمم را بر هر چیزی، فرش و ... صحیح می‌دانید؟
      استاد: نه‌خیر، درصورتی‌که حجر [وجود داشته] باشد، نمی‌شود.
      تلمیذ: در موارد ضرورت می‌شود؟
      استاد: ضرورت بله.
      تلمیذ: آقا، ابوی ما دستشان شکسته و نمی‌توانند وضو بگیرند ما تیممش می‌دهیم درست است؟
      استاد: بله.
      تلمیذ: یعنی نمی‌خواهد خودمان وضویشان بدهیم؟
      استاد: البته. خودش که اگر نتواند، اگر نفس وضو برایش اشکال ندارد، خُب در اینجا شما وضو باید بدهید.
      تلمیذ:برای تیمم هم خودم دستش را به زور می‌آورم و کامل هم نمی‌شود.
      استاد: نه، آن که اشکالی ندارد. می‌گویم اگر بتوانید باید وضو انجام بدهید.
      تلمیذ: مثلاً دستش را ببریم زیر شیر و یا خودمان آب بریزیم؟
      استاد: بله، باید آن عمل را انجام بدهید.
      تلمیذ: خودمان دست بکشیم.
      استاد: بله. چون در اینجا حکم بالنسبه به وضو و تیمم، برای او علی السویٰ است. یعنی خودش هیچ‌کدام را نمی‌تواند و احدهما باید انجام بشود؛ وقتی این‌طور است خُب وضو مقدم است.
      تلمیذ: مسح‌ها را هم با دست خودمان می‌کشیم.
      استاد: آن هم خودتان بکشید، او نیت می‌کند و شما مسح می‌کنید.
      تلمیذ: آن‌وقت طهارت بدنش همین‌طور است؟
      استاد: نه، بی‌خیال! خیلی مسئله را جدّی نگیرید. معلوم نیست عبادت اینها کمتر از مال ما باشد، عبادت هر کسی به‌مقتضای حال و موقعیتش است.
      تلمیذ: نماز را هم باید تلقین کنم؛ من می‌خوانم، او هم می‌خواند. بعضی موقع‌ها ولش کنید حواسش می‌رود این‌طرف آن‌طرف و یادش می‌رود و اشاره می‌کند که به من بگو چه بگویم.
      استاد: خلق الانسان من ضُعف. حقیقت انسان اصلاً از ضعف است. خلق الانسان من ضعف؛ یعنی اصلاً وجودش ضعف است، وجودش ناتوانی است. مثل اینکه بعضی‌ها هستند که می‌گویی این سرمایه‌اش چیست؟ می‌گویند که این اصلاً سرمایه‌اش گدایی است. یعنی اگر گدایی را از او بگیرند، هیچ‌کار نمی‌تواند بکند. چون سرمایه انسان از ضعف است. یک دندان آدم درد می‌گیرد! یک بندۀ خدایی بود در مشهد یک شب دندانش درد گرفت؛ مرد بزرگ گریه می‌کرد! آدم بزرگ!! مطب هم آن موقع بسته بود، مطب را باز کردند؛ آبسه کرده بود و نمی‌دانم چه شده بود که خلاصه دندان را درآورد و کشید. آقا این ادرار یک دقیقه نیاید! اینهایی که ناراحتی پروستات دارند، به زمین و زمان، فحش می‌دهند. من دیده‌ام!! اصلاً چنان عرصه بر آنها تنگ می‌شود که می‌خواهند [افراد را] بزنند. [حالا] آدم همین‌طوری می‌رود [راحت ادرار می‌کند].
      تلمیذ: قدرش را هم نمی‌داند.
/ 260