
تقسیم مطلق و مقید به متوافقین و مختلفین
تقسیم مطلق و مقید به متوافقین و مختلفین در اصول فقه، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در ادامه بحث تقیید بعد از وجود مطلق بررسی میشود. در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند در تقسیم مطلق و مقید و نسبت آن با موارد توافق و اختلاف تبیین میشود و سپس تحلیل تفصیلی دیدگاه مرحوم شیخ در حمل مطلق بر مقید در فرض متوافقین مطرح میگردد. استاد توضیح میدهند که در مبنای شیخ، تقیید کاشف از مراد واقعی شارع تلقی میشود و در فضای محاورات شرعی، نه کشف تدریجی از حکم، بلکه بیان مرحلهای مراد مطرح است. در ادامه، اشکال به این مبنا و پاسخهای مختلف درباره امکان حمل مقید بر استحباب یا حمل بر افضل افراد واجب بررسی میشود و نسبت آن با جمع بین دلیلین تحلیل میگردد. همچنین مفهوم جمع عرفی، و اینکه آیا تقیید موجب مجاز در معنا هست یا نه، بهصورت دقیق نقد و بررسی میشود. در نهایت جلسه به این نتیجه میرسد که در بسیاری از موارد، حمل بر استحباب به معنای افضل افراد واجب است و اساساً باب مجاز در این تحلیل به آن شکل مطرح نیست.
تقسیم مطلق و مقید به متوافقین و مختلفین
توضیحات:
تقسیم مطلق و مقید به متوافقین و مختلفین در اصول فقه، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در ادامه بحث تقیید بعد از وجود مطلق بررسی میشود. در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند در تقسیم مطلق و مقید و نسبت آن با موارد توافق و اختلاف تبیین میشود و سپس تحلیل تفصیلی دیدگاه مرحوم شیخ در حمل مطلق بر مقید در فرض متوافقین مطرح میگردد. استاد توضیح میدهند که در مبنای شیخ، تقیید کاشف از مراد واقعی شارع تلقی میشود و در فضای محاورات شرعی، نه کشف تدریجی از حکم، بلکه بیان مرحلهای مراد مطرح است. در ادامه، اشکال به این مبنا و پاسخهای مختلف درباره امکان حمل مقید بر استحباب یا حمل بر افضل افراد واجب بررسی میشود و نسبت آن با جمع بین دلیلین تحلیل میگردد. همچنین مفهوم جمع عرفی، و اینکه آیا تقیید موجب مجاز در معنا هست یا نه، بهصورت دقیق نقد و بررسی میشود. در نهایت جلسه به این نتیجه میرسد که در بسیاری از موارد، حمل بر استحباب به معنای افضل افراد واجب است و اساساً باب مجاز در این تحلیل به آن شکل مطرح نیست.
تقسیم مطلق و مقید به متوافقین و مختلفین
12تأمل بر اشکال مرحوم آخوند
این مسئلهای که مرحوم آخوند میفرماید این مسئله درست است؛ ولی نکتهای که ایشان در اینجا غفلت کردند این است که استحباب دو جور است یک وقت استحباب بدوی است، یک وقت استحباب در ضمن واجب است که آن هم مستحب است؛ و این استحباب از باب ترجیح احدالطرفین است. یک وقت استحباب، استحباب بدوی است، یعنی یک حکمی ابتدائاً میرود روی یک موضوعی، فرض کنید إن الصلاةَ اللیل مستحبٌ این از ابتدا رفته است روی نماز شب. [اما یک وقت میگویند] در شب جمعه بهجای ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ سورۀ جمعه را بخوان، نهاینکه این سورۀ جمعه، مستحب اصطلاحی است به همین اصطلاح در قبال واجب؛ نه، به عنوان ترجیح احدالاطراف است؛ یعنی وقتی که شما میتوانید سیصد و سیزده سوره را بخوانی، از سوره حمد گرفته تا بقره و... حالا در نماز مغرب شب جمعه که مستحب است در نماز مغرب سورۀ جمعه و در نماز عشاء سورۀ منافقین را انسان بخواند، شما میتوانید من بین هذه السور، هر سورهای را بخوانید که بین آنها بهتر است سورۀ جمعه را بخوانید. این مستحب نیست، مستحب در ضمن واجب است.1
پس اصلاً بحث حقیقت و مجاز در اینجا مطرح نمیشود تا اینکه شیخ اشکال به آن معنای خروج از لفظ به معنای حقیقی کند و ترجیح حقیقت بر مجاز کند و مرحوم آخوند اینطوری جواب بدهد که این مستحب نیست. نهخیر، این مستحب است منتها مستحب در ضمن واجب است. و این فرق میکند با بحثی را که مطرح میکنند در اینکه اگر منبابمثال یک امری مترتب بشود بر امر دیگری، بهعبارتدیگر حکمی بر حکم دیگر ناظر بشود، موضوع آیا موضوع و متعلق آن حکم از آن موضوع اوّلی خودش تغییر پیدا میکند یا تغییر پیدا نمیکند؟ منبابمثال نماز شب مستحب است، اگر ما در اینجا نذر کردیم، یک ماه نماز شب بخوانیم، یا نماز شب را بر خودمان واجب کنیم؛ آیا این نذر مبدّل موضوع است یا اینکه مبدّل موضوع نیست؟ بهعبارتدیگر آیا این نذری که وجوب را میآورد و الزام را میآورد مستحب را از مستحب خارج میکند و آن را ملزم و واجب میکند یا مستحب را مستحب نگه میدارد اما این مستحب را لازم میکند. بهعبارتدیگر ما در این نماز شبی که الآن میخوانیم عمل مستحب انجام دادیم یا عمل واجب انجام دادیم؟ کدامیک از این دو؟ و این یک بحث مفصلی است و خیلی معرکه بین آراء است و بین اعلام از سابق این بحث بوده است که نذر و امثال نذر که اینها احکام ثانوی هستند که مترتب میشوند بر موضوعات، آیا مبدّل موضوع هستند؟ بهعبارتدیگر این نفس صلاة اللیل آیا تبدیل به واجب میشود و یا اینکه صلاة اللیل به استحباب خودش باقی میماند ولی این استحباب میشود استحباب لازم؟ بهعبارتدیگر آیا ما عمل مستحب انجام دادیم یا عمل واجب؟ این دیگر بسته به نظر آقایان دارد که ببینید کدامیک از این طرفین در اینجا ترجیح دارد.
- خدا رحمت کند مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به یکی گفته بودند که در نماز نافله سورۀ وقعه را بخوانید این خیال کرده است وقعه یعنی بقره. این بدبخت قرآن را هم خیلی بلد نبود؛ از سر کار و ... برمیگشت و بیچاره در نافله نماز عشاء سه ساعت مینشست و در آن رکعت اوّل، سورۀ بقره را میخواند. از این قضیه دوماه، سهماه، چهارماه، نمیدانم چقدر؟! گذشت. یک روز خدمت ایشان رسید. آقا فرمودند: خُب حال شریف چطور است و چه میکنید؟ گفت: هیچ آقا! این را میخوانیم، آن را میخوانیم، فرمودید سورۀ بقره را بخوان، آن را هم میخوانیم. آقا فرمودند: چه آقا؟! گفت: سورۀ بقره. گفتند: آقا من وقعه را گفتم بخوانید! عجب! شما چهارماه است دارید شبها سورۀ بقره را میخوانید! خیلی خوب! خوب است اما در هرصورت این را ما نگفتیم. حالا گاهی اوقات اینجوری هم میشود دیگر!
