
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
مفهوم اطلاق در اصول فقه در این جلسه با محور جمعبندی مباحث اطلاق و نسبت آن با ظهور عرفی و مقدمات حکمت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با تبیین نقش متکلم و مخاطب نشان میدهد که ظهور الفاظ بر اساس قرائن و شرایط ذهنی هر مخاطب شکل میگیرد و اطلاق، یک فهم عرفی وابسته به این زمینههاست. در ادامه تفاوت عموم بدلی و استیعابی و نیز اطلاق واقعی و اطلاق لولایی توضیح داده میشود و روشن میگردد که گاه عقل در صورت نبود دلیل قطعی به احتیاط و انتخاب افضل افراد حکم میکند. در پایان، نحوه برخورد با دلیل مقید پس از اطلاق و معیار سنجش قوت ادله بیان میشود تا روشن شود کدام ظهور در مقام استنباط مقدم است. این بحث جمعبندی نهایی مبحث اطلاق در سلسله اصول فقه است.
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
توضیحات:
مفهوم اطلاق در اصول فقه در این جلسه با محور جمعبندی مباحث اطلاق و نسبت آن با ظهور عرفی و مقدمات حکمت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با تبیین نقش متکلم و مخاطب نشان میدهد که ظهور الفاظ بر اساس قرائن و شرایط ذهنی هر مخاطب شکل میگیرد و اطلاق، یک فهم عرفی وابسته به این زمینههاست. در ادامه تفاوت عموم بدلی و استیعابی و نیز اطلاق واقعی و اطلاق لولایی توضیح داده میشود و روشن میگردد که گاه عقل در صورت نبود دلیل قطعی به احتیاط و انتخاب افضل افراد حکم میکند. در پایان، نحوه برخورد با دلیل مقید پس از اطلاق و معیار سنجش قوت ادله بیان میشود تا روشن شود کدام ظهور در مقام استنباط مقدم است. این بحث جمعبندی نهایی مبحث اطلاق در سلسله اصول فقه است.
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
10بناءًعلیٰهذا حالا که این دو مورد اطلاق مشخص شد، اگر در اینجا یک دلیلی آمد ولو اینکه دلیل از نظر حجّیت، چندان مورد وثوق نباشد که گردن انسان را بگیرد؛ بلکه یک دلیلی است که فرض کنید که این دلیل مرسل است یا خبر از آن وثاقت کامل برخوردار نیست؛ اگر یک همچنین دلیلی بعد از اطلاق بود؛ این دلیل میشود منجز. اگر ما این اطلاق را نداشتیم، شاید این دلیل تنها، به تنهایی منجز نبود؛ ولی در اینجا از باب ارشاد عقل به افضل افراد ما باید که اتیان بکنیم. [پس] آن دلیلی که در اینجا از نظر حجّیت، ولو دلیل تام نیست، بهنحو یک احتمال جدّی میآید و آن اطلاق را در اینجا مقید میکند به این مورد بهخصوص؛ چون ما در وهلۀ اوّل دلیل نداشتیم و این دلیل در اینجا برای ما منجّز میشود. این میشود مقید برای آن اطلاقی لولایی. اما اگر ما اطلاقی را که اوّل داریم آن اطلاق، مانند عام بود. یعنی با شواهد و قرائن ما استفاده عموم بدلی از این اطلاق کردیم یا استفاده عموم شمولی از این اطلاق کردیم که همۀ موارد را استیعاب میکند؛ اگر ما یک همچنین اطلاقی را من اوّل الامر استفاده کردیم این دلیل ما دیگر نمیتواند معارضه بکند با آن دلیل اطلاق؛ بلکه دلیل اطلاق حاکم خواهد بود و آن را از صحنه بیرون میکند. الاّ اینکه در اینجا دلیل محکم، دلیل خاص بیاید مثل خاص که بعد از عام میآید و عام را تخصیص میزند.
محصل بحث اطلاق
بنابراین محصل بحث در اینجا این شد اگر شما با قرائن و شواهدی استفادۀ اطلاق کردید از آن لفظ، این به عنوان یک دلیل محکم میتواند با ادلۀ بعد از خودش معارضه کند. نگاه میکنیم به اینکه این دلیل قویتر است از آن دلیل خاص بعدی یا آن قویتر است؟ ممکن است این دلیل خاص باشد و هزارتا جهت ضعف داشته باشد. اینطور نیست که تا شما میگویید دلیل خاص است؛ پس بنابراین حاکم و راجح است. چون از نظر سند ممکن است اشکال داشته باشد یا از نظر دلالت ممکن است اشکال داشته باشد یا خود نحوۀ بیان ممکن است یک بیانی باشد که دلیل مطلق در مقام علت باشد و در مقام علت تخصیص بر نمیدارد. اینها جهاتی است که دلیل خاص را و دلیل مقیّد را تضعیف میکند. پس اگر در مقام اطلاق با توجّه به قرائن و شواهد ما استفادۀ اطلاق کردیم در اینصورت بین دلیل مطلق و دلیل مقید معارضه میافتد؛ باید ببینیم کدام قویتر از دیگری است. اما اگر از اوّل ما اطلاق لولایی را استفاده کردیم ولو دلیل بعدی مقید ما دلیل قوی نباشد و حجّت شرعی را اثبات نکند باز در عین حال مقید خواهد بود. از باب ارشاد عقل به برائت تکلیف در زمان جهل نسبت به تکلیف ما دراینجا حکم میکنیم. این میشود مقام، مقام اجمال؛ یعنی اگر شارع در مقام بیان، مطلب را مجمل بیان کرده است و مفصل بیان نکرده است در اینجا ما با آن احتمالات جدّی بعدی باید این مطلق خود را قید بزنیم.
