
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
مفهوم اطلاق در اصول فقه در این جلسه با محور جمعبندی مباحث اطلاق و نسبت آن با ظهور عرفی و مقدمات حکمت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با تبیین نقش متکلم و مخاطب نشان میدهد که ظهور الفاظ بر اساس قرائن و شرایط ذهنی هر مخاطب شکل میگیرد و اطلاق، یک فهم عرفی وابسته به این زمینههاست. در ادامه تفاوت عموم بدلی و استیعابی و نیز اطلاق واقعی و اطلاق لولایی توضیح داده میشود و روشن میگردد که گاه عقل در صورت نبود دلیل قطعی به احتیاط و انتخاب افضل افراد حکم میکند. در پایان، نحوه برخورد با دلیل مقید پس از اطلاق و معیار سنجش قوت ادله بیان میشود تا روشن شود کدام ظهور در مقام استنباط مقدم است. این بحث جمعبندی نهایی مبحث اطلاق در سلسله اصول فقه است.
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
توضیحات:
مفهوم اطلاق در اصول فقه در این جلسه با محور جمعبندی مباحث اطلاق و نسبت آن با ظهور عرفی و مقدمات حکمت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با تبیین نقش متکلم و مخاطب نشان میدهد که ظهور الفاظ بر اساس قرائن و شرایط ذهنی هر مخاطب شکل میگیرد و اطلاق، یک فهم عرفی وابسته به این زمینههاست. در ادامه تفاوت عموم بدلی و استیعابی و نیز اطلاق واقعی و اطلاق لولایی توضیح داده میشود و روشن میگردد که گاه عقل در صورت نبود دلیل قطعی به احتیاط و انتخاب افضل افراد حکم میکند. در پایان، نحوه برخورد با دلیل مقید پس از اطلاق و معیار سنجش قوت ادله بیان میشود تا روشن شود کدام ظهور در مقام استنباط مقدم است. این بحث جمعبندی نهایی مبحث اطلاق در سلسله اصول فقه است.
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
2اینها که گاهگاهی میآیند [مسائلی را مطرح میکنند] کار دارند که [مطرح میکنند]! یعنی ادله را تفحص کنید ببینید به کجا میرسید. هر یکی دو هفتهای یکی از این چیزها میگویند.
تلمیذ: ...
استاد: نه، چه کسی گفته است؟!یک همچنین چیزی نیست!
تلمیذ: ...
استاد: شما گوشتان به این حرفها بدهکار نباشد.
تلمیذ: نه آقا! ما یقیین داریم رسیدیم! شک هم نداریم!
استاد: اگر مجتهدین اینهایی هستند که رساله میدهند پس شما علامه هستید! آقا چه چیزهایی میبینیم!
تلمیذ: آقا سمیناری که جدیداً مطرح کردند در رابطه با پیوند اعضاء در موت مغزی شنیدهاید؟
استاد: بله، سابق بود.
تلمیذ: اخیراً، تلویزیون تبلیغ میکرد.
استاد: همین اخیر؟! نه، من نشنیدم.
تلمیذ: آقای رفسنجانی هم بر مسند سخنرانی نشسته بود. میگفت از مجلس خواستند قانونش را [تصویب] کنند. من دیگر پیگیر آن نشدم در روزنامهها، که ببینم چه شد.
استاد: مجلس باید تصویب بکند؟ یک دکتری از دوستان ما، دکتر خاکپور که در مشهد است، تعریف میکرد که راجع به پیوند قرنیه، یک شخصی بود، ما رفتیم پیش ایشان؛ خلاصه هر چه کردیم اجازه نداد که ما قرنیۀ یک مردهای را برداریم و پیوند کنیم. این دکتر الآن خودش در مشهد است، شاگرد دکتر سجادی بود. میگفت که ما هر چه دلیل میآوردیم که این کور میشود و تا آخر کور است و ...؛ میگفت: نه، مرده احترامش لازم و واجب است و شما نباید این کار را بکنید. تا اینکه نمیدانم چه شد؛ یک چیزی رفت در چشم پسرش که خلاصه قرنیهاش خراب شد. آمد پیش ما. ما گفتیم که طبق نظر و فتوای خودتان نمیشود ما پیوند بکنیم. گفت که حالا این یک مورد را بکنید و دیگر نکنید. خیلی صریح گفت که این یک مورد را بکنید. میگفت که از آقایان معروف هم هست. اسمش را نیاورد و من هم از ایشان سوال نکردم که کیست؛ سوال نمیکنم. بعد گفت: این چه وضعی است؟! این چه دینی است؟! این چه بازی کردن با دین مردم است؟! میگفت که چرا اینطور است؟!
