
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
مفهوم اطلاق در اصول فقه در این جلسه با محور جمعبندی مباحث اطلاق و نسبت آن با ظهور عرفی و مقدمات حکمت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با تبیین نقش متکلم و مخاطب نشان میدهد که ظهور الفاظ بر اساس قرائن و شرایط ذهنی هر مخاطب شکل میگیرد و اطلاق، یک فهم عرفی وابسته به این زمینههاست. در ادامه تفاوت عموم بدلی و استیعابی و نیز اطلاق واقعی و اطلاق لولایی توضیح داده میشود و روشن میگردد که گاه عقل در صورت نبود دلیل قطعی به احتیاط و انتخاب افضل افراد حکم میکند. در پایان، نحوه برخورد با دلیل مقید پس از اطلاق و معیار سنجش قوت ادله بیان میشود تا روشن شود کدام ظهور در مقام استنباط مقدم است. این بحث جمعبندی نهایی مبحث اطلاق در سلسله اصول فقه است.
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
توضیحات:
مفهوم اطلاق در اصول فقه در این جلسه با محور جمعبندی مباحث اطلاق و نسبت آن با ظهور عرفی و مقدمات حکمت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با تبیین نقش متکلم و مخاطب نشان میدهد که ظهور الفاظ بر اساس قرائن و شرایط ذهنی هر مخاطب شکل میگیرد و اطلاق، یک فهم عرفی وابسته به این زمینههاست. در ادامه تفاوت عموم بدلی و استیعابی و نیز اطلاق واقعی و اطلاق لولایی توضیح داده میشود و روشن میگردد که گاه عقل در صورت نبود دلیل قطعی به احتیاط و انتخاب افضل افراد حکم میکند. در پایان، نحوه برخورد با دلیل مقید پس از اطلاق و معیار سنجش قوت ادله بیان میشود تا روشن شود کدام ظهور در مقام استنباط مقدم است. این بحث جمعبندی نهایی مبحث اطلاق در سلسله اصول فقه است.
تلخیص و نتیجهگیری مبحث اطلاق
8آنوقت آیا ایشان از این کلام من استفادۀ انگور خاص را میکند؟ خیر، استفادۀ انگور خاص را نمیکند. در ذهن ایشان از مطلب من که میگویم بروید یک کیلو انگور بخرید چه نوع انگوری نقش میبندد؟ مطلق انگور نقش میبندد نهاینکه همۀ انگورها. ببینید! یک وقتی ایشان میگوید که منظور من جمیع انواع انگور است بهنحو عموم بدلی؛ یعنی فرض کنید که انگور قرمز داریم، سبز داریم، سفید داریم، زرد داریم، نارنجی داریم، صورتی داریم، سیاه داریم، یاقوتی و غیر یاقوتی داریم، بیدانه و امثالذلک و این کلام من دلالت میکند بر همۀ اینها، خُب این میشود عام. میگویم هر انگوری را که آوردید امتثال کردید؛ این میشود عام؛ یا اینطور است که لفظ «کُل» در اینجا میآورم یا لفظ کُل در اینجا نمیآورم، شما از قرائن و شواهد در همینجا استفادۀ کُل را میکنید بدون اینکه لفظ دلالت بر کُل بکند؛ این میشود اطلاق عمومی.
اطلاق عمومی یعنی اطلاقی که مثل کُل است؛ از قرائن و شواهد انسان استفاده میکند که مطلق مصادیق دراینجا مورد نظر مولا است و احدهما را که اتیان بکند بلامانع است. این هیچ فرقی با عموم ندارد که عرض کردم که منظور ما از اطلاق، این اطلاق است و این اطلاق حکمش با اطلاق دیگری که الآن میخواهیم بگوییم فرق میکند. این یک قسم ظهور. حالا به جناب سرور مکرم، معزز هم میگویم بروید یک کیلو انگور بیاورید. ایشان در اینجا شرایط و موقعیت من را وقتی نگاه میکند، ایشان یک تجربۀ دیگری از من دارد و بر اساس ذهنیت خودشان استفادۀ ظهور میکنند از این انگور مخصوص. و لذا شما نگاه میکنید میبینید در یک مجلس واحد، برداشتهای مختلفی از کلام متکلم میشود که تمام اینها برگشتش به ظهورات مختلف در افراد است. هرکدام از این ظهورات برای مکلف و برای مخاطب حجّیت دارد. پس ما در اینجا قائل به انفکاک بین حجّیت و ظهور نیستیم، بلکه به محض اینکه ظهور نسبت به یک کلامیمنعقد شد این ظهور برای مکلف منجّز خواهد بود. این میشود استفادۀ اطلاق یا تقیید از کلام این متکلم. این بحث تمام شد.
