اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیه وما كنا معذبین و برائت اصول فقه محور این جلسه از بحث ادله قرآنی برائت است که در آن آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی استدلال به آیه «وما كنا معذبین حتى نبعث رسولا» می‌پردازند. ابتدا تقریر مشهور اصولی در دلالت آیه بر نفی عذاب در صورت عدم بعث رسول و در نتیجه عدم حجیت و برائت مطرح می‌شود. سپس اشکال مرحوم آخوند بررسی می‌گردد که آیه را ناظر به عذاب دنیوی و یا از باب امتنان می‌داند، نه نافی استحقاق عقاب اخروی. در ادامه، نسبت میان بعث رسول، تحقق حجت و استحقاق عقاب تحلیل می‌شود و این نکته روشن می‌گردد که آیا «رسول» در آیه به معنای پیامبر ظاهری است یا مطلق حجت و دلیل. همچنین استدلال به اخبار تثلیث و مفهوم «هلاکت در شبهات» مطرح شده و نقد می‌شود که هلاکت در روایات لزوماً به معنای عقاب اخروی نیست، بلکه می‌تواند آثار تکوینی و دنیوی داشته باشد. در نهایت، جلسه نشان می‌دهد که آیه می‌تواند همچنان یکی از ادله مهم قاعده برائت در شبهات حکمیه باقی بماند.

بررسی ادلۀ قرآنی برائت (1)

توضیحات:

آیه وما كنا معذبین و برائت اصول فقه محور این جلسه از بحث ادله قرآنی برائت است که در آن آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی استدلال به آیه «وما كنا معذبین حتى نبعث رسولا» می‌پردازند. ابتدا تقریر مشهور اصولی در دلالت آیه بر نفی عذاب در صورت عدم بعث رسول و در نتیجه عدم حجیت و برائت مطرح می‌شود. سپس اشکال مرحوم آخوند بررسی می‌گردد که آیه را ناظر به عذاب دنیوی و یا از باب امتنان می‌داند، نه نافی استحقاق عقاب اخروی. در ادامه، نسبت میان بعث رسول، تحقق حجت و استحقاق عقاب تحلیل می‌شود و این نکته روشن می‌گردد که آیا «رسول» در آیه به معنای پیامبر ظاهری است یا مطلق حجت و دلیل. همچنین استدلال به اخبار تثلیث و مفهوم «هلاکت در شبهات» مطرح شده و نقد می‌شود که هلاکت در روایات لزوماً به معنای عقاب اخروی نیست، بلکه می‌تواند آثار تکوینی و دنیوی داشته باشد. در نهایت، جلسه نشان می‌دهد که آیه می‌تواند همچنان یکی از ادله مهم قاعده برائت در شبهات حکمیه باقی بماند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی ادلۀ قرآنی برائت (1)

11
  • بنابراین چون‌که این قضیه در زمان سابق اتفاق افتاده است دلیل نمی‌شود که ما رفع ید از استدلال نسبت به آن بکنیم برای ارتباط و تلازم بین عدم عذاب و عدم بعث رسول، نه! اگر همین عدم بعث رسول هم در این زمان اتفاق بیفتد ﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبۡعَثَ رَسُولٗا﴾ هم در اینها اتفاق خواهد افتاد به‌خاطر اینکه عمل خدا مبتنی بر عدل است.

  • پاسخ به اشکال دنیوی بودن عذاب

  • اشکال بعدی اینکه در آیۀ ﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبۡعَثَ رَسُولٗا﴾ تلازم بین بعث رسول و ﴿مُعَذِّبِينَ﴾ به چه جهت برمی‌گردد؟ چون در اینجا گفتند که منظور از عذاب، عذاب فعلی است و از دایرۀ مانحن‌فیه خارج است. بحث ما بحث عصیان است درصورت عدم دلیل، و بحث عصیان با عقاب اخروی ارتباط دارد، نه دنیوی!

  • صحبت در اینجاست که اتفاقاً به طریق اولیٰ می‌شود این آیه مورد استدلال برای نفی برائت واقع بشود؛ چون عذاب دنیوی اخفّ از عذاب اخروی است. در عذاب دنیوی است که حتماً باید این امر بر عصیان مترتب شود. چه‌بسا ممکن است خداوند در این دنیا عذاب کند و در آخرت ببخشد؛ بخشش نسبت به آخرت باشد، اینجا اخفّ نسبت به عقاب اخروی است.

  • آیا ممکن است که خداوند متعال عذابش را در همین دنیا مترتب بکند بر شخصی که مستحق عقاب نیست، آیا این معنا دارد؟! مثل بیان علت است به لسان بیان معلول؛ شما منظورتان این است که آن علت برای عذاب را در اینجا مطرح کنید به لسان بیان معلول که عذاب است. چرا عذاب در اینجا مترتب بر عصیان است؟ به‌جهت تحقق عصیان! به‌جهت استحقاق عقاب! چون استحقاق عذاب است خداوند در اینجا بعد از بعث رسول عذاب را می‌آورد. بنابراین این عذاب در اینجا گرچه عذاب دنیوی است و گرچه این عذاب در همین دنیا است؛ ولی آیا این عذاب بدون استحقاق عقاب معنا دارد؟! معنا ندارد.

  • بنابراین بیان این است که اینها مستحق عقاب نیستند لا یکونُ هولاء ‌القومُ مستحقاً للعقاب و للعذاب الدّنیوی إلا أن نَبعَث رسولاً یعنی قبل از بعث رسول استحقاق عقاب در اینجا معنا ندارد. این‌هم اشکال دیگر بر کلام مرحوم آخوند بود.

/ 260