
بررسی ادلۀ قرآنی برائت (1)
آیه وما كنا معذبین و برائت اصول فقه محور این جلسه از بحث ادله قرآنی برائت است که در آن آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی استدلال به آیه «وما كنا معذبین حتى نبعث رسولا» میپردازند. ابتدا تقریر مشهور اصولی در دلالت آیه بر نفی عذاب در صورت عدم بعث رسول و در نتیجه عدم حجیت و برائت مطرح میشود. سپس اشکال مرحوم آخوند بررسی میگردد که آیه را ناظر به عذاب دنیوی و یا از باب امتنان میداند، نه نافی استحقاق عقاب اخروی. در ادامه، نسبت میان بعث رسول، تحقق حجت و استحقاق عقاب تحلیل میشود و این نکته روشن میگردد که آیا «رسول» در آیه به معنای پیامبر ظاهری است یا مطلق حجت و دلیل. همچنین استدلال به اخبار تثلیث و مفهوم «هلاکت در شبهات» مطرح شده و نقد میشود که هلاکت در روایات لزوماً به معنای عقاب اخروی نیست، بلکه میتواند آثار تکوینی و دنیوی داشته باشد. در نهایت، جلسه نشان میدهد که آیه میتواند همچنان یکی از ادله مهم قاعده برائت در شبهات حکمیه باقی بماند.
بررسی ادلۀ قرآنی برائت (1)
توضیحات:
آیه وما كنا معذبین و برائت اصول فقه محور این جلسه از بحث ادله قرآنی برائت است که در آن آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی استدلال به آیه «وما كنا معذبین حتى نبعث رسولا» میپردازند. ابتدا تقریر مشهور اصولی در دلالت آیه بر نفی عذاب در صورت عدم بعث رسول و در نتیجه عدم حجیت و برائت مطرح میشود. سپس اشکال مرحوم آخوند بررسی میگردد که آیه را ناظر به عذاب دنیوی و یا از باب امتنان میداند، نه نافی استحقاق عقاب اخروی. در ادامه، نسبت میان بعث رسول، تحقق حجت و استحقاق عقاب تحلیل میشود و این نکته روشن میگردد که آیا «رسول» در آیه به معنای پیامبر ظاهری است یا مطلق حجت و دلیل. همچنین استدلال به اخبار تثلیث و مفهوم «هلاکت در شبهات» مطرح شده و نقد میشود که هلاکت در روایات لزوماً به معنای عقاب اخروی نیست، بلکه میتواند آثار تکوینی و دنیوی داشته باشد. در نهایت، جلسه نشان میدهد که آیه میتواند همچنان یکی از ادله مهم قاعده برائت در شبهات حکمیه باقی بماند.
بررسی ادلۀ قرآنی برائت (1)
8اینکه شما در اینجا این کار را کردید اشکال ندارد و اگر با این زوجه نکاح کردید اشکال ندارد ولی صحبت در این است که اگر بعد از یک سال بچهدار شدید و یک بچه یا دو بچه هم پیدا کردید و اوتاد ازدواج محکم شد و این ازدواج شما یک ازدواج وثیقی شد یک مرتبه بعد از دو سال منکشف بشود که این خواهر رضاعی شما بوده است آنوقت چهکار میکنید؟! نکاح باید منفسخ بشود. خب بهتر نیست از اول انسان اقدام نکند؟!
پس منظور از «الوقوفُ عند الشُّبَهةِ خیرٌ مِن الاقتحامِ فی الهَلکةِ» این نیست که ورود در شبهات عصیان و معصیت است؛ ورود در شبهات معصیت نیست؛ ولی ورود در شبهات موجب هلاکت فعلیه است. خب بعد از اینکه شما دوتا بچه پیدا کردید باید از این جدا شوید، خب این هلاکت نیست؟! بچهها را چهکار میکنید؟! این هلاکت است دیگر! خب شارع میگوید که از اول این ازدواج را انجام نده! و هلمَّ جَراً.
تلمیذ: آخوند هلاکت را هلاکت دنیویه میگیرد؟
استاد: بله، هلاکت دنیویه است.
تلمیذ: پس اصلاً از محل نزاع خارج میشود؟
استاد: بله، ایشان میخواهد همین را بگوید؛ میگوید که اصلاً این بحثها مربوط به اینها نیست، منتها آن آقا بر گردۀ اینها میگذارد؛ مرحوم آخوند به مرحوم شیخ میفرمایند که اولاً چه کسی گفته که شما بر گردۀ ایشان بگذاری و یک همچنین چیزی را به ایشان نسبت بدهی؟! بیچارهها! آخوند میگوید که این بیچارهها هلاکت را هلاکت دنیوی میدانند شما هم بیخود بر گردۀ ایشان نگذار و بر آنها تحمیل نکن که منظور اینها از هلاکت، استحقاق عقاب است و ورود در شبهات مستدعی استحقاق عقاب است، بعد این حرفها را از اینها بگیری و بگویی که آقا این حرفِ شما با آیه رد شده است. وقتی که این مفاد را شما از روایت استفاده میکنید با وجودی که آیه دلیل بر خلاف است دیگر استفادۀ شما ناتمام است. آن آیه، آیۀ ﴿وَ ما کُنّا مُعَذِّبِینَ حَتَّىٰ نَبعَثَ رَسُولا﴾ است؛ در این آیه استفادۀ استحقاق میشود؛ مفهومش این است که عدم استحقاق عقاب بهواسطۀ عدم بعث رسول. این عدم استحقاق عقاب را از کجا شما گرفتید؟ از این اخبار تثلیث گرفتید که ورود در شبهات بهتر از استحقاق عقاب است، مرحوم آخوند میگویند که هلاکت فعلی منظور است و هلاکت فعلی با عصیان اصلاً در تنافی هست چون ممکن است هلاکت فعلی باشد با وجود عصیان، و ممکن است هلاکت فعلی باشد بدون وجود عصیان، و ممکن است عدم هلاکت فعلی باشد با وجود عصیان.
