
بررسی ادلۀ قرآنی برائت (2)
و تفاوت اصول عملیه با قواعد فقهیه
تفاوت اصول عملیه و قواعد فقهیه در این جلسه با تکیه بر آیه «و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا» بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان میکند که اصل برائت بر مبنای قبح عقاب بلا بیان و پشتوانه عقلایی و قرآنی است. در ادامه، دیدگاه مشهور درباره تفکیک اصول عملیه از قواعد فقهیه و انتساب برخی به عقل و برخی به روایت نقد میشود. با بررسی نمونههایی مانند استصحاب، احتیاط و طهارت روشن میگردد بسیاری از این اصول ریشه در بنای عقلاء دارند و سیره عقلاء در آن نقش اساسی دارد و شارع آنها را تأیید کرده است. نتیجه جلسه این است که مرز قاطع میان این دو دسته قابل دفاع نیست و همه این قواعد در یک شبکه واحد از قواعد عقلایی و شرعی قابل تحلیلاند و با ادله نقلی تأیید میشوند.
بررسی ادلۀ قرآنی برائت (2)
توضیحات:
تفاوت اصول عملیه و قواعد فقهیه در این جلسه با تکیه بر آیه «و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا» بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان میکند که اصل برائت بر مبنای قبح عقاب بلا بیان و پشتوانه عقلایی و قرآنی است. در ادامه، دیدگاه مشهور درباره تفکیک اصول عملیه از قواعد فقهیه و انتساب برخی به عقل و برخی به روایت نقد میشود. با بررسی نمونههایی مانند استصحاب، احتیاط و طهارت روشن میگردد بسیاری از این اصول ریشه در بنای عقلاء دارند و سیره عقلاء در آن نقش اساسی دارد و شارع آنها را تأیید کرده است. نتیجه جلسه این است که مرز قاطع میان این دو دسته قابل دفاع نیست و همه این قواعد در یک شبکه واحد از قواعد عقلایی و شرعی قابل تحلیلاند و با ادله نقلی تأیید میشوند.
بررسی ادلۀ قرآنی برائت (2)
7دوم: ریشۀ عقلیِ قواعد فقهی
اما مطلب دوم اینکه آن قواعدی که شما آنها را قواعد فقهی بهحساب میآورید، مگر اینها جزو اصول عقلیه نیست؟! مگر استصحاب جزو اصول عقلیه نیست؟! اگر جزو اصول عقلیه نیست، پس چرا در محاوره بنای محاوره در افراد از صبح تا شب همه بر استصحاب است؟! آنقدر مسئله مهم است که مرحوم شیخ در آنجا میفرماید که حتی حیوانات هم وقتی که از لانهشان بیرون میآیند بهواسطۀ استصحاب به لانه و وکر خودشان برمیگردند! این برای چیست؟! بهخاطر این است که این اصل، اصل عقلائی است! حیوانات هم عاقل هستند! حیوانات هم براساس همان فطرت خودشان دارند به این اصل عمل میکنند.
یا [در مورد] اصالة الاِشتغال [هم همینطور است]؛ وقتی که شارع حکم الزامی، تحریمی یا وجوبی را اقامه بکند و شرایط برای تنجّز تکلیف تمام بشود، در اطراف علم اجمالی همانطور که خدمتتان عرض کردیم یا در غیر از اطراف علم اجمالی، یا در مورد شبهه، عقل حکم میکند به اینکه اشتغال یقینی برائت یقینی میخواهد. شما وقتی که در بیابان گیر کردید و قبله را نمیدانید به چه دلیلی به جهات مختلف نماز میخوانید؟! بهخاطر همین اشتغال، عقل در اینجا حکم میکند. شما وقتی که شک دارید در اینکه نماز خواندید یا نخواندید، چه کسی به شما حکم میکند که اگر شک دارید نماز را بخوانید؟! عقل به شما حکم میکند که تا وقتی وقت باقی است بخوان. البته اگر وقت برود هم دلیل جدا داریم و آن مسئله جداست ولی آنهم باز به حکم عقلی میگردد. عقل میگوید که در شک در مورد، عدم الإعتناء جاری است. بحث قاعدۀ فراغ و قاعدۀ تجاوز از احکام عقلی است. قاعدۀ مرور زمان که شما میبینید در همۀ ملل تصویب میکنند؛ در دول کفر و اروپا و آمریکا هم هست چیست؟! وقتی یک مسئله از زمینۀ خودش بیرون آمد دیگر عطف بر گذشته و جری امور را بر ماسبق نمیکنند و این همین اصل عقلائی قاعدۀ تجاوز و فراغ است. قاعدۀ تجاوز و فراغ میگوید که تا وقتی که در حال یک جزء از صلاة هستی و شک در جزء قبل کردی، در آنجا قاعدۀ تجاوز را بهکار ببر مثلاً در رکوع هستی و شک در حمد کردی یا در تشهد هستی و شک در سجده کردی، قاعدۀ تجاوز را بهکار ببر و قاعدۀ فراغ هم که برای بعد آن است. در قاعدۀ تجاوز گفتیم که این یک اصل عقلائی است و شارع از این اصل عقلائی به این بیان در اینجا تأکید کرده است.
