اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفاوت اصول عملیه و قواعد فقهیه در این جلسه به بررسی مرز میان اصول عملیه و قواعد فقهیه و نقد تعریف مرحوم آخوند از اصول عملیه پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که آخوند اصول عملیه را اموری می‌داند که مجتهد پس از فحص و یأس از دلیل به آن‌ها رجوع می‌کند، اما این تعریف به ظاهر برخی کاربردهای مقلد را کنار می‌گذارد. سپس با تبیین نقش علوم مختلف مانند فلسفه، تاریخ و کلام در فرایند استنباط، نشان داده می‌شود که فهم حکم شرعی تنها به اصول لفظی محدود نیست. در ادامه تفاوت اصول عملیه با قواعد فقهیه مانند قاعده لاضرر روشن می‌شود که قواعد فقهی احکام کلی اولیه‌اند نه ابزار جست‌وجوی دلیل. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به جایگاه این دو دسته قاعده در علم اصول است.

افتراق اصول عملیه و قواعد فقهیه (1)

توضیحات:

تفاوت اصول عملیه و قواعد فقهیه در این جلسه به بررسی مرز میان اصول عملیه و قواعد فقهیه و نقد تعریف مرحوم آخوند از اصول عملیه پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که آخوند اصول عملیه را اموری می‌داند که مجتهد پس از فحص و یأس از دلیل به آن‌ها رجوع می‌کند، اما این تعریف به ظاهر برخی کاربردهای مقلد را کنار می‌گذارد. سپس با تبیین نقش علوم مختلف مانند فلسفه، تاریخ و کلام در فرایند استنباط، نشان داده می‌شود که فهم حکم شرعی تنها به اصول لفظی محدود نیست. در ادامه تفاوت اصول عملیه با قواعد فقهیه مانند قاعده لاضرر روشن می‌شود که قواعد فقهی احکام کلی اولیه‌اند نه ابزار جست‌وجوی دلیل. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به جایگاه این دو دسته قاعده در علم اصول است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

افتراق اصول عملیه و قواعد فقهیه (1)

7
  • آن زمان اصلاً این‌طوری نبود. آن موقع اصلاً مسئلۀ امامت و ولایت یک مسئلۀ ظاهری و مقام اثباتی نبود بلکه یک مقام ثبوتی بود. حالا مقام اثباتی آن را هم قبول نکردند و پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم که گفت: «مَن کنتُ مَولاه فهذا علیٌ مَولاه»1 خواست بگوید که مردم مقام اثباتی را هم مثل مقام ثبوتی به این نحو قرار بدهند. اما وقتی که مقام اثباتی ثابت نشد، مردم بر همان مقام ثبوتی حرکت می‌کردند! امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را به‌عنوان اینکه داماد پیغمبر و اعلم بود دوست داشتند؛ اما اینکه مثل ما این حدّت را داشته باشند که اگر چشممان به یک سنّی بیفتد انگار برق ما را گرفته است، آن موقع اصلاً این‌طور نبود و یک هم‌چنین وضعی نبود لذا مسئلۀ شیعه و سنّی [به شکل زمان ما نبوده است].

  • بعد در زمان صفویه شیعه به‌عنوان یک محدودۀ خاص در جامعه تلقی شد و جدا شد. 

  • مطرح بودن مذاهب اربعه در عرض مذهب جعفری

  • البته این را هم عرض کنم: ما نباید گول مطالب این افراد را بخوریم؛ از همان زمان سابق یک هم‌چنین مسئله‌ای بوده و در آن موقع این به‌عنوان مذاهب اربعه و مکتب جعفری مطرح بوده است؛ یعنی افرادی که دارای مذاهب مختلف بودند از همدیگر متمایز بودند؛ ولی با همدیگر حشرونشر داشتند. مثل اینکه الآن در یک خانواده زن از آقای کذا تقلید می‌کند و شوهر از آقای کذا تقلید می‌کند، دوتا بچه هم دارند که این دوتا بچه هرکدام یک مرجع دارند؛ یعنی یک خانواده هستند و چهارتا رسالۀ توضیح المسائل دارند؛ ولی با همدیگر دعوا نمی‌کنند و رساله‌ها را هم در مغز همدیگر نمی‌کوبند؛ بلکه باهم می‌نشینند و غذایشان را می‌خورند و این کارها را باهم انجام می‌دهند؛ ولی در بعضی مسائل باهم اختلاف دارند.

  • در زمان سابق که زمان خلفای عباسی بود در اسلام چهارتا مذهب به‌اضافۀ مکتب امام صادق علیه‌السّلام آن موقع این پنج‌تا مطرح بود. در زمان سید مرتضی و سید رضی خلیفۀ عباسی خواست که این مذاهب را رسمی کند و گفت که هر کسی که صد هزار دینار پول بدهد، مذهبش رسمی می‌شود؛ یعنی دیگر کسی نمی‌تواند به او اعتراض کند که شما [چه مذهبی دارید]؛ یعنی به این عنوان داخل در ذمۀ اسلام می‌شود و احکام اسلام روی او بار می‌شود. چون بالأخره ما یا مسلمانیم یا کافریم، خب اسلام را از چه راهی اثبات کنیم؟ اسلام شخص باید از راه رسمیت مذهب اثبات بشود تا دختر از او بگیرند و پسر به او بدهند و در تشییع‌ جنازه‌اش شرکت کنند و در مجالسش شرکت کنند. 

    1.  العمدة، ج ۱، ص ۱6۹؛ کشف الغمة، ج ۱، ص ۳۲۸؛ بحار الأنوار، ج ۳۸، ص ۳4۳.
/