اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفاوت اصول عملیه و قواعد فقهیه در این جلسه با محوریت تحلیل جایگاه شک در استنباط حکم شرعی بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با نقد دیدگاه مرحوم آخوند درباره تعریف علم اصول و گنجاندن اصول عملی مانند برائت، اشتغال و استصحاب، نشان می‌دهد که معیار «ورود در طریق استنباط» به‌تنهایی برای جداسازی کافی نیست. در ادامه توضیح داده می‌شود که شک گاهی موضوع حکم است و گاهی ظرف جهل، اما در هر دو صورت حکم شارع در فضای جهل مکلف جعل می‌شود و تفاوت بنیادین میان این دو ادعا زیر سؤال می‌رود. همچنین بحث می‌شود که تقسیم احکام به واقعی و ظاهری در نهایت به نحوه لحاظ موضوع برمی‌گردد، نه تفاوت ماهوی مستقل. نتیجه جلسه این است که مرز میان اصول عملیه و قواعد فقهیه به‌سادگی قابل تفکیک مطلق نیست و بسیاری از این اصول ریشه در ادله فقهی و روایی دارند.

افتراق اصول عملیه و قواعد فقهیه (2)

توضیحات:

تفاوت اصول عملیه و قواعد فقهیه در این جلسه با محوریت تحلیل جایگاه شک در استنباط حکم شرعی بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با نقد دیدگاه مرحوم آخوند درباره تعریف علم اصول و گنجاندن اصول عملی مانند برائت، اشتغال و استصحاب، نشان می‌دهد که معیار «ورود در طریق استنباط» به‌تنهایی برای جداسازی کافی نیست. در ادامه توضیح داده می‌شود که شک گاهی موضوع حکم است و گاهی ظرف جهل، اما در هر دو صورت حکم شارع در فضای جهل مکلف جعل می‌شود و تفاوت بنیادین میان این دو ادعا زیر سؤال می‌رود. همچنین بحث می‌شود که تقسیم احکام به واقعی و ظاهری در نهایت به نحوه لحاظ موضوع برمی‌گردد، نه تفاوت ماهوی مستقل. نتیجه جلسه این است که مرز میان اصول عملیه و قواعد فقهیه به‌سادگی قابل تفکیک مطلق نیست و بسیاری از این اصول ریشه در ادله فقهی و روایی دارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

افتراق اصول عملیه و قواعد فقهیه (2)

6
  • استاد: من به اصل مسئله کار دارم و به فقدان و اینها کار ندارم. به‌خاطر نسیان مکلف! ولی صحبت در این است که شک در اینجا متعلق برای تکلیف است یا نه؟! آیا این تکلیف در ظرف جهل آمده است یا نیامده است؟! چون جاهلی این عمل را انجام بده، نه چون عالم هستی، اگر عالم بودی که انجام نمی‌دادی! اگر عالم بودی که تکلیف را می‌دانستی! چون ناسی هستی این عمل را باید انجام بدهی یا اعاده بکنی یا عدم الإعاده! بنابراین از نقطه‌نظر شک بین ظرف و موضوع فرقی در اینجا نمی‌کند؛ فرقش فقط این است که وقتی که شک، ظرف برای حکم قرار بگیرد قاعدۀ کلی استصحاب، اباحه، حلّ و برائت است؛ اما در آن جایی که شک، موضوع برای تکلیف قرار بگیرد در ابواب مخصوص است؛ فرض کنید در مورد صلاة است، در مورد طواف، ذبیحه، رکعات طواف و اعمال حج است، در آن موارد شک، انسان باید چه چیزی را انجام بدهد؟ در بعضی از موارد هم همان عمل به استصحاب و عمل به برائت و امثال‌ذلک می‌شود.

  • پس اینکه در اینجا قواعد این اصول عملیه به‌جهت اینکه در ظرف شک هستند به‌واسطۀ این، خارج از قواعد فقهیه هستند و داخل در علم اصول هستند، این مورد مناقشه است. چرا؟ چون بسیاری از ادلۀ شرعیه را می‌بینیم که در ظرف شک آمده‌اند یعنی موضوعشان موضوع شک است؛ مثلاً اگر بین سه و چهار شک دارد، بنا را بر رباعی بگذارد، خب این ظرف، ظرف جهل است، چه فرقی می‌کند؟! من‌باب‌مثال اگر ما روایت در این مورد نداشتیم که در شک بین سه و چهار بنا را بر چهار بگذار،1 ما براساس مقتضای قواعد چه‌کار می‌کردیم؟! قاعدۀ اشتغال را جاری می‌کردیم! پس در همین‌جا می‌بینیم هیچ فرقی بین دو طرف قضیه نکرده است، یعنی ما به‌جای اینکه قاعدۀ اشتغال را در اینجا بیاوریم و یک رکعت بخوانیم، همین را شارع بیان کرده است و گفته است که بنا را بر چهار بگذار و یک رکعت اضافه بخوان. بنابراین او هم همان قاعده را اجراء کرده است، منتها با دلیلی که ما اسم این را حکم... [شرعی می‌گذاریم و اگر به آن حکم عمل کنیم] ...لعلّ اینکه بعد از صلاة هم باز شاک باشیم نسبت به اینکه سه‌تا خواندیم یااینکه چهارتا خواندیم؛ ولی از نظر تکلیفی حکم منجّز برای ما آمده است این برای ما مهم است.

    1.  وسائل الشیعة، ج 8، ص 216.
/