
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
تفاوت امارات و اصول عملیه در این جلسه به این مسئله میپردازد که آیا امارات و اصول، جعل حکم ظاهری مستقل دارند یا نقش آنها صرفاً معذّریت در برابر واقع است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با بررسی ادله حجیت خبر واحد، استصحاب و قاعدههای طهارت و حلیت توضیح میدهد که امارات از سنخ طریقیت به واقعاند و نه جعل حکم در عرض حکم واقعی. در این نگاه، شارع با امضای سیره عقلاء، برای مکلف در حالت جهل، مسیر عمل ایمن را تعیین میکند بدون آنکه حکم جدیدی در برابر حکم واقعی جعل شود. بر این اساس، بسیاری از اختلافات میان اصولیین در باب حکم ظاهری، با تفکیک میان کشف واقع و صرف معذوریت قابل حل میشود و نقش قضا، ضمان و کشف خلاف نیز روشن میگردد. در نهایت، محور بحث به تفاوت نگاه جعل حکم و نگاه معذوریت بازمیگردد.
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
توضیحات:
تفاوت امارات و اصول عملیه در این جلسه به این مسئله میپردازد که آیا امارات و اصول، جعل حکم ظاهری مستقل دارند یا نقش آنها صرفاً معذّریت در برابر واقع است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با بررسی ادله حجیت خبر واحد، استصحاب و قاعدههای طهارت و حلیت توضیح میدهد که امارات از سنخ طریقیت به واقعاند و نه جعل حکم در عرض حکم واقعی. در این نگاه، شارع با امضای سیره عقلاء، برای مکلف در حالت جهل، مسیر عمل ایمن را تعیین میکند بدون آنکه حکم جدیدی در برابر حکم واقعی جعل شود. بر این اساس، بسیاری از اختلافات میان اصولیین در باب حکم ظاهری، با تفکیک میان کشف واقع و صرف معذوریت قابل حل میشود و نقش قضا، ضمان و کشف خلاف نیز روشن میگردد. در نهایت، محور بحث به تفاوت نگاه جعل حکم و نگاه معذوریت بازمیگردد.
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
15تلمیذ: بهرهای که به آن تعلق میگیرد [حلال است]؟
استاد: نه، حرام است.
تلمیذ: آن ملاکی که در بازار هست مثلاً هر صد هزار تومان چهار هزار تومان، ملاک میگیرد نهاینکه بر این مبنا کار کند. مثلاً یک میلیون تومان است و برای شش ماه دیگر است، از یک میلیون تومان شش ماه آینده ـ مثلاً ششتا چهل تومان میشود دویست و چهل تومان ـ دویست و چهل تومان کم میشود، این را یک ملاک قرار میدهند و میگویند که تورم هم اینطوری است.
استاد: سود نه، سود غیر از تورم است. این اگر باشد اشکال دارد.
تلمیذ: پس اگر ملاک را تورم بگیرند اشکال ندارد. آقایان قائل به فصل شدند و میگویند: اگر به خود همان شخص که از او چک گرفته است بفروشد و اِسکِن کند اشکال ندارد؛ اما به شخص دیگری بفروشد اشکال دارد.
استاد: نه نمیشود، فرقی نمیکند.
تلمیذ: فرقی نمیکند؟
استاد: نهخیر. درهرصورت از ملک او خارج شده است.
تلمیذ: هنوز چک را نقد نکرده است و از ملکش خارج نشده است.
استاد: بالأخره این چک را به این داده یا نداده است؟
تلمیذ: داده است.
استاد: پس خارج شده است.
تلمیذ: هنوز خارج نشده است، در موعد مقرر از ملکش خارج میشود.
استاد: بالأخره این به حساب [او واریز میشود]، او کاغذ دست این نمیدهد، بلکه در واقع در ازاء این کاغذ پولی را میدهد؛ منتها بهجای اینکه پول الآن به او تحویل بشود، یک ماه دیگر در بانک به او تحویل میشود.
تلمیذ: حواله نمیکند بلکه میگوید که من در موقع مقرر این را ضمانت میکنم.
استاد: حواله هم همین است. نه، ضمانت نیست.
تلمیذ: اگر بانک در موقع مقرر نداد باید پول بشود درحالیکه پول نمیشود! فقط یک برگه برای ضمانت است که اگر نداد ...
استاد: این مثل این است که شما یک مالی را به یکی بفروشید، الآن جلویتان هم هست و باید فردا به او بدهید، بعد فردا ندهید. بالأخره این مال برای او است و او هم باید یک مالی را به آن شخص بپردازد باید مال را بپردازد، منتها این حاکی از او است نهاینکه بهعنوان ضمانت باشد، این الآن حکایت از آن میکند.
