
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
تفاوت امارات و اصول عملیه در این جلسه به این مسئله میپردازد که آیا امارات و اصول، جعل حکم ظاهری مستقل دارند یا نقش آنها صرفاً معذّریت در برابر واقع است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با بررسی ادله حجیت خبر واحد، استصحاب و قاعدههای طهارت و حلیت توضیح میدهد که امارات از سنخ طریقیت به واقعاند و نه جعل حکم در عرض حکم واقعی. در این نگاه، شارع با امضای سیره عقلاء، برای مکلف در حالت جهل، مسیر عمل ایمن را تعیین میکند بدون آنکه حکم جدیدی در برابر حکم واقعی جعل شود. بر این اساس، بسیاری از اختلافات میان اصولیین در باب حکم ظاهری، با تفکیک میان کشف واقع و صرف معذوریت قابل حل میشود و نقش قضا، ضمان و کشف خلاف نیز روشن میگردد. در نهایت، محور بحث به تفاوت نگاه جعل حکم و نگاه معذوریت بازمیگردد.
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
توضیحات:
تفاوت امارات و اصول عملیه در این جلسه به این مسئله میپردازد که آیا امارات و اصول، جعل حکم ظاهری مستقل دارند یا نقش آنها صرفاً معذّریت در برابر واقع است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با بررسی ادله حجیت خبر واحد، استصحاب و قاعدههای طهارت و حلیت توضیح میدهد که امارات از سنخ طریقیت به واقعاند و نه جعل حکم در عرض حکم واقعی. در این نگاه، شارع با امضای سیره عقلاء، برای مکلف در حالت جهل، مسیر عمل ایمن را تعیین میکند بدون آنکه حکم جدیدی در برابر حکم واقعی جعل شود. بر این اساس، بسیاری از اختلافات میان اصولیین در باب حکم ظاهری، با تفکیک میان کشف واقع و صرف معذوریت قابل حل میشود و نقش قضا، ضمان و کشف خلاف نیز روشن میگردد. در نهایت، محور بحث به تفاوت نگاه جعل حکم و نگاه معذوریت بازمیگردد.
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
18قاعده عقلائی این است که اینهایی که از پول کم میکنند، طبعاً باید سود را درنظر بگیرند؛ یعنی عقلاء میگویند که باید سود را لحاظ کنی؛ یعنی الآن وقتی که میخواهد یک چک را به قیمت کمتر به شخصی بدهد، اگر مسئلۀ تورم تنها باشد این کار او لغو است بهجهت اینکه یک چکی که الآن هزار تومان قیمت دارد را هشتصد تومان به یک شخصی میفروشد یا چکی که هزار و دویست تومان قیمت دارد را هزار تومان میفروشد و تا سال دیگر هم دویست تومان بهدست میآورد، خب این همین پولی است که باید بگیرد! چه چیزی اضافه شد؟!
پس میتوانیم اینطور بگوییم: کسی که چک را زودتر از طرف میگیرد، بهخاطر این است که سودش را هم حساب میکند یا اینکه میتوانیم اینطور بگوییم که این پول را از او میگیرد که با آن کار کند؛ یعنی دویست تومانی که سال دیگر باید به این اضافه بشود را بهدست آورده و هم پانصد تومان دیگر با این پول کار کرده است. فرض کنید چکی را به شخصی فروخته است و میداند یکطوری است که اگر با این کار کند میتواند اضافه بهدست بیاورد آنوقت دراینصورت دادن آن اشکال ندارد.
تلمیذ: شخصی که چک را میگیرد؟
استاد: نه، اینکه چک را میدهد.
تلمیذ: آن کسی که میخرد چطور است؟
استاد: آن کسی که میخرد دو حال دارد؛ یا میگوید: من یک آدم بیعرضهای هستم و نمیتوانم با این پولی که الآن دست من هست کار کنم، دراینصورت میگوید که فرقی نمیکند اینکه الآن باید دویست تومان از آن کم شود، الآن به او میپردازم.
تلمیذ: حفظ مالیت میکند.
استاد: میخواهد حفظ مالیت کند. یا میگوید: من آدم با عرضهای هستم و الآن این پول را به کار میاندازم، خب مگر این دیوانه است که چک را بدهد و قیمت آن را کم کند؟! مگر اینکه او حساب ربح را بکند؛ یعنی حساب این را میکند که اگر او بخواهد با این چک کار کند چقدر ربح به آن تعلق میگیرد و میگوید که این ربحی که تعلق میگیرد را از او میگیریم و این پول را کم میکنیم و به او میپردازیم که او برود کار کند آنوقت این حرام میشود؛ یعنی اینکه الآن چک را به قیمت کمتر به این شخص واگذار میکند، حساب ضرر و ربح را میکند.
