
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
تفاوت امارات و اصول عملیه در این جلسه به این مسئله میپردازد که آیا امارات و اصول، جعل حکم ظاهری مستقل دارند یا نقش آنها صرفاً معذّریت در برابر واقع است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با بررسی ادله حجیت خبر واحد، استصحاب و قاعدههای طهارت و حلیت توضیح میدهد که امارات از سنخ طریقیت به واقعاند و نه جعل حکم در عرض حکم واقعی. در این نگاه، شارع با امضای سیره عقلاء، برای مکلف در حالت جهل، مسیر عمل ایمن را تعیین میکند بدون آنکه حکم جدیدی در برابر حکم واقعی جعل شود. بر این اساس، بسیاری از اختلافات میان اصولیین در باب حکم ظاهری، با تفکیک میان کشف واقع و صرف معذوریت قابل حل میشود و نقش قضا، ضمان و کشف خلاف نیز روشن میگردد. در نهایت، محور بحث به تفاوت نگاه جعل حکم و نگاه معذوریت بازمیگردد.
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
توضیحات:
تفاوت امارات و اصول عملیه در این جلسه به این مسئله میپردازد که آیا امارات و اصول، جعل حکم ظاهری مستقل دارند یا نقش آنها صرفاً معذّریت در برابر واقع است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با بررسی ادله حجیت خبر واحد، استصحاب و قاعدههای طهارت و حلیت توضیح میدهد که امارات از سنخ طریقیت به واقعاند و نه جعل حکم در عرض حکم واقعی. در این نگاه، شارع با امضای سیره عقلاء، برای مکلف در حالت جهل، مسیر عمل ایمن را تعیین میکند بدون آنکه حکم جدیدی در برابر حکم واقعی جعل شود. بر این اساس، بسیاری از اختلافات میان اصولیین در باب حکم ظاهری، با تفکیک میان کشف واقع و صرف معذوریت قابل حل میشود و نقش قضا، ضمان و کشف خلاف نیز روشن میگردد. در نهایت، محور بحث به تفاوت نگاه جعل حکم و نگاه معذوریت بازمیگردد.
جمعبندی بحث افتراق بین اماره و اصول
19تلمیذ: معمولاً الآن در بازار معاملات نقدی نیست و براساس چک است، افرادی که سرمایۀ آنها کم است درقبال اجناسی که عرضه میکنند چک میگیرند و چون سرمایۀ آنها کم است، دوباره که میخواهند اجناسی را بگیرند و جایگزین کنند با این چک نمیتوانند کاری بکنند چون پول نیست، بههرحال آن را به قیمت کمتر میفروشند که دوباره جنس بخرند و عرضه کنند و یک چیزی نصیبشان بشود. اگر جنس بفروشد و طرف برای سه یا چهار ماه دیگر به او چک بدهد و بخواهد تا سه ماه دیگر صبر کند، مغازهاش خالی از جنس میشود یا خرج خودش را درنمیآورد به این خاطر مجبور میشود که چک را کمتر بفروشد تا حداقل مغازهاش را پر کند یا مثلاً خرج زندگیاش بکند، اگر این کار را نکند اصلاً زندگیاش نمیگذرد. الآن برای افرادی که سرمایۀ آنها کم است اینطوری شده است و اصلاً خیلی کم و به ندرت نقدی هست. معمولاً افرادی که سرمایۀ آنها کم است اینطوری هستند و اعتبار هم ندارند و بههرحال ناگزیر هستند که این کار را انجام بدهند.
استاد: مسئله ناگزیر بودن یک مطلب دیگر است.
تلمیذ: حکم کسی که لنگ است [و نیاز دارد] فرق میکند؟
استاد: حتی در مورد ربا هم [اینطور است] که اگر ربا روشن و واضح هم باشد، وقتی ضرورت باشد [ایرادی ندارد].
تلمیذ: اگر ضرورت باشد اشکال ندارد؟
استاد: بله، ضرورت فرق میکند و مثل اکل میته است! البته در مورد ربا حکم و روایات خیلی مشکل است! یک وقت ما میبینیم که دائماً میخواهند ازدیاد رأس المال کنند، این ضرورت نیست. در مورد ربا این ضرورت نیست، ضرورت این است که عائله همه در مضیقه هستند و گرسنه هستند و به مشکلات جدی میخورند خب این فرق میکند، در مورد ربا روایات خیلی حاد است.
اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
