اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

برائت در شبهات حکمیه در این جلسه از سلسله مباحث اصول فقه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دلالت آیات قرآن بر جواز فعل و ترک در موارد فقدان نص، اجمال نص و تعارض نص می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا احتیاط الزام‌آور در چنین مواردی قابل اثبات است یا نه. ابتدا آیه «و ما لکم ألا تأکلوا...» تحلیل می‌شود و نشان داده می‌شود که سیاق آیه ناظر به موارد شبهه است نه علم به حکم. سپس اشکال مرحوم شیخ انصاری درباره لزوم علم در تفصیل احکام مطرح و پاسخ داده می‌شود که تفصیل احکام مانع جهل مکلف نیست. در ادامه با استناد به آیات «من اظلم...» و «ولا تقولوا لما تصف ألسنتکم» بیان می‌شود که الزام به احتیاط در شبهات، در صورت انتساب حکم به خدا بدون علم، مصداق افتراء است. نتیجه جلسه نفی وجوب احتیاط الزامی و تأکید بر اصل برائت است.

ادلۀ قرآنی بر برائت (5)

توضیحات:

برائت در شبهات حکمیه در این جلسه از سلسله مباحث اصول فقه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دلالت آیات قرآن بر جواز فعل و ترک در موارد فقدان نص، اجمال نص و تعارض نص می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا احتیاط الزام‌آور در چنین مواردی قابل اثبات است یا نه. ابتدا آیه «و ما لکم ألا تأکلوا...» تحلیل می‌شود و نشان داده می‌شود که سیاق آیه ناظر به موارد شبهه است نه علم به حکم. سپس اشکال مرحوم شیخ انصاری درباره لزوم علم در تفصیل احکام مطرح و پاسخ داده می‌شود که تفصیل احکام مانع جهل مکلف نیست. در ادامه با استناد به آیات «من اظلم...» و «ولا تقولوا لما تصف ألسنتکم» بیان می‌شود که الزام به احتیاط در شبهات، در صورت انتساب حکم به خدا بدون علم، مصداق افتراء است. نتیجه جلسه نفی وجوب احتیاط الزامی و تأکید بر اصل برائت است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ادلۀ قرآنی بر برائت (5)

7
  • مطلب دوم اینکه اصلاً در خود آیه مورد، مورد شبهه هست، ﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تَأۡكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ ٱسۡمُ ٱللَهِ عَلَيۡهِ وَقَدۡ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيۡكُم﴾؛ آیه می‌خواهد این را بفرماید که ما یک عده احکام حلال فرستادیم، یک عده احکام حرام فرستادیم، مورد ﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تَأۡكُلُواْ﴾ موردی است که مخاطب ـ در خود مفاد آیه دقت کنید! ـ از روی علم مخالفت با حکم الله نمی‌کند چون اگر مخاطب بخواهد علماً ـ حالا یهود یا غیر یهود ـ مخالفت با حکم الله بکند ﴿وَقَدۡ فَصَّلَ لَكُم﴾ دیگر معنا ندارد. خود آیه در اینجا می‌گوید: چرا بر خلاف حکم الله که من آمدم گفتم شما عمل کردید؟! اینکه آیه می‌گوید: ﴿وَقَدۡ فَصَّلَ لَكُم﴾ معنایش این است که مخاطب از روی علم در مقام مخالفت نیست؛ بلکه از روی جهل و اعتقاد به اینکه یمکن أن یکون هذا مِن أحد الحُرُمات، از این باب می‌آید کفّ نفس می‌کند و الاّ من‌باب‌مثال اگر مخاطب بداند که لحم غنم مباح است، اگر با اعتقاد به اباحه ـ یهود یا غیر یهود ـ بگوید: حرام است، دیگر ﴿وَقَدۡ فَصَّلَ لَكُم﴾ معنا ندارد. در اینجا خدا می‌گوید که چرا با حکم من مخالفت کردی؟! دیگر ﴿فَصَّلَ﴾ یعنی چه؟! اینکه آیه می‌گوید: ﴿وَقَدۡ فَصَّلَ لَكُم﴾ یعنی مخاطب دارد از روی جهل مخالفت می‌کند نه از روی علم، اگر از روی علم باشد دیگر تفصیل در اینجا معنا ندارد.

  • فرض کنید من می‌گویم که این رنگش آبی است، شما می‌گویید که این رنگش سفید است، می‌گویم که آقاجان این رنگش آبی است همه دارید می‌بینید دیگر چرا می‌گویید که این رنگش سفید است؟! مثلاً تعدادی لیوان و تعدادی دفتر در اینجا داریم، شما می‌گویید که یکی از این لیوان‌ها رنگش سفید است، من می‌گویم که آقا شما بیاید تحقیق کنید و یکی‌یکی این لیوان‌ها را ببینید آیا سفید در آن هست یا نه؟ اگر سفید در بین آنها بود بگویید و اگر سفید در آنها نیست نگویید که سفید هست. اینجا معنای تفصیل می‌آید والاّ اگر مخاطب عالماً و عامداً با علم به حلیت غنم یا علم به حلیت ﴿مِمَّا ذُكِرَ ٱسۡمُ ٱللَهِ عَلَيۡهِ﴾ قائل به حرمت بشود خدا در اینجا می‌گوید که و ما لکم أن تفترون علی الله کذبا من گفتم که این حلال است و شما گفتید که حرام است! اینکه می‌گوید: ﴿وَقَدۡ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيۡكُم﴾ یعنی شما از روی جهل و به اعتقادِ حرمت دارید این حرف را می‌زنید درحالی‌که این در بین محرمات نیست.

/