
بررسی حدیث رفع (1)
حدیث رفع و دلالت آن بر اصل برائت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی فقرۀ «ما لا یعلمون» از حدیث رفع، نحوۀ استدلال اصولیان بر برائت در موارد جهل به حکم شرعی را تبیین میکند. در ادامه، دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره رابطۀ حکم ظاهری، ایجاب احتیاط و استحقاق عقاب بررسی میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا شارع میتواند آثار عقلی مانند استحقاق عقاب را رفع یا جعل کند یا تنها در قلمرو احکام شرعی اختیار دارد. سپس اشکالهای واردشده بر این دیدگاه و پاسخهای مرحوم آخوند تحلیل میشود و نسبت میان حکم ظاهری، احتیاط و مؤاخذه روشن میگردد. بخش پایانی جلسه نیز به نقش عقل در حکم به استحقاق یا عدم استحقاق عقاب و ارتباط قاعدۀ قبح عقاب بلابیان با احکام شرعی اختصاص دارد و مبنای عقلی اصل برائت را توضیح میدهد.
بررسی حدیث رفع (1)
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
از سنت به رواياتي استدلال شده است، إنشاءالله روايتي كه اصحاب استدلال كردهاند و رواياتي كه ممكن است مورد استدلال قرار بگيرد ـ غير از آنچه كه استدلال شده است ـ به توفيق خدا عرض خواهد شد.
استدلال به حدیث رفع بر برائت
يكي از آن رواياتي كه استدلال شده است روايت خصال است و مرحوم ابنبابويه در خصال اين حديث رفع را با سند متصل خودش از احمد بن محمد بن يحيي عطار از امام صادق عليهالسّلام نقل ميكند كه حضرت رسول اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:
رُفعَ عَن أمَّتی تِسعَة الخَطاءُ وَ النِّسیان وَ ما أُكرِهوا عَلیه وَ ما لا یَعلَمون وَ ما لا یُطیقون و ما اضطُرّوا إلیه وَ الحَسدُ وَ الطّیرَةُ وَ التَّفكُّرُ فی الوَسوَسَةِ فی الخَلقِ ما لَم یَنطِق بِشَفةٍ.1
اين روايت داراي عبارات متفاوتهاي است. نُه مسئله در اين روايت مطرح است، آنچه را كه بر آن استدلال شده است همان فقرۀ «ما لایَعلَمون» است. البته در ارتباط اين فقره با ساير فقرات يك مطالبي هست كه بعداً عرض ميشود و بیان كيفيت تطبيق اين فقره با ساير فقرات مثل فقرۀ «ما اضطُّروا إلَیه» یا «ما أُكرِهوا عَلَیه» و امثالذلك خالي از لطف نيست؛ بیان نحوۀ ارتباط با «ما لایَعلَمون» [منظور است].
کیفیت استدلال مرحوم آخوند به حدیث رفع
مرحوم آخوند در کفايه اين روايات را اوّل ذكر ميكند و الزام بر فعل را در صورت جعل به حكم واقعي و بعبارة أخریٰ ايجاب احتياط را و الزام بر فعل يا الزام بر ترك را، حكمٌ مجهول و به مقتضاي حديث رفع اين حكم را مرتفع و منتفي ميداند؛ يعني در وضعيت جهل مكلف به حكم واقعي، مكلف شك ميكند ـ ببينيد كيفيت استدلال مرحوم آخوند در اينجا همان نحوۀ استدلالي است كه ما قبلاً در بحث ايجاب احتياط كرديم منتها مرحوم آخوند در اينجا به يك نحوۀ ديگري اين مطلب را بيان ميكند ـ ایشان ميفرمايد كه در اينجا ايجاب احتياط عبارت از حكم ظاهري است و حكم ظاهري در اينجا مجهول است؛ پس مشمول حديث رفع خواهد شد؛ يعني ايجاب احتياط حكمٌ لا یُعلَم عَلی طِبقِ و حكمٌ مجهولٌ و كُل حكمٌ مجهول مرفوعٌ پس ايجاب احتياط مرفوعٌ.
- الخصال، ج ۲، باب التسعة، رفع عن هذه الأمة تسعة أشیاء، ص 4۱۷، ح 9.
