اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث رفع (1)

0
اصول
اصول

حدیث رفع و دلالت آن بر اصل برائت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی فقرۀ «ما لا یعلمون» از حدیث رفع، نحوۀ استدلال اصولیان بر برائت در موارد جهل به حکم شرعی را تبیین می‌کند. در ادامه، دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره رابطۀ حکم ظاهری، ایجاب احتیاط و استحقاق عقاب بررسی می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا شارع می‌تواند آثار عقلی مانند استحقاق عقاب را رفع یا جعل کند یا تنها در قلمرو احکام شرعی اختیار دارد. سپس اشکال‌های واردشده بر این دیدگاه و پاسخ‌های مرحوم آخوند تحلیل می‌شود و نسبت میان حکم ظاهری، احتیاط و مؤاخذه روشن می‌گردد. بخش پایانی جلسه نیز به نقش عقل در حکم به استحقاق یا عدم استحقاق عقاب و ارتباط قاعدۀ قبح عقاب بلابیان با احکام شرعی اختصاص دارد و مبنای عقلی اصل برائت را توضیح می‌دهد.

بررسی حدیث رفع (1)

3
  • كيفيت استدلالي كه در اينجا مرحوم آخوند مطرح مي‌كند ـ بسيار استدلال متين و متقنی است ـ اين است كه در ظرفيت عدم علم مكلف به حكم واقعي مكلف شاكّ است در اينكه آيا مكلف به حكم ظاهري است يا نه؟ حكم ظاهري مِن حَیثُ أنّهُ لا یُعلَم لا یَكونُ إلاّ الإلزامُ بِالفِعل أو الإلزام بِالتَّرك اين حكمٌ ظاهریٌ ملزَمٌ و ملزِمٌ؛ چون عدم الزام به فعل و عدم الزام به ترك عبارت از حُسن احتياط است و در حسن احتياط كسي شكي ندارد. بحث در حسن احتياط و در رجحان احتياط نيست بلکه بحث در الزام احتياط است. همان‌طور كه قبلاً خدمت آقايان عرض كردم در الزام احتياط است كه مكلف مخالفت با الزام را موجب عقاب و موجب مؤاخذه مي‌داند و بر طبق آن فتوا مي‌دهد و به مردم حكم مي‌كند به الزام به احتياط به‌نحوي‌كه مخالفت موجب عقاب مي‌شود. اين همان مشمول ﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَهِ كَذِبٗا﴾1 يا آياتي كه راجع به قول به حرمت و قول به وجوب بود درحالي‌كه علم به حرمت و علم به وجوب در اينجا منتفي است.

  • در اينجا مرحوم آخوند از همين كيفيت استدلال استفاده مي‌كند و مي‌فرمايد كه معناي حديث رفع که دارد: «رُفعَ ما لا یَعلَمون» منظور از «ما لا یَعلَمون» در اينجا مؤاخذه است2 البته نفس مؤاخذه عبارت از يك حكم خارجي است، اين حكم خارجي مشمول رفع و مشمول وضع نيست و همان‌طوري‌که مرحوم حكيم در حاشيۀ خود مي‌گويند، استحقاق مؤاخذه مرفوع است.3 نفس اين استحقاق يك امر عقلي است و اين امر عقلي مترتب بر مخالفت است؛ چنانچه مكلف مخالفت با حكم الله را بكند مستحق عقاب است و اگر مخالفت با حكم الله را نداشته باشد مستحق عقاب نيست. فلهذا مرحوم آخوند مي‌فرمايند که در خود استحقاق عقاب صَرفاً عن المواخذه هم در اينجا اشكال شده است؛ اشكال اين است که استحقاق عقاب يك امر عقلي است و از آثار عقليه مترتب بر فعل مكلف است و وضع و رفعِ حكم عقلي به يد شارع نيست.4

    1. سوره کهف (18) آیه 15. معاد شناسى، ج ‌5، ص 316:
      «پس چه كسانى ظلم و ستم آنها از اينها افزون است كه بر خداى خود افتراء و دروغ مى‌بندند؟!»
    2.  کفایة الأصول، ج 3، ص 18.
    3.  حقائق الأصول، ج 2، ص 225 ـ 226:
      «(قوله: فلا مؤاخذة) یعنی لا استحقاق للمؤاخذة کما هو ظاهر.»
    4.  کفایة الأصول، ج 3، ص 20.