
بررسی حدیث رفع (2)
نقد دلالت حدیث رفع بر برائت در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این دیدگاه میپردازد که آیا فقره «ما لا یعلمون» میتواند مستند قاعده برائت باشد یا نه. استاد با تحلیل وحدت سیاق در روایت رفع نشان میدهد که همه فقرات نهگانه مانند خطا، نسیان، اکراه، اضطرار و… خارج از اختیار مکلفاند و در نتیجه «رفع» ناظر به رفع مؤاخذه یا آثار تکوینی است، نه جعل حکم برائت. بر این اساس «ما لا یعلمون» نیز به معنای جهل اصطلاحی اصولی (شبهه حکمیه) نیست، بلکه در کنار سایر فقرات، به موارد غیر اختیاری و کشف خلاف در تطبیق برمیگردد. همچنین تفاوت رفع و دفع و نیز آثار وضعی اعمال مورد بحث قرار میگیرد. در نهایت نتیجه جلسه این است که حدیث رفع نمیتواند دلیل مستقلی برای قاعده برائت در اصول فقه باشد و بیشتر ناظر به رفع آثار و مؤاخذه است.
بررسی حدیث رفع (2)
4يا اينكه در مورد احكام وضعي؛ ما بسياري از احكام وضعي داريم که حتي با جهل به حكم هم منافاتي ندارند؛ منبابمثال اگر يك رضاع «عَن غیرِ عَمدٍ» تحقق پيدا كند چهبسا موجب انفساخ عقد بين زوجين خواهد شد؛ يا اينكه اگر نكاحي براي طفل نابالغ مثل مراهق سيزده ساله یا دوازده ساله و امثالذلك انجام بگيرد ما نميتوانيم بگويیم كه زنا است، بهخاطر اينكه داریم: «عَمدُ الصَبیّ خَطأٌ»1 رواياتي در اين مورد داريم. اما عليٰأيّحال احكام وضعي در اينجا بر اين مسئله مترتب است. پس در ترتّب احكام وضعي بين صبي و بالغ و امثالذلك فرقي نيست؛ لذا اگر طفل ده ساله هم منبابمثال يك عمل خلافي انجام دهد ـ حالا چه مؤنثاً يا مذكراً فرق نميكند ـ تبعات وضعي قضيه كه حرمت اُم يا حرمت اَخ يا بنت يا امثالذلك باشد مترتب است. بهنظرم ميرسد كه در اين قضيه ظاهراً فقط يك نفر مخالفت كرده که ظاهراً صاحب رياض است ولي اين مسئله اجماعي است چون احكام، احكام وضعي است. يااينكه فرض كنيد در مورد حقوق يا ساير تكاليف مترتبۀ بر فعل صبي، در تمام اين موارد احكام وضعيت ضمان و امثالذلك است تمام آنها مترتب است. بنابراين حديث رفع نميتواند احكام و تبعات وضعي تكاليف مترتبۀ بر خطا و نسيان و امثالذلك را بردارد.
حالا راجع به اين بحث مفصّل ميآيد و اختلاف فقها در اين معناي رفع صحبتش خواهد آمد و من فعلاً فقط ميخواهم يك مناقشهاي در معناي حديث رفع كنم كه اين روايت را از حجيت نسبت به برائت بیندازم. اين فقط منظور ماست اما راجع به خصوصيات رفع و اختلاف در اين زمينه كه این حدیث بسيار محل معركۀ آراء و اختلاف هست، در اينجا مفصّل صحبت خواهد شد.
توضیح فقرات روایت
منظور از رفع: برداشتهشدن مؤاخذه و عقاب
بنابراين منظور از رفع در اين حديث شريف مؤاخذه و عقاب است كه مؤاخذه و عقاب برداشته شود و نظير آيات قرآن كه میفرماید: ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ﴾2 حالا ميآیيم اين مسئله را مطرح ميكنيم. وقتي كه منظور مؤاخذه باشد اشكالي در اينجا وارد ميشود و مسئلهاي كه در اينجا بهنظر ميرسد اين است كه اين روايت در سياق واحد آمده است و اين فقرۀ «ما لا یَعلَمون» را که «مستدلٌ عَلَیها بَین الأعلام» است با ساير فقرات همطراز قرار داده است.
- تهذيب الأحکام, ج ۱۰, كتابُ الدّیاتِ، بابُ ضمانِ النُّفوسِ و غیرِها قائل، ص ۲۳۳، ح 54:
«عن إسحاق بنِ عمّارٍ عن أبی جعفرٍ عن أبیهِ علیهِماالسّلامُ أنّ علیّاً علیهِ السّلامُ كان یقولُ: ”عَمدُ الصِّبیانِ خطأٌ تَحمِلُهُ العاقِلةُ“.»
ترجمه: «حضرت امیرالمؤمنین علیهالسّلام فرمودند: عمد صبیان خطائی است که عاقله آن را برعهده میگیرد.» - سوره بقره (2) آیه 286.
- تهذيب الأحکام, ج ۱۰, كتابُ الدّیاتِ، بابُ ضمانِ النُّفوسِ و غیرِها قائل، ص ۲۳۳، ح 54:
