اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حدیث رفع و مفهوم خطا و نسیان در تکالیف شرعی محور اصلی این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ادامه بحث حدیث رفع، این پرسش را بررسی می‌کنند که آیا خطا و نسیان به معنای جهل و عدم علم است یا به معنای عدم التفات و غفلت در انجام تکلیف. ابتدا با تکیه بر آیات قرآن درباره خطا، نسیان و «لا طاقة لنا به» روشن می‌شود که بسیاری از این عناوین ناظر به مواردی هستند که مکلف در اثر عدم توجه یا سهل‌انگاری دچار ترک وظیفه می‌شود. سپس دیدگاه علامه طباطبایی درباره غیر اختیاری بودن خطا و نسیان و توجیه آن به مقدمات اختیاری بررسی و نقد می‌شود. در ادامه، با استفاده از روایات، به‌ویژه روایت احتجاج و حدیث رفع، توضیح داده می‌شود که مراد از رفع، مواردی است که در آنها یا اکراه و اضطرار وجود دارد یا ترک تحفّظ و اهتمام باعث وقوع خطا شده است. نتیجه جلسه این است که حدیث رفع ناظر به مطلق جهل ساده در شبهات نیست، بلکه به مواردی مربوط است که عدم التفات و سستی در حفظ تکلیف در آن نقش داشته باشد و همین نکته در فهم درست برائت اصولی اثر مستقیم دارد.

بررسی حدیث رفع (3)

توضیحات:

حدیث رفع و مفهوم خطا و نسیان در تکالیف شرعی محور اصلی این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ادامه بحث حدیث رفع، این پرسش را بررسی می‌کنند که آیا خطا و نسیان به معنای جهل و عدم علم است یا به معنای عدم التفات و غفلت در انجام تکلیف. ابتدا با تکیه بر آیات قرآن درباره خطا، نسیان و «لا طاقة لنا به» روشن می‌شود که بسیاری از این عناوین ناظر به مواردی هستند که مکلف در اثر عدم توجه یا سهل‌انگاری دچار ترک وظیفه می‌شود. سپس دیدگاه علامه طباطبایی درباره غیر اختیاری بودن خطا و نسیان و توجیه آن به مقدمات اختیاری بررسی و نقد می‌شود. در ادامه، با استفاده از روایات، به‌ویژه روایت احتجاج و حدیث رفع، توضیح داده می‌شود که مراد از رفع، مواردی است که در آنها یا اکراه و اضطرار وجود دارد یا ترک تحفّظ و اهتمام باعث وقوع خطا شده است. نتیجه جلسه این است که حدیث رفع ناظر به مطلق جهل ساده در شبهات نیست، بلکه به مواردی مربوط است که عدم التفات و سستی در حفظ تکلیف در آن نقش داشته باشد و همین نکته در فهم درست برائت اصولی اثر مستقیم دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث رفع (3)

8
  • و آن قضيه‌اي كه راجع به ﴿فَٱقۡتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ﴾1 هست حالا آن يك گناه بسيار بزرگي بوده است كه اينها مرتكب شدند و بت‌پرست شدند و شايد برگشت آن مسئله به همان ارتداد و قتل نفس و اينها بوده است؛ منتها از آن جايي كه خدا خواسته بر اينها لطف كند، به‌جاي اينكه همۀ اينها را بكشد گفته است كه مثلاً صبح تا شب يا مثلاً يك ساعت معيّن ﴿فَٱقۡتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ﴾ و بعد گفت: ﴿فَتَابَ عَلَيۡكُمۡ﴾ ديگر آن مقداري كه كشته شدند مورد رحمت و لطف خدا قرار گرفتند و آن باقي افراد هم خدا آنها را آمرزيده و توبۀ آنها را قبول كرده است؛ ولي اين كيفيت با مباني جور درنمي‌آيد كه مثلاً نجاست را قيچي كنند. بعد روایت مي‌رسد به اينجا که مي‌فرمايد:

  • ﴿رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلۡنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ﴾ قال تبارك اِسمُهُ: «قد فعلتُ ذلِك بِأُمّتِك و قد رفعتُ عنهُم عِظم بلایا الأُممِ و ذلِك حُكمی فی جمیعِ الأُممِ أن لا أُكلِّف خلقاً فوق طاقتِهِم».2

  • بیان و توضیح کلام علّامه طهرانی در باب تکلیف بمالایطاق

  • در اينجا مرحوم علاّمه می‌فرمایند که شكي نيست در اينكه «عدم الطاقة» در تكاليف ابتدايي عقلاً محال است که خداوند حكم به عدم اطاقه كند و حكم به «ما لا یطاق» كند، اين در اينجا محال است وليكن منظور از «ما لا یطاق» تكاليف ثانوي است كه اين جريمه و جزاي براي عصيان و ذنب و يا مثلاً نسيان يا خطا در تكاليف است، فرض كنيد يك جريمه‌اي كه اين جريمه خيلي «ما لا یطاق» است. منظور از اين آيه به‌اصطلاح اين هست، ﴿رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلۡنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ﴾ بنابراين منظور از «ما لا یطاق»، «ما لا یطاق البشر و ما لا یطاق طاقة البشریة، الحكم الذی لا یطاقه الغیر مطاق الإنسان أن یفعله أو الله تعالی مثلاً لا یجوز أن یكلِّفَه ابتداءاً لأنَّه ما لا یطاق.»

  • با توجه به اين قضيه برگشت و مرجع «ما لا یُطاق» به جزاء در فعل است نه به معناي حكم ابتدايي، باز برگشت اين به جزاء است؛ يعني معقول نيست كه حكم ابتدايي حكم «ما لا یطاق» باشد يعني كفارۀ ذنب، كفارۀ خطا، كفارۀ‌ نسيان و كفارۀ‌ اين امور را از «ما لا یطاق» قرار ندهد بلکه از «ما یطاق» قرار بدهد. فرض كنيد اگر شخصی روزۀ‌ ماه رمضان را افطار كرده است، مثلاً «صوم ستین یوماً»، «ما لا یطاق» نیست و حالا اين دو ماه روزه بگيرد، اشكال ندارد و اين «ما لا یطاق» نيست؛ اما اگر قرار باشد بر اينكه جزاء و كفارۀ افطار «یومٌ واحد» فرض كنيد «صوم أسبوع واحد بلا أكلٍ و لا شرب» باشد، اين مي‌شود «ما لایطاق» و فرد مي‌ميرد. حالا شايد خدا بر امت گذشته از اين كارها انجام مي‌داده است، نمي‌دانيم. البته آنها صوم صمت و وصال داشتند و صوم صمت و وصال هم خيلي مشكل نيست كه روزه از این شب به شب بعد بچسبد و ديگر در بين روز چيزيي نخورد. اين روزه را به روزۀ دیگر وصل مي‌كردند، اين «ما لا یطاق» نيست؛ اما اگر «ما لا یطاق» باشد اين ديگر [معقول] نیست. البته ما هم داريم، گرچه «ما لا یطاق» نيست، در بعضي از جزاها و كفارات كه مشكل هستند؛ مثل اينكه اگر شخصي حج بر او واجب شود و نرود واجب است كه سال بعد حج را ولو متسكعاً، علیٰ‌أیّ‌نحوٍكان برود ولو ماشیاً ولو با احتمال خطر جدي ولو مع عدم تخلیة السرب واجب است كه به حج برود3 يعني اين‌قدر در مورد حج خداوند شديد برخورد مي‌كند و شديد مقابله مي‌كند؛ ولي نسبت به امور ديگر نه، نسبت به مسائل ديگر به اين كيفيت نداريم كه به اين‌نحو باشد ولي در مورد حج اين‌طور است.

    1. سوره بقره (2) آیه 54.
    2.  الاحتجاج، ج ۱، احتجاجه علیه السّلام على الیهود من أحبارهم ممن قرأ الصحف و الكتب فی معجزات النّبی صلّى الله علیه و آله و سلّم، و كثیر من فضائله، ص ۲۱۰.
      ترجمه: «[پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم عرضه داشت]: ﴿رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلۡنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ﴾ خداوند فرمود: این کار را برای امّت تو کردم و بلاهای بزرگ امّت‌ها را از آن‌ها برداشتم و این حکم من در تمام امّت‌هاست که به آن‌ها تکلیفی فراتر از طاقتشان نمی‌نمایم.» (محقق)
    3. جهت اطلاع رجوع شود به جواهر الكلام، ج 17، ص 313.
/