
بررسی حدیث رفع (3)
حدیث رفع و مفهوم خطا و نسیان در تکالیف شرعی محور اصلی این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ادامه بحث حدیث رفع، این پرسش را بررسی میکنند که آیا خطا و نسیان به معنای جهل و عدم علم است یا به معنای عدم التفات و غفلت در انجام تکلیف. ابتدا با تکیه بر آیات قرآن درباره خطا، نسیان و «لا طاقة لنا به» روشن میشود که بسیاری از این عناوین ناظر به مواردی هستند که مکلف در اثر عدم توجه یا سهلانگاری دچار ترک وظیفه میشود. سپس دیدگاه علامه طباطبایی درباره غیر اختیاری بودن خطا و نسیان و توجیه آن به مقدمات اختیاری بررسی و نقد میشود. در ادامه، با استفاده از روایات، بهویژه روایت احتجاج و حدیث رفع، توضیح داده میشود که مراد از رفع، مواردی است که در آنها یا اکراه و اضطرار وجود دارد یا ترک تحفّظ و اهتمام باعث وقوع خطا شده است. نتیجه جلسه این است که حدیث رفع ناظر به مطلق جهل ساده در شبهات نیست، بلکه به مواردی مربوط است که عدم التفات و سستی در حفظ تکلیف در آن نقش داشته باشد و همین نکته در فهم درست برائت اصولی اثر مستقیم دارد.
بررسی حدیث رفع (3)
5بله، لسان اين آيۀ شريفه يا لسان روايت آبي از اين است كه اين نسيان و خطا مختص به مواردي باشد كه آن موارد از موارد تقصير است، اين آبي نيست. ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ إِن نَّسِينَآ أَوۡ أَخۡطَأۡنَا﴾؛ اگر نسياني از ما پيدا شد و خطایي از ما پيدا شد ما را نگير؛ نه اينكه نسيان عن عمدٍ، خطا عن عمدٍ پيدا بشود ﴿لَا تُؤَاخِذۡنَآ﴾، اين اصلاً معنا ندارد كه نسيان عن عمدٍ را بگوید: ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ﴾، نسيان غير عمد كه اشكالي ندارد اصلاً لازم نیست از خدا خواسته شود.
بله، يك روايت داريم كه اين روايت را در احتجاج نقل ميكنند كه آن روايت نسيان و خطا را متوجه نسيان و خطایي ميكند كه مكلف خيلي توجهي ندارد و منبابمثال اهمال ميكند و آنطور كه بايد تحفّظ ندارد. اگر كسي نسبت به يك قضيه تحفّظ داشته باشد نسيان هم عارض نميشود؛ ولي اگر تحفّظ و اهتمام نداشته باشد در آنجاست كه اين نسيان و خطا پيدا ميشود. مثلاً آيا تابهحال شده كه در يك امر بسيار مهم كه خيلي مهم است براي شخصي نسيان پيدا شود يا خطا كند؟! فرض كنيد در يك امر خيلي مهم ميخواهد مسافرتي برود ـ نه مسافرت عادي مثل قم به طهران ـ ميخواهد خارج از كشور برود و از آنطرف هم بايد ساعت هشت طهران باشد، اين بايد اذان صبح بیدار شود و مسافرتش را ترتيب بدهد و اصلاً شب تا به صبح نميخوابد تا اینکه بیدار شود و مسافرت برود يا دوتا ساعت ميگذارد كه زنگ بزنند بیدار شود؛ چون اهتمام دارد. آنوقت با چنين اهتمامي اگر نسيان پيدا شود، قطعاً اين مسلوب الاختيار است؛ ولي اگر نه، در چنين مسافرتي ساعت نگذارد و همينطور بخوابد و بعد هم يكدفعه بیدار شود و ببيند كه ساعت هشت است، بعد به او ميگويند که چرا نيامدي؟ میگوید که خوابيدم و بيدار نشدم. ميگويند که خوابيدي؟! چرا ساعت نگذاشتي؟! عرف و عقلاء در اينجا مذمت ميكنند. در امور مهمه اگر شخص تحفّظ نداشته باشد سيرۀ عقلائيه بر مذمت است؛ ولي اگر نه فرض كنيد ميخواهد طهران برود و كاري انجام بدهد و بيايد و كارش هم كار عادي است و خيلي كار مهمي نيست، اگر نرفت عقلاء مذمت نميكنند؛ بلکه ميگويند که يك مسافرت عادي است و يك كار عادي است و در اينجا ساعت هم بالاي سرت نگذاشتي، نگذاشتي.
