اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث رفع (5)

ادامۀ طرح و نقد آراء مرحوم آقاضیاء عراقی

0
اصول
اصول

حدیث رفع و نقد آراء آقاضیاء عراقی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای ایشان درباره متعلق رفع در حدیث رفع اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه آقاضیاء را درباره این‌که رفع در فقرات مختلف حدیث گاهی به «ما» و گاهی به نفس عناوین مانند خطا و نسیان تعلق می‌گیرد، توضیح داده و سپس آن را مورد نقد قرار می‌دهد. در ادامه، بحث سیاق واحد روایات و اشکال تفکیک میان فقرات، همراه با تحلیل غیر اختیاری بودن برخی عناوین مانند حسد، طیره و وسوسه در خلق مطرح می‌شود. سپس مسئله مهم رفع حقیقی و رفع تنزیلی بررسی شده و نشان داده می‌شود که در هر دو صورت، رفع در واقع ناظر به آثار و تبعات است نه خود فعل خارجی. در نهایت، این نتیجه گرفته می‌شود که تفکیک‌های مطرح‌شده در تحلیل آقاضیاء در فهم دقیق ظهور حدیث رفع کافی نیست و نیاز به بازخوانی اصولی دارد.

بررسی حدیث رفع (5)

2
  •  

  • أعوذ بِالله مِن الشَّیطان الرَّجیم

  • بِسم الله الرَّحمن الرَّحیم

  •  

  • بعد از چند روز تعطیلی برای آدم سخت است که بخواهد [بحث کند] به‌جای استارت باید هندل بزند تا راه بیفتد! بعضی وقت‌ها هم به هندل نیست بلکه باید چند نفر هُلش بدهند!

  • متعلق رفع در فقرات حدیث از نظر مرحوم آقاضیاء عراقی

  • مرحوم آقا ضیاء در بیان این حدیث و مجرای استفاده از حدیث رفع مطالبی را داشتند؛ عرض شد که نسبت به فقرات اربعۀ «ما أُكرِهوا عَلیه وَ ما لا یَعلَمون وَ ما لا یُطیقون و ما اضطُرّوا إلیه» قائل به رفع به خود موصول شده‌اند؛ خود موصول که «ما» است و به معنای فعل یا حکم است که آن مرفوع است و فرمودند که عناوین اربعۀ در این فقرات مانع از تنجّز و فعلیت حکم هستند. به خلاف ثلاثۀ اخیره که «الحَسدُ وَ الطّیرَةُ وَ التَّفكُّرُ فی الوَسوَسَةِ فی الخَلقِ» باشد که نفس این عناوین موجب حرمت است؛ به‌عکس عناوین مأخوذۀ اربعه که آنها رافع حرمت است، اینها موجب حرمت است و مع‌ذلک منةً علی العباد خداوند متعال رفع اثر ـ حالا ما چه اثری را بگیریم، عرض خواهد شد و خودشان هم می‌فرمایند ـ کرده است.1

  • نقد نظر مرحوم آقا ضیاء

  • مطلبی که در اینجا به عرض می‌رسد و اشاره‌ای در جلسۀ قبل شد این است که اوّلاً سیاق در «ما لا یَعلمون» و «وَ ما أُكرِهوا عَلیه» با «طیرة» و «حسد» و «تفکر فی الخلق» و «خطأ» و «نسیان» واحد است و وقتی که سیاق واحد شد، بنابراین در یک سیاق «ما» را درنظر بگیرند و در سیاق دیگر رفع به نفس آن عمل نفسانی بخورد، خلاف است. همان‌طوری‌که در روایت امام کاظم علیه‌السّلام هست که می‌فرمایند: «رفع ما أخطأتم و ما استکرهتم و ما لا یطیقکم».2

  • این را به پیغمبر هم نسبت می‌دهند که پیغمبر این‌طور فرمودند و اینکه ما بگوییم منظور از «ما أخطاتم» حدیث دیگری است غیر از آن حدیثی که «رُفعَ ما لا یَعلَمون» باشد یا الخطاء و النسیان باشد، این خلاف ظاهر است؛ به‌خاطر اینکه علیٰ‌ایّ‌حال پیغمبر که یک روایت نمی‌گویند و این روایت، روایت واحد است. برفرض که روایت متعدد باشد، این قائل که پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است، همان قائل، روایت را متعدد نقل کرده است، پس چه اشکالی لازم می‌آید. این که ایشان می‌فرمایند که خلاف ظاهر است؟! لقائلٍ أن یقول که ما در اینجا روایتین داریم؛ یک روایت، رفع را به نفس خطا و نسیان متعلق کرده است و به نفس طیره و حسد و تفکر، یک روایت هم به موصول متعلّق کرده است. خب برفرض هم این‌طور باشد، هر دو قائل در دو روایت واحد است چه نتیجه‌‌ای شما می‌گیرید؟! چه اثری مترتب است؟! پس معلوم می‌شود که منظور از الخطاء و النسیان، ما اخطأتم و منسیّ علیه است، منسیّ است، یا طیره و اینها به آن نفس فعل برمی‌گردد ـ حالا آثارش هر چه هست ـ پس این نتیجه‌ای ندارد.

    1.  مقالات الأصول، ج 2، ص 165.
    2. رجوع شود به کتاب وسائل الشیعة، ج 23، ابواب الایمان، باب 14: باب انه لا تنعقد الیمین بالطلاق و العتاق و الصدقة، ص 230.