اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث رفع (6)

ادامۀ طرح و نقد آراء مرحوم آقاضیاء عراقی

0
اصول
اصول

حدیث رفع و رفع تنزیلی در اصول فقه، در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به ادامه نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره حقیقت رفع در حدیث رفع می‌پردازند. ایشان ضمن بررسی نظر مرحوم شیخ انصاری درباره نیاز به تقدیر در رفع تنزیلی، به نقد تفسیر آقاضیاء در نفی تقدیر و انتساب رفع به نفس فعل اشاره کرده و بر لزوم توجه به غرض شارع تأکید می‌کنند. سپس با تبیین تفاوت مجاز و کنایه، نقش دقیق فهم الفاظ در تحلیل‌های اصولی روشن می‌شود. در ادامه، قاعده امتنان و حدود آن بررسی شده و بیان می‌گردد که حدیث رفع تنها احکامی را برمی‌دارد که موجب ضیق ابتدایی مکلف‌اند، نه مواردی که رفع آن‌ها خود منشأ حرج یا تغییر در اصل تکلیف است. همچنین نسبت احکام اولیه، خطا و نسیان و نقش غرض شارع در تعیین دایره رفع تبیین می‌شود.

بررسی حدیث رفع (6)

2
  •  

  • أعوذ بِالله مِن الشَّیطان الرَّجیم

  • بِسم الله الرَّحمن الرَّحیم

  •  

  • عرض شد مرحوم عراقی در مفهوم رفع فرمودند: اگر رفع، رفع حقیقی باشد محتاج به تقدیر است، إما العذاب و المؤاخذة و إما الآثار الشرعیة الوضعیة علی حسب ما یقتضیه المقام و لازمه اش این است که مجاز در اسناد یا مجاز در کلمه باشد؛ چون رفع به فعل تعلق می‌گیرد و چون رفع حقیقی مستحیل است لتحقق الفعل الخارجی، بنابراین صوناً للکلام الحکیم عن اللغویة منظور از رفع الغاء سبب و ارادۀ مسبّب است، که همان آثار وضعی و یا آثار تکوینی باشد که مؤاخذه و امثال‌ذلک است؛ خب این لازمه‌اش مجاز است که دیروز عرض شد. ولی اگر ما رفع را رفع تنزیلی و اعتباری بدانیم، دیگر در این‌صورت مجازیّت در اسناد یا مجاز در کلمه لازم نمی‌آید و عرض شد که در اینجا باز مجازیت لازم می‌آید؛ به‌جهت اینکه رفع در اینجا عبارت از ‌إعدام الشیء بعد وجوده و یا تغییر و تبدّل حالة شیء بعد ما کان فی حالةٍ و چون فعل خارجی متحقّق الوقوع است، بنابراین رفع به معنای اعدام به عنایت و به مجاز و استعاره در اینجا لحاظ است. باز در این مسئله، مجاز در کلمه مورد لحاظ است.

  • نظر مرحوم شیخ انصاری دربارۀ رفع تنزیلی

  • مرحوم شیخ در رسائل می‌فرمایند: بنابراین که ما رفع را رفع تنزیلی بدانیم، باید در اینجا تقدیری را مدّنظر قرار بدهیم؛1 تقدیر یا مؤاخذه و عقاب اخروی است یااینکه آثار شرعیه مترتّب بر اوست؛ مانند قصاص و دیه و حدّ، مثل کفارات و امثال‌ذلک که اینها از آثار شرعیۀ وضعیۀ مترتب بر حکم من‌حیث هوهو است. ما باید تقدیری را مدّنظر قرار بدهیم؛ چون بالأخره در تقدیر در اینجا اختلاف است که کدام یک از آثار را حدیث رفع، رفع می‌کند و برمی‌دارد.

  • ایراد مرحوم آقاضیاء بر شیخ

  • مرحوم آقا ضیاء در ایرادی که به شیخ می‌گیرند می‌فرمایند: بر فرض اینکه رفع، رفع تنزیلی باشد، در این‌صورت محتاج به تقدیر نیست؛ چون رفع به نفس فعل می‌خورد و فعل خارجی را برمی‌دارد؛ دیگر در اینجا ما محتاج به تقدیر نیستیم. اگر رفع، رفع تقدیری و حقیقی بود محتاج به تقدیر بودیم؛ چون صوناً للکلام الحکیم عن اللغویة در آنجا ناچاریم که منظور از رفع را حقیقتاً مؤاخذه یا قصاص بدانیم یا آثار شرعیۀ وضعیه بدانیم. بالأخره در موارد مشکوک، ما محتاج به تقدیر و تعیین قرینه هستیم؛ ولی در اینجا رفع، رفع تنزیلی است و وقتی که رفع تنزیلی شد، دیگر محتاج به قرینه به تقدیر در اینجا نیست و رفع به اصل فعل تعلق می‌گیرد و فعل را در مقام اعتبار و در مقام تنزیل اعدام می‌کند اعتباراً و تنزیلاً. وقتی که اعدام شد، بعد آن‌وقت دیگر در آنجا یک بحثی می‌آید، ‌حالا که این فعل اعتباراً اعدام شد، از رفع چه چیزی مدّنظر شارع است؟! آیا مؤاخذه است یا آثار شرعی؟! این کلام مرحوم عراقی بود.

    1.  فرائد الأصول، ج 2، ص 34.