اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث رفع (7)

نقد دو نظر از مرحوم آقاضیاء عراقی

0
اصول
اصول

حدیث رفع و ایجاب احتیاط در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره نقش ایجاب احتیاط و استحقاق عقوبت پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا این مبنا را که احتیاط ذاتاً موجب کلفت مکلف است نقد می‌کند و نشان می‌دهد در بسیاری از موارد احتیاط نه حرجی است و نه خارج از توان عرفی. سپس بحث به این می‌رسد که آیا استحقاق عقوبت از مستقلات عقلیه است یا قابل رفع و جعل شارع است و در اینجا اشکالاتی بر تفکیک عقلی بودن آن مطرح می‌شود. در ادامه با مثال‌هایی از شبهات فقهی و رفتار عرفی مکلف، تفاوت میان الزام تکلیف و احساس واقعی حرج توضیح داده می‌شود. نتیجه جلسه این است که تفسیر آقاضیاء از حدیث رفع در انحصار مرفوع بودن ایجاب احتیاط، با اشکالات جدی روبه‌روست و نیاز به بازنگری دارد.

بررسی حدیث رفع (7)

6
  • «ما عَبَدتُكَ خَوفاً مِن نارِكَ وَ لا طَمَعاً فِى جَنَّتِكَ، بَل وَجَدتُكَ أهلًا لِلعِبادَةِ فَعَبَدتُكَ!»1

  • تکلیف در اینجا مطرح است درحالی‌که...

  • تلمیذ: پس اینجا تکلیف مصداق ندارد؟

  • استاد: چرا؟ تکلیف در آنجا به معنای اتیان مأموربه مولاست.

  • امیرالمؤمنین که الآن نماز ظهر را می‌خواند ائمه که نماز می‌خوانند بر چه اساسی است؟! چون مولا امر کرده است می‌خوانند و این امر مولا را فقط به‌لحاظ استماع و تلقّی کلام مولا اتیان می‌کنند؛ نه به‌لحاظ اینکه عقاب نشوند. اگر فرض کنید مولا به آنها بگوید که یجب علیکم الصلاة و نحن لا ندخلکم فی الجنة باز در این حال اینها نماز می‌خوانند. چرا؟! چون آنها اصلاً در اتیان به تکلیف غایت را دخول جنّت و اینها نمی‌دانند، غایت را فقط رضا الله در اینجا می‌دانند نه جنت و نه نار و نه خوفاً من النار و نه طمعاً إلی الجنة؛ هیچ‌کدام از اینها غایت برای اتیان به تکلیف نیست.

  • پس در چنین وضعیتی طرح این مسئلۀ اصولیه به‌عنوان اینکه استحقاق عقاب از مستقلات عقلیه است و این مستقلات و مدرکات عقلیه از تحت وضع و رفع شارع خارج است، در چنین موردی جا ندارد؛ درحالی‌که بنا بر رأی شما حدیث و این فقرۀ «ما لایعلمون» شامل مانحن‌فیه خواهد شد یعنی حتی بالنسبة إلی الإمام علیه‌السّلام حتی بالنسبة إلی اصحابه، حتی بالنسبة إلی بعض الاولیاء الشامخین إذا لا یعلمون الحکم؛ یااینکه در مورد خطایا و نسیان و امثال‌ذلک، این رفع ایجاب احتیاط در اینجا وجود دارد؛ درحالی‌که اصلاً در اینجا استحقاق عقاب و استحقاق مؤاخذه و این حرف‌ها اصلاً مطرح نیست؛ بلکه بحث این است که آیا احتیاط را انجام بدهد یا احتیاط را انجام ندهد؟! و در «ما لا یعلمون» می‌دانید که در اینجا قطعاً احتیاط...البته مسئلۀ «ما لایعلمون» را عرض کردم و در نهایت بحث هم آن را دوباره مطرح می‌کنیم که اصلاً مقصود از «ما لا یعلمون» چیست؟ حالا بنا بر این مشیء و مرام قوم ما بحث می‌کنیم. در قضیۀ «ما لا یعلمون» اصلاً بحث، بحث استحقاق عقاب و استحقاق عذاب نسبت به یک عدّه نیست؛ درحالی‌که «ما لا یعلمون» شامل این عدّه هم خواهد شد. 

    1.  عوالى اللئالى، ج 1، ص 404. الله شناسى، ج ‌2، ص 88:
      «من تو را نپرستيدم از ترس آتشت؛ و نه به طمع بهشتت‌ بلكه تو را سزاوار و لایق پرستش ديدم فلهذا عبادت و پرستش تو را نمودم!»