
بررسی حدیث رفع (8)
ادله مرحوم عراقی بر عدم رفع حکم واقعی
حدیث رفع و حکم واقعی در این جلسه از سوی آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با محور نقد ادله مرحوم آقاضیاء عراقی بررسی میشود. در این بحث، نسبت میان حکم عقل در استحقاق عقوبت و مفهوم تنجّز تکلیف تحلیل میشود و روشن میگردد که مؤاخذه از ذاتیات تکلیف نیست. سپس اشکالات وارد بر ادله مرحوم عراقی درباره عدم رفع حکم واقعی در حدیث رفع از منظر تنجّز، فعلیت و ایجاب احتیاط بررسی میشود. در پایان نتیجه گرفته میشود که حدیث رفع به رفع حکم واقعی به صورت مطلق دلالت ندارد و بیشتر ناظر به رفع تنجّز یا فعلیت در برخی موارد است. این جلسه همچنین به نقد دیدگاههایی میپردازد که ایجاب احتیاط را منشأ رفع حکم واقعی دانستهاند و تفاوت میان انشاء، فعلیت و تنجّز را تبیین میکند. با تأکید بر استقلال حکم عقل در این مباحث.
بررسی حدیث رفع (8)
3بنابراین اینکه شما میفرمایید: مؤاخذه جزء مدرکات عقلیه است و ید شارع نسبت به جعل یا رفع مدرکات عقلیه عاجز است،1 این مسئله محلّ اشکال است؛ چون اصلاً عقل حکم به مؤاخذه در صورت خلاف نمیکند. بله؛ آنچه را که عقل حکم میکند این است که درصورت عدم اتیان تکلیف خلاف رضای مولا حاصل شده است؛ این را عقل حکم میکند. این یک نوع مستقلات عقلیه است؛ یعنی عقل حکم میکند به قبح مخالفت امر مولا و مترتب بر این مخالفت حکم میکند به عدم رضایت مولا از مخالفت با تکلیف، و عقل در اینجا به آن حاکم است. این حکم عقل است و اگر قرار بشود عقل در اینها نسبت به همین حکم ناتوان باشد؛ یااینکه شارع در چنین موقعیتی عدم رضایت مولا را نسبت به این حکم درصورت مخالفت بیاید بیان کند، این جمع بین متضادین یا جمع بین متناقضین است. یعنی مولا من ناحیةٍ با القاء خطابات، رضایت الزامیۀ خود را نسبت به اتیان اعلام میکند و از ناحیۀ دیگر درصورت خلاف ـ حالا در مورد عمد ما صحبت میکنیم ـ عدم رضایت خود را نسبت به این تکلیفات اعلام میکند. این جمع بین متناقضین است و نمیشود. اما در مورد مؤاخذه ما میتوانیم این حرف را بزنیم؛ فرض کنید که مولا رضایت خود را نسبت به اتیان به تکلیف اعلام میکند درضمن عدم مؤاخذه را نسبت به ترک هم اعلام میکند منافاتی هم ندارد؛ میگوید: همۀ مکلفین باید این عمل را انجام بدهند؛ حالا اگر کسی انجام نداد مؤاخذهاش نمیکنم، ولی از بهشت و از آن درجات و آن مقامات هم خبری نیست و نصیبی ندارد؛ این با مؤاخذه فرق میکند. شخصی برای فعلیت استعدادات خودش ملتزم به رعایت بعضی از نکات الزامیه باشد مطلبٌ و اینکه بر ترک آنها مستوجب عقاب باشد و مستوجب مؤاخذه باشد مطلبٌ آخر.
ارتباط منطقی بین حکم عقلی و لوازم ذاتی تکلیف
- مقالات الأصول، ج 2، ص 168.
