اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث رفع (9)

تبیین آراء مرحوم نائینی

0
اصول
اصول

حدیث رفع از دیدگاه نائینی در این جلسه با تمرکز بر تبیین معنای «رفع» و تفکیک فقرات روایت بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که مرحوم نائینی در فقرات پنج‌گانه حدیث رفع، رفع را به معنای سلب اثر از مقتضی حکم می‌داند، نه نفی اصل حکم واقعی. در ادامه، بحث به تحلیل مفهوم «مقتضی حکم» در ارتباط با شرایط مکلف، مصالح و مفاسد نفس‌الأمری و نحوه جعل حکم در مقام انشاء کشیده می‌شود و نسبت آن با احتیاط و تنجّز روشن می‌گردد. سپس تفاوت نگاه به جعل اولی و متمم جعل و نقش قیود در موضوع حکم بررسی می‌شود و این نکته توضیح داده می‌شود که بسیاری از اختلافات در حکم اولی و ثانوی، بیشتر جنبه اصطلاحی دارند. در نهایت، جلسه نشان می‌دهد که فهم دقیق رابطه اراده الهی، تکوین و تشریع، کلید حل برداشت‌های نادرست از معنای رفع است.

بررسی حدیث رفع (9)

4
  • تصور نادرست از کیفیت مجعول در مقام جعل

  • یک وقت تصور نشود آنچه که در مقام جعل مجعول است نفس تصور مولا است بدون توجه بأیّ غرضٍ و بدون توجه بأیّ غایةٍ، که نفس ارادۀ مولا بر یک امر مثل صلاة صبح به رکعتین، صلاة ظهر اربع رکعات، صلاة مغرب به ثلاث رکعات، نفس ارادۀ مولا به رکعتین و ثلاث رکعات و اربع رکعات، غایت است و غرض است و مصلحت است و مفسده است. این مسئله درست است که نفس ارادۀ مولا نسبت به یک حکم، خودش موجب برای تنجّز حکم است و موجب برای صحت انشاء در مقام انشاء احکام واقعیه است؛ ولی کلام ما در این است که چرا ارادۀ مولا تعلق به رکعتین در صبح و ثلاث رکعات فی المغرب و أربع رکعات فی الظهر و العصر و العشاء گرفته است؟! آیا شارع همین‌طور یک مطلبی را مدّنظر قرار داده یااینکه نه، شارع که عبارت از اراده و مشیّت پروردگار است، جهتی را ولو آن جهت به خود او برمی‌گردد نه به خارج از ذات او مدّنظر دارد؟!

  • بله ما در مقام تطبیق ارادۀ پروردگار بر مصالح و مفاسد نفس‌الأمریه مطلب داریم؛ مصالح و مفاسد نفس‌الأمریه چیزی جز اراده و مشیت پروردگار نیست، این یک مطلب است. یعنی ما یک حقیقتی را به‌عنوان مصالح و مفاسد نفس‌الأمریه نداریم تااینکه پروردگار مجبور باشد مشیّت، اراده، تشریع و تکوین خود را منطبق بر آن مصالح و مفاسد بکند، این غلط است؛ بلکه اصلاً مفسده و مصلحت نفس‌الأمریه، اموری هستند که منتزع از اراده و مشیت پروردگار هستند. مطلب این‌طور نیست که ما تصور کنیم یک مصلحتی هست که براساس آن مصلحت، پروردگار امر به رکعتین در صلاة فجر داد و ما بیاییم آن مصالح و مفاسد را مدّنظر قرار بدهیم و این رکعتین را براساس آن مصلحت نفس‌الأمریه توجیه کنیم، [این] خلاف است؛ چون حقیقت و واقعیت عبارت از وجود است و رأس وجود و در آن نقطۀ مخروطی وجود، آن وجود پروردگار و مشیّت او قرار دارد و نمی‌شود ما حقیقت وجود را که آن حقیقت وجود نسبت به مراتب ظلی و مراتب تبعی، راجح است را مرجوح بدانیم و مراتب ظلی که عبارت از نمود وجود در عالم خارج و ظهور وجود در عالم خارج است را راجح بدانیم و مرجوح را در قیاس به راجح به معیار و به محک صحت و سقم دربیاوریم؛ بلکه همیشه سایر موارد و سایر ظهورات و تعیّنات، نسبت به آن وجود به مقایسه قرار می‌گیرد و مطلب عکس نیست.