
بررسی حدیث رفع (9)
تبیین آراء مرحوم نائینی
حدیث رفع از دیدگاه نائینی در این جلسه با تمرکز بر تبیین معنای «رفع» و تفکیک فقرات روایت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که مرحوم نائینی در فقرات پنجگانه حدیث رفع، رفع را به معنای سلب اثر از مقتضی حکم میداند، نه نفی اصل حکم واقعی. در ادامه، بحث به تحلیل مفهوم «مقتضی حکم» در ارتباط با شرایط مکلف، مصالح و مفاسد نفسالأمری و نحوه جعل حکم در مقام انشاء کشیده میشود و نسبت آن با احتیاط و تنجّز روشن میگردد. سپس تفاوت نگاه به جعل اولی و متمم جعل و نقش قیود در موضوع حکم بررسی میشود و این نکته توضیح داده میشود که بسیاری از اختلافات در حکم اولی و ثانوی، بیشتر جنبه اصطلاحی دارند. در نهایت، جلسه نشان میدهد که فهم دقیق رابطه اراده الهی، تکوین و تشریع، کلید حل برداشتهای نادرست از معنای رفع است.
بررسی حدیث رفع (9)
6پس شارع با اراده و مشیت خود شهر رمضان را راجح کرد و پس از رجحان شهر رمضان صومش را هم واجب کرد. قضیه اینطور است و این دلیل نیست بر اینکه صوم شهر رمضان دلخواه شد و شارع همینطور شکمی آمده او را واجب کرده و ما اصلاً حق نداریم اعتراض کنیم و حق نداریم اصلاً تفکر نسبت به این قضیه بکنیم. نهخیر الآن خیلی قضیه برای ما روشن است، خصوصیات شهر رمضان و تفضیل شهر رمضان بر سایر اشهر یک مسئلۀ مهم است و بهلحاظ این خصوصیت خاص، شارع صوم شهر رمضان را واجب کرد و تمام این خصوصیات و عنایات باز به اراده شارع برمیگردد. مشکلی پیش نمیآید، اشکالی دیگر در اینجا نیست.
ولی صوم شهر رمضان خصوصیتی که دارد صوم ربیعالاول ندارد، این نکته اینجاست. این صوم صومی است که ارادۀ شارع نسبت به این صوم تعلق گرفته است با رعایت خصوصیت؛ یعنی غایت و هدفی برای خطاب مکلف به وجوب صوم در این شهر بهخصوص وجود دارد که آن غایت در سایر اشهر وجود ندارد و همینطور در سایر موارد هم قضیه همینطور است؛ یک عنایت خاصی نسبت به صلاة رکعتین در وقت فجر وجود دارد که آن عنایت مخصوص در صلاة ظهر نیست، آن عنایت، عنایت دیگر است.
[منبابمثال] میگویند که چرا نماز صبح دو رکعت است؟! جواب میدهند که چون بالأخره افراد تازه از خواب بلند میشوند و خسته هستند دو رکعت میخوانند! گفتیم: ظهر که دیگر طرف از سر کار و زندگی برمیگردد اصلاً حوصله ندارد، فقط میگوید: نهار را بردار بیاور! اینکه بیشتر اقتضاء میکند که بهجای چهار رکعت یک رکعت بخوانیم آنهم نشسته. حالا میگویید: چهار رکعت اینجا بعد هم تا میخواهیم استراحت کنیم بلند شو چهار رکعت دیگر هم بخوان که هشت رکعت میشود؛ ولی اتفاقاً صبح گاهی اوقات انسان حالش هم خوش است!
ولید بن عقبه صبح مست کرده بود ـ خلاصه خمر و فلان و این حرفها ـ و به مسجد رفته بود و بهجای دو رکعت سه رکعت خواند گفتند: چرا سه رکعت؟! گفت: حال خوشی دارم شش رکعت برایتان میخوانم! هرچه بخواهید میخوانم!1 فعلاً حالم حال خوش است! بعضی اوقات مکلفها اینطوری هم از آب درمیآیند؛ حالش خوش است و میخواهد با خدا راز و نیاز کند میبیند دو رکعت کم است!
- الاستيعاب، ج 4، ص 1554:
«عَنِ ابن شوذب، قال: صلى الولید [ابن عُقبَةَ] بِأهلِ الكوفَةِ صلاةَ الصُّبحِ أربَعَ ركعاتٍ ثم النفت إلَیهم فَقالَ: أزیدُكُم؟!»
- الاستيعاب، ج 4، ص 1554:
