اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث رفع (9)

تبیین آراء مرحوم نائینی

0
اصول
اصول

حدیث رفع از دیدگاه نائینی در این جلسه با تمرکز بر تبیین معنای «رفع» و تفکیک فقرات روایت بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که مرحوم نائینی در فقرات پنج‌گانه حدیث رفع، رفع را به معنای سلب اثر از مقتضی حکم می‌داند، نه نفی اصل حکم واقعی. در ادامه، بحث به تحلیل مفهوم «مقتضی حکم» در ارتباط با شرایط مکلف، مصالح و مفاسد نفس‌الأمری و نحوه جعل حکم در مقام انشاء کشیده می‌شود و نسبت آن با احتیاط و تنجّز روشن می‌گردد. سپس تفاوت نگاه به جعل اولی و متمم جعل و نقش قیود در موضوع حکم بررسی می‌شود و این نکته توضیح داده می‌شود که بسیاری از اختلافات در حکم اولی و ثانوی، بیشتر جنبه اصطلاحی دارند. در نهایت، جلسه نشان می‌دهد که فهم دقیق رابطه اراده الهی، تکوین و تشریع، کلید حل برداشت‌های نادرست از معنای رفع است.

بررسی حدیث رفع (9)

7
  • تلمیذ: چرا برای قضای صوم رمضان یک شهری تعیین نشده است؟!

  • استاد: خب شاید نیاز نبوده، عرض می‌کنم که ما از نحوه و کیفیت مأمور، به نحوه و کیفیت مصالح پی می‌بریم. قضیه عکس است یعنی ما می‌خواهیم احکام را که مترتب است منطبق بر مصالح کنیم؛ ولی قضیه عکس است از خود کیفیت مأمورٌ‌به و کیفیت قیود و شروطش در ظروف و این حدود و شرایطش ما پی می‌بریم به مصالح و مفاسدی که در اینجا وجود دارند و ما اطلاع نداریم. آن مصالح و مفاسد چیست؟! یک‌سری اموری است که به ارادۀ تکوینی پروردگار، آن ارادۀ تکوینی موجب بروز و ظهور آن مصالح شده است.

  • الآن از شما سؤال می‌کنم که مستی و خمریت خمر، مگر غیر از ارادۀ پروردگار است؟! بالأخره ارادۀ اوست دیگر یعنی مفسده‌ای که الآن در خمریت خمر است، مگر غیر این است که آن مفسده یک امر تکوینی است؟! این عنب است ماء العنب است عصیر عنب است شما این عصیر عنب را در جلوی شمس قرار بدهید شمس أمرٌ سماویٌ، ضوء الشمس امرٌ تکوینیٌ، عصیرُ العنب أمرٌ تکوینیٌ، وضع هذا العصیر فی مقابل الشمس أمرٌ تکوینیٌ، هذا التأثیرات کلُّها تکوینیٌ فَیصبح خمراً! پس خمر هم تکوینی است دیگر، پس این مسئله هم به ارادۀ خداوند برمی‌گردد، مگر غیر از این است؟! ارادۀ من که نیست. من اگر اینجا هر کاری بخواهم بکنم نمی‌توانم این خمر را خلق کنم. باید عصیر عنب را بگیرم در قبال شمس قرار بدهم ضوء شمس و حرارات شمس روی آن اصابت کند و بعد از چند روز ـ من نمی‌دانم، شما هم که نیستید! ـ مثلاً ده روز خمر درست می‌شود.

  • پس این مصالح و مفاسد اموری است که ارادۀ پروردگار بر تحقق اینها تعلق گرفته است والاّ اگر این شمس نباشد و ضوء آن نباشد و عنب نباشد و این خصوصیات در عنب نباشد آیا خمر می‌شود؟! شما سنگ را در قبال شمس قرار بدهید اگر صد سال هم بگذرد تبدیل به خمر نمی‌شود. این فرش را در قبال شمس قرار بدهید بعد از گذشت مأئة سنة لا یصبح خمراً. این آب در حوض را شما در قبال شمس قرار بدهید بعد از صد سال هم بگذرد خمر نمی‌شود، رنگش تغییر پیدا می‌کند.