
بررسی حدیث رفع (9)
تبیین آراء مرحوم نائینی
حدیث رفع از دیدگاه نائینی در این جلسه با تمرکز بر تبیین معنای «رفع» و تفکیک فقرات روایت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که مرحوم نائینی در فقرات پنجگانه حدیث رفع، رفع را به معنای سلب اثر از مقتضی حکم میداند، نه نفی اصل حکم واقعی. در ادامه، بحث به تحلیل مفهوم «مقتضی حکم» در ارتباط با شرایط مکلف، مصالح و مفاسد نفسالأمری و نحوه جعل حکم در مقام انشاء کشیده میشود و نسبت آن با احتیاط و تنجّز روشن میگردد. سپس تفاوت نگاه به جعل اولی و متمم جعل و نقش قیود در موضوع حکم بررسی میشود و این نکته توضیح داده میشود که بسیاری از اختلافات در حکم اولی و ثانوی، بیشتر جنبه اصطلاحی دارند. در نهایت، جلسه نشان میدهد که فهم دقیق رابطه اراده الهی، تکوین و تشریع، کلید حل برداشتهای نادرست از معنای رفع است.
بررسی حدیث رفع (9)
8پس این تأثیرات همینطور، مصالحی که وجود دارد این مصالح و این مفاسد با ارادۀ تکوینی حق متعال تحقق پیدا کردهاند؛ براساس این مصالح و این مفاسد احکام تشریعی جعل میشود. درست شد؟! این نکته، نکتۀ مهم است؛ یعنی همان مصالح و مفاسدی که در عالم تکوین با اراده و مشیّت خدا تحقق پیدا کرده است، با ارادۀ او یعنی ارادۀ او تعلق گرفته است که این خاصیت را به ضوء شمس بدهد، اگر اراده خدا نبود نور ماه چنین کاری انجام میداد اگر ده سال عصیر عنب را در جلوی ضوء قمر قرار بدهید، تبدیل به خمر میشود؟! نمیشود، چرا؟! چون اراده و مشیت پروردگار به این ضوء تعلق نگرفته است، این ضوء یک خواص دیگری دارد و کار دیگری انجام میدهد. میگویند که نور سهیل که به سیب میخورد قرمز میکند. گفت: سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد! آن ستارۀ زهره خاصیت دیگری دارد، ستارۀ عطارد خاصیت دیگری دارد، هرکدام از اینها در عالم تکوین یک اثر خاص به خودشان را دارند که این اثر عین اراده و مشیت پروردگار در این عالم است. حالا براساس این مصالح و این آثار تکوینی که بر اشیاء و بر تعیّنات خارجی مترتّب است پروردگار متعال احکامی را تشریع کرد، این تطبیق احکام بر مصالح نفسالأمریه میشود.
تلمیذ: در حقیقت باز هم آن مسئلۀ قوم که میگویند: هر امری تابع مفسده و مصالح است درست است فقط مسئلهای که مطرح میشود این است که این مصالح و مفاسد تکوینی از کجا آمده است؟!
استاد: ببینید قوم میگویند که اراده و مشیت خدا منطبق بر تکوین هم هست؛ میگویند: در عالم تکوین ارادۀ پروردگار منطبق بر مصالح است، خدا نمیتواند یک انسان اینطوری درست کند، خدا نمیتواند فرض کنید یک حیوان آن قِسمی درست کند؛ این انسان و حیوانات و اینها و این نظام عالم باید منطبق بر یک مصالح نفسالأمریه باشد که اگر تخلف از آن لازم بیاید لازمهاش نقص بر خلقت است، نقص در عالم تکوین است. این مطلب باطل است.
