اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث رفع (10)

تبیین آراء مرحوم نائینی

0
اصول
اصول

حدیث رفع و بررسی متمم جعل در قیود احکام، محور اصلی این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در آن نسبت میان حدیث رفع و نظریه مرحوم نائینی درباره امکان یا عدم امکان دخالت قیود متأخر در خطاب اول بررسی می‌شود. ابتدا تفکیک میان مقام انشاء و مقام تنجز مطرح می‌گردد و این بحث توضیح داده می‌شود که آیا می‌توان قیودی مانند قصد تقرب یا شرطیت‌ها را از ابتدا در خطاب اول لحاظ کرد یا نیاز به متمم جعل است. سپس اشکال دور و تحلیل آن در کلام نائینی نقد می‌شود. در ادامه، با تمرکز بر عبارت «رفع ما لا یعلمون»، روشن می‌گردد که بحث حدیث رفع ناظر به مقام تنجز و جعل حکم ظاهری است، نه دخالت علم و شک در اصل جعل حکم واقعی. نتیجه جلسه رفع خلط میان دو مقام و تبیین دقیق نقش حدیث رفع در ترخیص مکلف است.

بررسی حدیث رفع (10)

5
  • نظر در مقدمۀ مرحوم نائینی

  • البته در اینجا نسبت به اصل مقدمه‌ای که ایشان فرمودند، در آن تأمل و نظری هست، به‌جهت اینکه با توجه به آن مطلبی را که عرض کردیم در اینکه شارع گاهی از اوقات موضوع را ساذجاً و خالصاً بدون أی قیدٍ و أیّ حدٍ و شرطٍ مدّنظر قرار می‌دهد و حکم را روی آن جعل می‌کند و بعد از باب متمم جعل قیدی را اضافه می‌کند یا حدّی را اضافه می‌کند...

  • ...چه اشکال دارد که شارع از اوّل امر بیاید و یک قیدی را منضم به موضوع مِن أوّل الأمر خطاب اوّلی را متوجه او کند. مگر ما نمی‌گوییم: أکرم زیداً لیلةَ الجمعة؟! آیا معنایش این است که در اینجا دو خطاب داریم؛ یکی سابق و یکی لاحق؟! نه، آیا اوّل باید شارع حتماً بگوید: أکرم زیداً و بعد بگوید: أکرمه لیلة الجمعة؟! نیاز به این ندارد؛ بلکه من أوّل الأمر می‌گوید: أکرم زیداً لیلةَ الجمعة؛ درست شد؟! یا اینکه فرض کنید در مورد حج یک وقت شارع حج را مدّنظر قرار می‌دهد و مقدماتش را منضماً با او مدّنظر قرار می‌دهد و حکم را روی او می‌برد. یا در مورد صلاة می‌گوید: صلِّ الظهرَ متطهّراً وقتی که شارع می‌گوید: صلِّ الظهرَ آنچه که منع می‌کند و مانع است از اینکه خطاب اول، امر به مقدمه استنباط و استخراج بشود، عبارت از دوریّت است. وجوبی که به طهارت تعلق گرفته است، آن وجوب بعد از فرض وجوبی است که به صلاة تعلق گرفته است، اگر این است خب ما الآن در اینجا در مندوحه هستیم؛ به‌محض اینکه شارع می‌گوید: صلِّ الظهرَ وجوب به صلاة ظهر در اینجا محقق شد الآن ما فهمیدیم صلِّ الظهرَ، بعد شارع می‌گوید: متطهّراً بهذا الشکل و بهذا الکیفیة و بهذا الکمّیّة و بهذا القیود و بهذا الشروط چه اشکال دارد؟! یااینکه شارع می‌گوید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾1 بهذه الأشکال و بهذه الکیفیة وجوب تحصیل مقدمات مترتب بر وجوب حج است؛ ولی صحبت در این است که منع از اندراج تحصیل مقدمات در خطاب اول، به چه جهت و وجهی است؟!

    1. سوره آل عمران (3) آیه 97. امام شناسى، ج ‌6، ص 50:
      «و از براى خدا بر عهده مردم است، كه كسانى كه راه تمكّن و طريق قدرتى براى رفتن به خانه خدا را دارند، حجّ خانه او را انجام دهند».