اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث رفع (10)

تبیین آراء مرحوم نائینی

0
اصول
اصول

حدیث رفع و بررسی متمم جعل در قیود احکام، محور اصلی این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در آن نسبت میان حدیث رفع و نظریه مرحوم نائینی درباره امکان یا عدم امکان دخالت قیود متأخر در خطاب اول بررسی می‌شود. ابتدا تفکیک میان مقام انشاء و مقام تنجز مطرح می‌گردد و این بحث توضیح داده می‌شود که آیا می‌توان قیودی مانند قصد تقرب یا شرطیت‌ها را از ابتدا در خطاب اول لحاظ کرد یا نیاز به متمم جعل است. سپس اشکال دور و تحلیل آن در کلام نائینی نقد می‌شود. در ادامه، با تمرکز بر عبارت «رفع ما لا یعلمون»، روشن می‌گردد که بحث حدیث رفع ناظر به مقام تنجز و جعل حکم ظاهری است، نه دخالت علم و شک در اصل جعل حکم واقعی. نتیجه جلسه رفع خلط میان دو مقام و تبیین دقیق نقش حدیث رفع در ترخیص مکلف است.

بررسی حدیث رفع (10)

6
  • شارع از اول می‌گوید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾ همین که می‌گوید: ﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ﴾، این اصلاً متمم جعل نیست؛ این نفس تعلق وجوب به تحصیل مقدمات است درصورتی‌که استطاعت محقق باشد و دیگر نیاز به متمم جعل نداریم. یااینکه فرض کنید شارع می‌گوید: صلِّ الظهرَ متقرباً إلیه؛ بنیة التقّرب، الآن که شارع گفته است: صلِّ الظهرَ متقرباً این در اینجا وجوب تقرّب و وجوب نیّت متأخّر از صلِّ الظهرَ است؛ این چه اشکالی دارد که شارع صلاة ظهر را با قید به تقرّب، مدّنظر قرار داده و حکم را روی او برده است؟! بله، در عالم خارج و در عالم اعیان، نیّت تقرّب باید مترتب بر وجوب صلاة باشد؛ خب این اشکال ندارد. بله همین کفایت می‌کند که شارع بگوید: صلِّ الظهرَ همین‌که می‌گوید: صلِّ الظهرَ الآن آن وجوب در عالم اعیان متحقق شد، بعد می‌گوید: متقرباً؛ یعنی این وجوب صلاة ظهر باید توأم با تقرّب بشود؛ یعنی وجود خارجی صلاة باید توأم با تقرّب شود نه‌اینکه اصل وجوب صلاة منوط به نیّت تقرّب است. این دو مطلب است.

  • خلطی که در اینجا شده این است که آقایان خیال می‌کنند که در نیّت تقرّب و امثال‌ذلک که جنبۀ مقدمی دارند و امر به آنها متأخّر از امر به نفس شیء است، وجوب شیء، مشروط به آن تحقق و کون آن قید است؛ درحالی‌که وجوب روی آن شیء رفته است و آن وجود خارجی آن مأموربه مقیّد به صلاة است؛ یعنی وجود خارجی نه وجوب خارجی. وجوب روی صلاة رفته معنای صلِّ الظهرَ متقرباً الیه این است که وجوب روی صلاة ظهر رفته است، متقرباً الیه اثبات می‌کند که وجود خارجی صلاة و صحت آن منوط به تقرّب است، این چه اشکالی دارد؟! دور لازم نمی‌آید. دور در آن جایی لازم می‌آید که وجوب صلاة مشروط به تقرّب است و وجوب تقرّب مشروط به سبق امر به صلاة است آنجا دور لازم می‌آمد؛ ولی در اینجا وجود خارجی مشروط به تقرّب است نه وجوب صلاة، فلهذا تمام این مطالبی که ایشان نقل کردند و همین‌طور سایر آقایان همه محلّ تأمل و محلّ نظر قرار می‌گیرد.