اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث رفع (11)

نقد مبنای متمم جعل در حدیث رفع

0
اصول
اصول

نقد مبنای متمم جعل در حدیث رفع در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دیدگاه مرحوم نائینی درباره متمم جعل در حدیث رفع می‌پردازد و نشان می‌دهد که این مبنا در تحلیل رابطه شک و حکم دچار اشکال است. او با تفکیک مقام انشاء و تنجز توضیح می‌دهد که حدیث رفع ناظر به مرحله تنجز است نه جعل اولیه و بنابراین نیاز به متمم جعل برای حکم ظاهری ندارد. همچنین اشکال می‌کند که حکم در مقام جعل از ابتدا مقید به شرایط مکلف است و نمی‌توان آن را به صورت کلی جدا از اوصاف مکلف تحلیل کرد. در ادامه چهار اشکال اصلی از جمله تخصیص اکثر و امکان تفسیر ملتفت به جای جعل متمم بررسی می‌شود و نتیجه می‌گیرد که مبنای نائینی قابل دفاع نیست. این بحث به روشن شدن جایگاه حدیث رفع در اصول کمک می‌کند

بررسی حدیث رفع (11)

8
  • بنابراین ما در اینجا نیاز به متمم جعل نداریم. می‌شود شارع بگوید: إذا کان المکلفُ ملتفتاً إلی الحکم یجب علیه هکذا و یحرم علیه هکذا و إذا لا یکون مُلتفتاً إلیه مثلُ الخاطی و النّاسی لا یَحرُمُ علیه شیء و لا یَجبُ علیه شیء درست شد؟! می‌شود شارع این را درنظر بگیرد و اشکالی دراین‌صورت لازم نمی‌آید. این‌هم اشکال سوم بود.

  • اشکال چهارم: لزوم تخصیص اکثر

  • اشکال چهارم این است که اگر منظور از «لا یعلمون» در اینجا علم و جهل واقعی باشد، دیگر در اینجا تخصیص اکثر لازم می‌آید؛ به‌خاطر اینکه در بسیاری از مواقع ما می‌بینیم که اصلاً مکلف عالم به حکم نیست؛ مثل اینکه مکلفی عالم به وجوب صلاة نیست شارع حکم به قضای صلاة نمی‌کند؟! مکلف عالم به وجوب صوم نیست شارع حکم به قضا می‌کند حکم به کفاره می‌کند، ـ نه حالا کفارۀ عمد بالأخره حکم به کفاره می‌کند ـ مکلف عالم به حرمت صید نیست و در حج صید می‌کند باید کفاره بدهد یا من‌باب‌مثال مکلف عالم به حرمت استظلال در یوم نیست و استظلال می‌کند، همه فتوا به کفّارةُ الشاةٍ می‌دهند. روایت هم داریم.1

  • ما باید در بسیاری از موارد قائل تخصیص بشویم ولو اینکه مکلف عالم به حکم نیست؛ إما به حکم عالم نیست و إما مِن جهةِ جَهلِهِ بالموضوع، شبهه، شبهۀ موضوعیه است. درحالی‌که لسان روایت آبی از تخصیص است؛ روایت می‌گوید که «رُفعَ ما لا یَعلَمون»، «ما لا یعلمون» مرفوع است. آبی از تخصیص است. [صحیح نیست که بگوییم] «ما لا یعلمون» مرفوع است إلاّ فی هذا الموضع، «رُفعَ ما لا یَعلَمون» إلاّ فی هذا الموضع، لسان دلیل لسان تعلیل است در تعلیل...

  • ... حالا گرچه این مسئله را بالأخره به‌عنوان اشکال چهارم مطرح کردیم ولی باید بعداً این مسئله را مطرح می‌کردیم که منظور از «ما لا یَعلمون» چیست؟ علیٰ‌ایّ‌حال اگر منظور از «ما لا یعملون» علم نسبت به نفس حکم باشد، در اینجا اشکال تخصیص لازم می‌آید درحالی‌که لسان روایت آبی از تخصیص است این کلام مرحوم نائینی نسبت به اینجا بود.

    1.  فقه الرضا (علیه‌السّلام)، ج 1، باب 43: باب الأیمان و النذور و الكفارات، ص 272:
      «مَن ظَلَّلَ عَلَى نَفسِهِ وَ هوَ مُحرِمٌ فَعَلَیهِ شاةٌ ...»
      ترجمه: «اگر محرم بر خود سایه بیفکند، برعهدۀ اوست گوسفند.» (محقق)