اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث رفع (12)

نقد نظر مرحوم نائینی دربارۀ تقدیر در مفاد حدیث رفع

0
اصول
اصول

حدیث رفع و مسئله تقدیر در مفاد آن محور اصلی این جلسه است که در آن آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به نقد دیدگاه مرحوم نائینی می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهد که نائینی تقدیر را تنها در فرض رفع حقیقی لازم می‌داند و در رفع تشریعی آن را بی‌نیاز از تقدیر می‌شمارد. در این درس این تفکیک مورد بررسی قرار می‌گیرد و نشان داده می‌شود که بین رفع تشریعی و اخبار یا انشاء تفاوت ماهوی مؤثری وجود ندارد. همچنین با مثال‌هایی مانند «لا ضرر» و «لا شک لکثیر الشک» بیان می‌شود که شارع با نفی موضوع یا اثر، در واقع آثار مترتب را برمی‌دارد نه اینکه صرفاً گزارش دهد. در ادامه، اشکالات درونی کلام نائینی و مسئله بازگشت رفع به آثار و تقدیر ضمنی تحلیل می‌شود. نتیجه جلسه این است که فهم درست حدیث رفع بدون توجه به کارکرد عرفی نفی و اعتبار تشریعی کامل نمی‌شود در استنباط اصولی مهم

بررسی حدیث رفع (12)

5
  • علیٰ‌أیّ‌حال این اخبار در اینجا که می‌گوید: لا شک لکثیر الشک در اینجا منافاتی با انشاء ندارد، که حالا ایشان می‌فرمایند: «اگر اخبار باشد، احتیاج به مقدّر داریم» و منافاتی ندارد که رفع، رفع تشریعی باشد و اخبار هم اخبار تشریعی باشد، چه فرقی می‌کند؟! اخبار می‌کند لا ضرر و لا ضرار و لا شک لکثیر الشک یااینکه فرض کنیم تشریعاً ضرر را رفع می‌کند؛ هردوی اینها یکی است؛ به این معنا که وقتی شارع می‌گوید: «لا ضرر» منظورش این است که اگر شما قبول دارید که ضرر واقعاً ضرر خارجی است و واقعاً در خارج یک ضرری اتفاق افتاده است در عین وقوع ضرر، شارع می‌گوید: لا ضرر و لا ضرار؛ در اینجا اگر شارع واقعاً لسانش لسان اخبار است خب این کذب است؛ به‌خاطر اینکه یک ضرری اتفاق افتاده است. پس لسان «لا ضرر» لسان اخبار واقع نیست؛ بلکه لسان اخبار تشریعی است. معنای اخبار تشریعی و اخبار اعتباری چیست؟ عدم ترتب اثر است. چون هر چیزی که در خارج اتفاق می‌افتد، به لحاظ آثار در محاوره و امثال‌ذلک به آن توجه می‌شود و در عرف به لحاظ نفس اثر است که به آن توجه می‌شود.

  • دو داعی در اِخبار: نفس وقوع قضیه و آثار مترتبه

  • این یک مسئله و نکتۀ دقیقی است؛ یک وقتی داعی در اخبار، نفسِ وقوع یک قضیه است مثل اینکه می‌گوییم: «باران آمد»، «جاءَ المَطَرُ»، «نَزَلَ المَطَر» یا «نَزَلَ الثّلجُ»، داعی خود نفس وقوع قضیه است؛ یک وقتی هم داعی آثار مترتب است؛ یعنی به نفس خود او کاری نداریم مثلاً می‌گوییم: مگر نمی‌بینی «نَزَلَ المطرُ» یعنی برو پشت بامت را قیرگونی کن، الآن چکّه می‌کند. یا می‌گوییم: برف آمد، یعنی بخاری خانه‌ات را راه بینداز؛ یعنی داعی بر لوازم و آثار مترتبۀ بر این خبر مورد نظر مخبر است. درست شد؟!

  • اگر در آن مواردی که منظور شارع از اخبار و از اثبات و یا رفع شیء آثاری است که مترتب بر آن است، نه صرف یک اخبار، این به شارع مربوط نیست که بگوید: باران آمد، برف آمد، به شارع ربطی ندارد بلکه این کار مردم است؛ کار شارع این است که در مقام افاده و بیان، جعل احکام و آثاری کند که بر آن اثر مترتب است؛ اگر شارع بگوید: ألآن وقتُ الحصاد، یعنی وقت نتیجه، معلوم می‌شود باید بیایید زکاتتان را بدهید، این را می‌خواهد بگوید. می‌گوید: الآن وقت حصاد است یعنی بیا زکات بده. یااینکه فرض کنید شارع وقتی بگوید: جاءَ شهرُ رمضان یعنی یَجب علیک الصیّام شارع به این عبارت و به این داعی بیان می‌کند. وقتی که شارع می‌گوید: لا شک لکثیر الشک؛ نه‌اینکه در خارج شکی وجود ندارد؛ بلکه داعی برای این در اینجا این است که شارع می‌گوید: من این شک را قبول ندارم؛ اعتباراً من این شک را قبول ندارم و این شک، شکی نیست که مترتب آثار باشد، این منظور شارع است. شکی در خارج شک است که این شک موجب آثار باشد، موجب آثار شرعی و آثار اعتباری باشد؛ ولی شکی که خود آن شک موجب اثر نیست شارع می‌گوید: این شک کأنّ در خارج اصلاً وجود ندارد. آن برفی که در خارج می‌آید ولی وقتی که به زمین می‌رسد آب می‌شود، شما می‌گویید که اصلاً برف نیامده است و راست هم می‌گویید که برف نیامد؛ چون گرچه برف آمد ولی وقتی به زمین رسید زمین گرم بود و آب شد و دیگر چیزی باقی نمانده است. شارع هم وقتی که از یک امر، جعل اخبار می‌کند نه‌اینکه بخواهد واقعاً این امر خارج را رفع کند؛ یعنی تنزیلاً به‌جهت عدم ترتّب اثر، خود اصل آن موضوع را هم در خارج نفی می‌کند و می‌گوید: این موضوعی که اثر ندارد اصلاً کأنّ این اثر ندارد اصلاً عقلا به این توجه نمی‌کنند.