اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث رفع (15)

اشکال به کلام مرحوم آخوند دربارۀ رفع حقیقی

14٬095
اصول

رفع حقیقی در حدیث رفع در این جلسه با تمرکز بر نقد دیدگاه مرحوم آخوند درباره «ما لا یعلمون» بررسی می‌شود. ایشان رفع را در این فقره، رفع حقیقی و ناظر به برداشته شدن تنجّز تکلیف می‌دانند، نه صرف رفع ظاهری. در مقابل، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهند که علم و جهل در اصل جعل حکم دخالت ندارند و حکم کلی در مقام انشاء برای همه مکلفان مشترک است و تنها شرط تنجّز، التفات است. بر این اساس، حتی با نبود التفات، اصل وجوب یا حرمت باقی است و آنچه برداشته می‌شود صرفاً مرحله تنجّز است نه واقع حکم. نتیجه جلسه این است که رفع در حدیث، رفع تنزیلی است نه رفع حقیقی، و بسیاری از اشکالات در نسبت دادن اثر به علم و جهل روشن می‌شود.

بررسی حدیث رفع (15)

توضیحات:

رفع حقیقی در حدیث رفع در این جلسه با تمرکز بر نقد دیدگاه مرحوم آخوند درباره «ما لا یعلمون» بررسی می‌شود. ایشان رفع را در این فقره، رفع حقیقی و ناظر به برداشته شدن تنجّز تکلیف می‌دانند، نه صرف رفع ظاهری. در مقابل، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهند که علم و جهل در اصل جعل حکم دخالت ندارند و حکم کلی در مقام انشاء برای همه مکلفان مشترک است و تنها شرط تنجّز، التفات است. بر این اساس، حتی با نبود التفات، اصل وجوب یا حرمت باقی است و آنچه برداشته می‌شود صرفاً مرحله تنجّز است نه واقع حکم. نتیجه جلسه این است که رفع در حدیث، رفع تنزیلی است نه رفع حقیقی، و بسیاری از اشکالات در نسبت دادن اثر به علم و جهل روشن می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث رفع (15)

13
  • استاد: ببینید اضطرار در خارج فقط عقاب را برمی‌دارد همین، نه‌اینکه حرام را حلال کند.

  • تلمیذ: یک مطلبی قبلاً شما فرموده بودید که آن احکام که بر موضوعات حمل می‌شود، با شرایطش حمل می‌شود. یکی از آن شرایط این است که طرف مضطر نباشد، وقتی مضطر شد خودبه‌خود موضوع متبدّل می‌شود؛ موضوع تبدّل یافت حکم جدید پیدا می‌کند.

  • استاد: نه‌خیر این مسئلۀ اضطرار را مطرح نکردم، هر کسی نسبت به موقعیت خاصّ خودش.

  • عدم وجود عنوان اولیه و ثانویه برای احکام

  • تلمیذ: نه قبلاً یک بحثی داشتیم که اصلاً ما عنوان اولیّه و ثانویه نداریم، عناوین روی موضوع با آن شرایطش می‌روند.

  • استاد: آن‌وقت آن به‌عنوان کلّی است.

  • تلمیذ: حالا مضطر که آمده این کار را انجام داده خودش در عالم نفس‌الأمر یک عنوان کلی دارد، بر شخص مضطر خوردن میته واجب است چون حفظ نفس واجب است ما داریم حکم وجوب می‌کنیم، پس این یک عنوان دارد یک حکم برایش به‌خاطر تبدّل موضوع مترتب می‌شود و همین شخص اگر بیاید در شهر و دستش به گوشت برسد دیگر قضیه حل می‌شود.

  • استاد: خب بله موضوع فرق می‌کند.

  • تلمیذ: می‌خواهم عرض کنم که در اینجا نمی‌توانیم بگوییم که حرام خورد.

  • استاد: خب عرض کردم بحث قدرت در اینجا دوتا است.

  • تلمیذ: قدرت نیست اضطرار کجا قدرت است؟!

  • استاد: نه قدرت ندارد دیگر، قدرت بر دفع ندارد.

  • تلمیذ: خب این موضوع متبدّل شد.

  • استاد: من هم همین را می‌گویم اگر موضوع متبدّل باشد که بحثی نیست، بحث ما در باب التفات است؛ در باب التفات ما عرض کردیم؛ ولی در باب اضطرار موضوع متبدّل است، مسئله‌ای نیست. در اینجا مطلبی هست که به‌خاطر آن این مسئله را عرض کردم و آن اینکه در موقع اضطرار آن حکم اولیّۀ خودش بر مصلحت و مفسدۀ خودش باقی می‌ماند؛ یعنی اگر فرض کنید شما را مضطر کردند بر اینکه روزه را افطار کنید، آن حکم وجوب روزه که برای شما در مرحلۀ فعلیت باقی مانده باز مصلحتش نیاز به تدارک دارد یعنی بر شما واجب است. به قول امام صادق فرمودند: «فَكانَ إفطارِى یَوماً وَ قَضاوُهُ أیسَرَ عَلَىَّ مِن أن یُضرَبَ عُنُقِى وَ لا یُعبَدُ اللهُ»1 درست شد؟! منصور دوانیقی حکم به عید کرد درحالی‌که برای حضرت آن روز عید نبود، پس در اینجا حکم چیست؟! حکم این است که آن وجوب صوم به حال خودش باقی است، نه‌اینکه وجوب به حرمت صوم متبدّل می‌شود، ـ چون الآن صوم دیگر حرام می‌شود ـ اگر صوم حرام بشود پس تدارکش برای چیست؟! قضا برای چیست؟!

    1. . الکافی، ج 4، كِتابُ الصّیامِ بابُ اَلیَومِ اَلَّذی یُشَكُّ فیهِ مِن شَهرِ رَمضانَ هوَ أو مِن شَعبان، ص ۸۲، ح 7. امام شناسى، ج ‌16 ـ 17، ص 286:
      «عَن رِفاعَةَ عَن رَجُلٍ عَن أبی‌عبدالله عَلَیهِ اَلسَّلاَمُ قالَ: دَخَلتُ عَلَى أبِى العَبّاسِ بِالحیرَةِ فَقالَ: یا أباعبدالله! ما تَقولُ فِى الصّیامِ الیَومَ؟! فَقُلتُ: ذاكَ إلَى الإمامِ. إن صُمتَ صُمنا، وَ إن أفطَرتَ أفَطَرنا!
      فَقالَ: یا غُلامُ عَلَىَّ بِالمائدَةِ فَأكَلتُ مَعَهُ، وَ أنا أعلَمُ وَ اللهِ أنَّهُ یَومٌ مِن یَومِ شَهرِ رَمَضانَ. فَكانَ إفطارِى یَوماً وَ قَضاوُهُ أیسَرَ عَلَىَّ مِن أن یُضرَبَ عُنُقِى وَ لا یُعبَدُ اللهُ!»
      «[از رفاعه از مردی از امام صادق علیه‌السّلام که] فرمود: من در حيره بر ابوالعباس سفَّاح وارد شدم و او به من گفت: اى أباعبدالله! رأى شما دربارۀ روزۀ امروز چيست؟! من گفتم: آن مربوط به امام مى‌باشد. اگر تو روزه را باقى بدارى ما نيز باقى مى‌داريم، و اگر تو روزه را افطار نمائى ما نيز روزه را افطار مى‌نمایيم!
      ابو العباس گفت: اى غلام! براى من مائده را حاضر كن! چون حاضر كرد من با او غذا خوردم ـ با وجود آنكه قسم به خدا يقين داشتم آن روز يك روز از ماه رمضان مى‌باشد ـ به علت آنكه افطار كردن يك روز از شهر رمضان را و قضا كردن آن را به يك روز، براى من سهل‌تر است از آنكه گردنم زده شود و ديگر زنده نمانم تا خدا عبادت شود.»
/ 260