اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث حجب (1)

0
اصول
اصول

حدیث حجب و برائت شرعی در این جلسه بررسی می‌شود؛ همراه با نقد استدلال‌ها و تبیین تفاوت آن با حدیث رفع در شبهات حکمی و موضوعی. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر استدلال به حدیث حجب را در کنار حدیث رفع توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه برخی می‌خواهند از آن برای رفع تکالیف در شبهات استفاده کنند. سپس چند اشکال مهم مطرح می‌شود؛ از جمله اینکه احکام جزئی موضوعات خارجی در اختیار شارع نیست و همچنین تفاوت استناد «حجب» به خدا با جهل مکلف در حدیث رفع. در ادامه پاسخ‌های مختلف به این اشکالات بررسی می‌شود؛ از جمله توجیه به علل تکوینی، امر بین الامرین، و نقش موقعیت جهل مکلف. در نهایت نیز این نکته روشن می‌شود که روایت حجب در صورت پذیرش، گستره و کارکرد متفاوتی نسبت به برائت حکمی دارد و نمی‌توان آن را به سادگی بر شبهات حکمی و موضوعی تطبیق داد و نیاز به دقت اصولی دارد.

بررسی حدیث حجب (1)

2
  •  

  • أعوذ بِالله مِن الشَّیطان الرَّجیم

  • بِسم الله الرَّحمن الرَّحیم

  •  

  • ...روایتی در کافی از امام صادق علیه‌السّلام هست که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «ما حَجَبَ اَللهُ عِلمَهُ عَنِ العِبادِ فَهوَ مَوضوعٌ عَنهُم»1یا «مرفوعٌ عنهم». این روایت را بعضی از آقایان مانند مرحوم نائینی اصلاً متعرّض نشدند و بعضی دیگر متعرّض شدند و راجع به آن ردّ و نقد و امثال‌ذلک دارند.

  • تقریب استدلال به حدیث حجب بر برائت

  • معنای ابتدائی روایت این است که آن حکمی را که خداوند از عباد آن را حاجب شده است، این حکم از آنها مرفوع است و طریق استدلال به این آیه مانند این روایت همانند استدلال به روایت سابق است که ـ چون در آنجا به این نحو استدلال شد ـ الزامِ مجهولی که برای شارع قابل وضع است، آن الزام مجهول، مصداق «ما لا یَعلمون» است و حدیث رفع آن الزام مجهول را برمی‌دارد. نحوۀ استدلال آقایان به حدیث رفع این‌طور بود که آن الزام مجهول، چون وضع و رفعش به ید شارع است و آن مصداق برای «ما لا یَعلمون» است، پس حدیث رفع می‌آید الزام را برمی‌دارد و الناسُ فی مندوحةٍ مِن فعلِهِ و ترکِهِ؛ در فصحه‌ای از ترک و فعل آن قرار می‌گیرند. در این روایت هم به همان کیفیت است؛ «ما حَجَبَ اَللهُ عِلمَهُ عَنِ العِبادِ»، آن الزام مجهول که محجوب از عباد است فَهو مرفوعٌ عنهم و النّاسُ فی فُصحَةٍ مِنه.

  • اشکال اول بر استدلال به حدیث حجب

  • نسبت به این روایت نقد و حل‌ها و ایراداتی بیان شده است؛ یکی از مسائلی که در اینجا نقد شده این است که منظور ما در برائت شرعیه، رفع احکام جزئیۀ مترتبۀ بر موضوعات مشتبه است. یکی از مواردی که ما داریم موضوعات مشتبهةُ الحکم است به‌جهت اشتباه مصادیق یا به‌جهت تعارض نصّین و اختلاف نصین و اینها، و آنچه که در اینجا مطرح است این است که اگر مصداقی حکمش برای ما مجهول باشد، یک موضوع خارجی حکمش برای ما مجهول باشد، در اینجا ما بتوانیم به قاعدۀ حِل و برائت و امثال‌ذلک تمسّک کنیم و اتیان به او بلامانع باشد.

    1.  التوحيد، ج ۱، باب 64: التعریف و البیان و الحجة و الهدایة، ص 4۱۳.