اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث حجب (1)

0
اصول
اصول

حدیث حجب و برائت شرعی در این جلسه بررسی می‌شود؛ همراه با نقد استدلال‌ها و تبیین تفاوت آن با حدیث رفع در شبهات حکمی و موضوعی. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر استدلال به حدیث حجب را در کنار حدیث رفع توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه برخی می‌خواهند از آن برای رفع تکالیف در شبهات استفاده کنند. سپس چند اشکال مهم مطرح می‌شود؛ از جمله اینکه احکام جزئی موضوعات خارجی در اختیار شارع نیست و همچنین تفاوت استناد «حجب» به خدا با جهل مکلف در حدیث رفع. در ادامه پاسخ‌های مختلف به این اشکالات بررسی می‌شود؛ از جمله توجیه به علل تکوینی، امر بین الامرین، و نقش موقعیت جهل مکلف. در نهایت نیز این نکته روشن می‌شود که روایت حجب در صورت پذیرش، گستره و کارکرد متفاوتی نسبت به برائت حکمی دارد و نمی‌توان آن را به سادگی بر شبهات حکمی و موضوعی تطبیق داد و نیاز به دقت اصولی دارد.

بررسی حدیث حجب (1)

5
  • بیان احکام کلی وظیفۀ شارع

  • بنابراین وظیفۀ شارع در اینجا این نیست که هر حکمی را به‌هرنحوی بیان کند، احکام را به‌نحوکلی بیان کرده آن‌وقت تشخیص موضوع با شماست که این خمر است یا خَلّ؟! بلند شو برو لابراتوار آزمایش کن به شارع چه مربوط است؟! آقا این ماء است یا چیز دیگر است؟! به اهل خبره نشان بده، مگر بنده وظیفه دارم که بیان کنم؟! به قول آقا می‌فرمودند که مردم برای مرغ و خروس خانه‌شان هم به ما تلفن می‌کنند و از ما سؤال می‌کنند که آقا خروس خوانده است! خب چه‌کار کنم که خوانده است، گربۀ ما مریض شده است؛ من این را که می‌گویم جدّی می‌گویم. مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ قم بودند یک بنده خدایی تلفن کرده بود می‌گفت: آقا این گربه‌ام سرماخورده سینه‌اش درد می‌کند! آقا مگر آقا بیطار1 است که به ایشان تلفن می‌کنی؟! شربت دیفن‌هیدرامین بده خوب می‌شود! آن‌وقت ایشان از باب شکوه به من می‌فرمودند: فلانی برای سینه درد کردن گربه‌اش به من تلفن می‌کند؛ اما در مسائل بسیار مهمی که باید احتیاط کنند سرشان را پایین می‌اندازند و می‌روند! التفات کردید؟! این مشکل، مشکل ماست و این مشکل شارع نیست. آن‌وقت روی این حساب وظیفۀ شارع بیان احکام کلی می‌شود آن‌وقت «ما حَجَبَ الله عِلمه» فقط منحصر می‌شود به یک احکامی کلی که شارع از ما حَجْبْ کرده است، این یک مطلب بود.

  • اشکال دوم بر استدلال به حدیث حجب

  • اشکال دیگری که به این روایت شده و این اشکال جدّی است این است که استناد «حَجْب» در این روایت «إلی الله» است نه «إلی الناس»، در روایت اولیٰ داریم که «رُفِع ما لا یَعلمون»؛ استناد جهل به خود مردم است. مردم نمی‌دانند، فرض کنید که نمی‌دانند این ماء است یا اینکه خمر است، نمی‌دانند حکمش چیست؛ ولی در اینجا داریم «ما حَجَبَ الله» استناد به إلی الله تعالیٰ است. وقتی که استناد به الله باشد، آن‌وقت دراین‌صورت همان‌طوری‌که در اینجا اشکال شده و مرحوم شیخ انصاری هم به‌واسطۀ همین اشکال این روایت را از ادلّۀ برائت جدا کرده و خدشه وارد کرده این است که این روایت منحصر به آن مواردی می‌شود که این حجب من ناحیةِ الله و مِن ناحیةِ الشارع باشد یعنی الشارعُ لَم یُبَیِّن بعضَ الأحکام و لم یَشرَح بعضَ الأحکام لِلنّاس؛ نه‌اینکه شارع بیان کرده و به‌واسطۀ اخفاء ظالمین و سایر علل خارجیه لِأسبابِ الخارجیةِ خُفیَت علینا بلکه این به‌واسطۀ حجب است، خدا بیان نکرده است. همان‌طور که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام هم در نهج البلاغه می‌گویند:

    1.  لغت‌نامه دهخدا: «بیطار: طبیب چهارپایان.»