
بررسی حدیث حجب (1)
حدیث حجب و برائت شرعی در این جلسه بررسی میشود؛ همراه با نقد استدلالها و تبیین تفاوت آن با حدیث رفع در شبهات حکمی و موضوعی. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر استدلال به حدیث حجب را در کنار حدیث رفع توضیح میدهد و نشان میدهد که چگونه برخی میخواهند از آن برای رفع تکالیف در شبهات استفاده کنند. سپس چند اشکال مهم مطرح میشود؛ از جمله اینکه احکام جزئی موضوعات خارجی در اختیار شارع نیست و همچنین تفاوت استناد «حجب» به خدا با جهل مکلف در حدیث رفع. در ادامه پاسخهای مختلف به این اشکالات بررسی میشود؛ از جمله توجیه به علل تکوینی، امر بین الامرین، و نقش موقعیت جهل مکلف. در نهایت نیز این نکته روشن میشود که روایت حجب در صورت پذیرش، گستره و کارکرد متفاوتی نسبت به برائت حکمی دارد و نمیتوان آن را به سادگی بر شبهات حکمی و موضوعی تطبیق داد و نیاز به دقت اصولی دارد.
بررسی حدیث حجب (1)
6إنَّ اَللهَ اِفتَرَضَ عَلَیكُم فَرائِضَ فَلاَ تُضَیِّعوها و حَدَّ لَكُم حُدوداً فَلاَ تَعتَدوها وَ نَهاكُم عَن أشیاءَ فَلاَ تَنتَهِكوها و سَكَتَ لَكُم عَن أشیاءَ وَ لَم یَدَعها نِسیاناً فَلا تَتَكَلَّفوها.1
این خداوندی که حلال و حرام و حدودی را معیّن کرده و بعضی از اشیاء را هم منّةً علیکم معیّن نکرده است، از اینها سؤال نکنید.
حالا قضیۀ حضرت موسی را ببینید؛ ﴿وَ إِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُكُمۡ أَن تَذۡبَحُواْ بَقَرَةٗ﴾2 بعد میآیند سؤال میکنند که این بقره چه رنگی باشد؟! جنسش ذکرٌ أو اُنثی؟! بعد میپرسند که سنش چقدر باشد؟! اینها دیگر چیزهایی است که مدام میآیند یکییکی بیان میکنند و مدام قضیه را مشکل میکنند. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُكُمۡ أَن تَذۡبَحُواْ بَقَرَةٗ﴾! یک بقرهای را از خیابان بگیرید و سر ببرید! مدام سؤال میکنند او هم میگوید: ﴿قَالَ إِنَّهُۥ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٞ صَفۡرَآءُ فَاقِعٞ لَّوۡنُهَا تَسُرُّ ٱلنَّٰظِرِينَ﴾3 بعد میگوید: ﴿قَالَ إِنَّهُۥ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٞ لَّا ذَلُولٞ تُثِيرُ ٱلۡأَرۡضَ وَلَا تَسۡقِي ٱلۡحَرۡثَ مُسَلَّمَةٞ لَّا شِيَةَ فِيهَا﴾،4 راجع به مثلاً خصوصیاتی که دارد، درست شد؟
این اشکال است که استناد حجب در اینجا إلی الله تعالی موجب میشود که این روایت به مواردی که از ناحیۀ خدا، از ناحیۀ شارع باشد اختصاص پیدا میکند.
این اشکالی که در اینجا بیان شده است که مرحوم آخوند هم همین اشکال را در اینجا مطرح میکنند و دیگر مرحوم آخوند نسبت به قضیه ادامه نمیدهند. یعنی فقط در کفایه سه چهار خط این روایت هست و بعد دیگر ایشان ساکت میشوند و دیگر وارد ادلّۀ «کُلُّ شیءٍ هو لک حلالٌ حتّی تَعلم أنّهُ حرامٌ بِعینِهِ»5 و اینها میشوند.
پاسخ به اشکال دوم
نسبت به این قضیه بیانی که شده و اشکالی که به این وجه وارد شده و جوابی که داده شده کما نُقِلَ عن بعضِ الأعاظم
جواب اول
یکی این است که استناد «حَجب» إلی الله تعالی به دو صورت ممکن است؛ یک صورت اینکه از ناحیۀ شارع باشد؛ یعنی شارع عالماً و عامداً این حکم را بیان نکرده باشد. صورت دوم اینکه اصلاً ممکن است بهواسطۀ علل سماوی باشد نه بهواسطۀ اخفاء ظالمین، مثلاً کتب مدوّنۀ روایاتی که از امام صادق علیهالسّلام است بهواسطۀ زلزال ازبین میروند یا بهواسطۀ مطر این کتابها همه ازبین میروند. فقط لازم نیست که بهواسطۀ اخفاء ظالمین این مسئله باشد، ممکن است بهواسطۀ علل سماوی هم این حجب در اینجا صدق کند و واقعاً صدق میکند که استناد «حجب» إلی الله تعالی است پس این اشکالی که اول وارد میشود بر اینکه چطور شما این روایت را از دایرۀ ادلّۀ برائت جدا میکنید؟!
- نهج البلاغة, ج ۱, باب المختار من حكم أمیرالمؤمنین علیهالسّلام و ...، ص 4۸۷.
ترجمه: «خداوند بر شما اعمالى واجب داشته، آنها را ضايع نگذاريد و برايتان حدودى معيّن كرده، از آن حدود تجاوز نكنيد. شما را از چيزهايى نهى كرده، حرمت آن نشكنيد و چيزهايى است كه دربارۀ آنها سكوت كرده، نه آنكه فراموش كرده باشد، در آنها خود را به رنج نیفكنيد.» (محقق) - سوره بقره (2) آیه 67.
ترجمه: «و (به یاد آرید) وقتی که موسی به قوم خود فرمود که به امر خدا گاوی را ذبح کنید.» (محقق) - سوره بقره (2) آیه 69.
ترجمه: «خدا میفرماید گاو زرد زرّینی باشد که بینندگان را فرح بخشد.» (محقق) - سوره بقره (2) آیه 71.
ترجمه: «موسی گفت: خدا میفرماید آن گاو هم آن قدر به کار رام نباشد که زمین شیار کند و آب به کشتزار دهد و هم بیعیب و یکرنگ باشد.» (محقق) - الکافی، ج 5، کتابُ المعیشةِ، بابُ النّوادر، ص ۳۱۳، ح 40.
- نهج البلاغة, ج ۱, باب المختار من حكم أمیرالمؤمنین علیهالسّلام و ...، ص 4۸۷.
