
بررسی حدیث حجب (2)
بررسی آراء مرحوم کمپانی
حدیث حجب و ادله برائت در اصول فقه در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق حدیث حجب و نسبت آن با ادله برائت میپردازد. ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند درباره استناد حجب به خداوند و عدم شمول آن نسبت به برائت توضیح داده میشود. سپس اشکالات وارد بر این تحلیل، از جمله ابهام در تفکیک احکام انشایی و تنجزی و نیز تفاوت شبهات حکمیه و موضوعیه بررسی میگردد. در ادامه نظر مرحوم کمپانی درباره اقتضای حکم و ضرورت وجود مقتضی برای تحقق حجب بیان شده و نقد میشود که این نگاه در تطبیق بر موارد مختلف دچار اشکال است. همچنین نسبت حدیث حجب با مسئله جهل مکلف و امکان استناد آن به خداوند تحلیل میشود. در نهایت روشن میگردد که این بحث نقش مهمی در فهم گستره برائت و حدود جریان اصول عملی دارد برای فهم حدود برائت. در اصول
بررسی حدیث حجب (2)
9البته این با آنچه که به مقام تنجّز رسیده فرق میکند، ولی هنوز امر به بلاغ نشده است؛ مانند حرمت شرب خمر و اینها که این حرمت در مدینه آمد اما برای شارع و برای افرادی که مطلّع بر این حرمت بودند جایز نبود که شرب خمر کنند، چون نسبت به آنها فعلیت داشت، نسبت به آنها تنجّز داشت ولیکن مأمور به عدم ابلاغ این تنجّز بودند تا در وقت خودش که در مدینه پیدا بشود، همینطور احکام زنا و سرقت همه در مدینه نازل شد. در مکه هرکسی پیش پیغمبر میآمد به او میگفت: اسلام را بیاور فعلاً هر کاری میخواهی بکنی بکن! فعلاً در مندوحه هستی! سر ما مثل اینکه کلاه رفته است! اگر در آن زمان بودیم حداقل چهارده پانزده سال در مندوحه بودیم، چون هنوز امر به بلاغ از ناحیۀ شارع نشده بود!
توضیحی در باب اهمیت و آداب سئوالپرسیدن از استاد
بعضیها در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ بودند که میگفتند: ما پیش ایشان نمیرویم تا این سؤال را بپرسیم، چون اگر برویم میدانیم میگویند: نه؛ اگر برویم میدانیم میگویند: نه! چرا برویم بپرسیم؟! این گول زدن است، آدم خودش را گول زده والاّ خب مسئله مشخص است. وقتی تو میدانی میگویند: نه، یا احتمال راجح میدهی معنای قضیه روشن است.
تلمیذ: فرقی میکند، بههرحال مخالفت عملی نکرده است یعنی در قبال حرف و سخن ایشان.
استاد: فقط یک جنبۀ تجرّی و اینها در اینجا انجام نگرفته است والاّ خب آن اثراتش که مترتب است.
تلمیذ: بالأخره یک سری مسائل هست که انسان تکثیر سؤال بکند شاید خودش هم ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَسَۡٔلُواْ عَنۡ أَشۡيَآءَ إِن تُبۡدَ لَكُمۡ تَسُؤۡكُمۡ﴾1... بشود؛ مثلاً انسان بخواهد دائماً از استاد بپرسد اینجا چه کار کند آنجا چه کار کند...
استاد: آن جنبۀ وسواس است والاّ اگر انسان بداند بهصرف اینکه استاد مطلب را به او بیان نکرده، اگر واقعاً شخصی نسبت به حال خودش و نسبت به موقعیت خودش احساس مسئولیت بکند، واقعاً این کار را میکند؟! نمیکند. همانطور که اگر مریض باشید نمیروید یک قرص بردارید همینطوری میل بفرمایید! چرا؟! چون نسبت به جان محترم خودتان احساس مسئولیّت میکنید و میگویید: آقا بالأخره داروخانه فراوان هست لعلّ اینکه این قرص الآن برای من سمّ باشد ولی جالب اینجاست که ما همۀ اینها را نادیده میگیریم و نسبت به این مسائل مهم که موضوعات خطیر است شُل میشویم؛ یعنی در آن مسائلی که برای ما نیست [دخالت میکنیم] البته خودم را عرض میکنم چون تعلق ما به ماده قوی است؛ تعلق به ماده و تعلق به دنیا قوی است؛ اینها برای ما خیلی مهمتر است و ارزشش بیشتر است. آنوقت بهعکس، برای آنهایی که آن جنبه قوی است آن چیزهایی که متناسب با آن حیثیت است برای آنها قوی است نسبت به اینها خیلی اهمیت نمیدهند حالا میگویند: این را هم خوردم، خوردم، حالا مریض هم شدم، شدم، التفات میکنید اصلاً نمیخواهم بگویم که این درست است نه، بلکه آن جنبۀ تعلق وقتی کم بشود اصلاً خواهینخواهی توجه کم میشود، روی آنطرفِ قضیه خیلی وسواس نشان میدهند و خلاصه مواظب هستند به اینکه اتفاقی نیفتد.
- سوره مائده (5) آیه 101.
ترجمه مرحوم الهی قمشهای: «هرگز از چیزهایی مپرسید که اگر فاش گردد شما را زشت و بد میآید و غمناک میکند.»
- سوره مائده (5) آیه 101.
