اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث حجب (3)

ادامۀ بررسی آراء مرحوم کمپانی

14٬087
اصول

حدیث حجب و برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی دلالت حدیث حجب بر اصل برائت و ادامه نقد دیدگاه مرحوم کمپانی درباره استناد این روایت به خداوند اختصاص دارد. در ادامه، استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل وحدت سیاق در حدیث رفع و مقایسه موارد نسیان، خطا و اکراه، نشان می‌دهد که ملاک رفع، غیر اختیاری بودن رفتار مکلف است و نه صرف جهل، و از این مسیر ارتباط حدیث حجب با اصول برائت روشن می‌شود. در پایان نیز اشکالات وارد بر تفکیک انشاء و فعلیت در کلام مرحوم کمپانی بررسی می‌شود و نتیجه جلسه در تبیین گستره شمول حدیث حجب در رفع تکالیف مشکوک جمع‌بندی می‌گردد. این بحث برای فهم دقیق نسبت میان جهل، التفات و تکلیف در مباحث اصولی اهمیت اساسی دارد و بسیاری از ابهامات در استدلال به برائت را برطرف می‌کند.

بررسی حدیث حجب (3)

توضیحات:

حدیث حجب و برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی دلالت حدیث حجب بر اصل برائت و ادامه نقد دیدگاه مرحوم کمپانی درباره استناد این روایت به خداوند اختصاص دارد. در ادامه، استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل وحدت سیاق در حدیث رفع و مقایسه موارد نسیان، خطا و اکراه، نشان می‌دهد که ملاک رفع، غیر اختیاری بودن رفتار مکلف است و نه صرف جهل، و از این مسیر ارتباط حدیث حجب با اصول برائت روشن می‌شود. در پایان نیز اشکالات وارد بر تفکیک انشاء و فعلیت در کلام مرحوم کمپانی بررسی می‌شود و نتیجه جلسه در تبیین گستره شمول حدیث حجب در رفع تکالیف مشکوک جمع‌بندی می‌گردد. این بحث برای فهم دقیق نسبت میان جهل، التفات و تکلیف در مباحث اصولی اهمیت اساسی دارد و بسیاری از ابهامات در استدلال به برائت را برطرف می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث حجب (3)

13
  • این حلِّ مسئله است که از نقطه‌نظر انتساب فعل به مکلف و عدم انتساب فعل به مکلف در اینجا قضیه تغییر پیدا می‌کند؛ چون آن شخص متعمداً کتمان می‌کند، نمی‌توانیم بگویم که حجب الله علمه عنه؛ ولی چون نسبت به من غیر اختیاری است ـ وقتی که او بیان نکند، نسبت به من غیر اختیاری می‌شود ـ در اینجا حجب صدق می‌کند، حجب الله در اینجا صادق است.

  • پس روی این حساب در هر موقعیتی که آن موقعیت برای مکلف مِن غیرِ اختیارٍ تحقق پیدا بکند، حجب در اینجا صدق می‌کند، بدون استناده إلی الفاعل بل باستناده إلی الله تعالی. این مشکل تقریباً حلّ می‌شود و این روایت داخل در تحت ادلّۀ برائت می‌شود. این اشکال اول به مرحوم کمپانی است.

  • اشکال دوم

  • مسئلۀ دوم اینکه در اشکالی که مستشکل به مرحوم کمپانی کرد که این حجب اختصاص به تکالیف فعلی و تکالیف انشائی دارد و اصلاً در حجب، موضوع و وضع معنا ندارد و جوابی که مرحوم کمپانی می‌دهند که اشکال ندارد که خداوند این حجج را نسبت به این تکلیف مطلع کرده باشد ولی امر به تبلیغ نکرده باشد؛ باز دراین‌صورت فعلیت دارد، اشکالی که نسبت به ایشان مطرح می‌شود این است که درصورتی‌که خداوند حجج را نسبت به تکلیف مطلع کرد ولی منّةً علی العباد امر به تبلیغ نمی‌کند، مطلب از دو حال خارج نیست؛ یااینکه خود حجج مأمور ‌به این تکلیف هستند یا نیستند؛ یعنی ولو اینکه اطلاع بر تکلیف دارند اما منّةً علی العباد خود آنها هم این تکلیف را انجام نمی‌دهند. من‌باب‌مثال صلاة اللیل در زمان رسول الله واجب بود ولی بعداً نسخ شد. حالا برفرض اگر امام زمان ظهور کند، صلاة اللیل را واجب می‌کند، خب الآن در زمان امام صادق آیا صلاة اللیل بر او واجب بود یا نه؟! اگر بگوییم که بر امام صادق واجب بود پس معلوم می‌شود این در اینجا منّةً علی العباد نبود، به‌خاطر اینکه بر خیلی از بندگانش خدا واجب می‌کند بر خیلی از عبادش واجب کرد، این دیگر منّةً علی العباد نیست، منّةً علی العباد در آنجایی است که حتی بر امام صادق هم مستحب باشد. حالا امام صادق همیشه انجام می‌دهد یک مطلب دیگری است؛ ولی خود تکلیف برای حجج هم در اینجا منجّز نیست. اگر این‌طور باشد پس دیگر دراین‌صورت چه فایده‌ای در اطلاع و عدم اطلاع حجج بر این تکلیف هست؟! اصلاً چه فایده‌ای دارد؟! حالا حجج در اینجا مطلع بشوند وقتی که امر به تبلیغ نیست این در مرحلۀ انشاء باقی می‌ماند. چون فرض این است که خود حجج هم مأمور به اتیان تکلیف نیستند. وقتی نیستند پس این با امر انشائی چه فرقی می‌کند؟! امری است که انشاء شده بدون اینکه اراده شود. چون تبلیغ این است که به حجج ابلاغ بشود حالا یا حجج این را نگه دارند یا ابلاغ کنند. در آن جایی که به حجج ابلاغ می‌شد خود حجج مأمور بودند؛ در زمان رسول خدا، ایشان به حرمت شرب خمر مأمور بود ولی ابلاغ نمی‌کرد. در زمان رسول خدا حرمت زنا بود، و خود رسول خدا کفّ از زنا می‌کرد، ولی ابلاغ نمی‌کرد نمی‌رفت که زنا بکند بلکه ابلاغ نمی‌کرد. افرادی هم که بر این تکالیف مطلع بودند آنها هم مأمور به اتیان بودند، بعد اینها ابلاغ شد، فرض کنید بعد از ده سال پانزده سال در مدینه...

/ 260