
بررسی حدیث حجب (3)
ادامۀ بررسی آراء مرحوم کمپانی
حدیث حجب و برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی دلالت حدیث حجب بر اصل برائت و ادامه نقد دیدگاه مرحوم کمپانی درباره استناد این روایت به خداوند اختصاص دارد. در ادامه، استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل وحدت سیاق در حدیث رفع و مقایسه موارد نسیان، خطا و اکراه، نشان میدهد که ملاک رفع، غیر اختیاری بودن رفتار مکلف است و نه صرف جهل، و از این مسیر ارتباط حدیث حجب با اصول برائت روشن میشود. در پایان نیز اشکالات وارد بر تفکیک انشاء و فعلیت در کلام مرحوم کمپانی بررسی میشود و نتیجه جلسه در تبیین گستره شمول حدیث حجب در رفع تکالیف مشکوک جمعبندی میگردد. این بحث برای فهم دقیق نسبت میان جهل، التفات و تکلیف در مباحث اصولی اهمیت اساسی دارد و بسیاری از ابهامات در استدلال به برائت را برطرف میکند.
بررسی حدیث حجب (3)
11تلمیذ: «فی کتابٍ جدید» را همان به معنای مکتوب میشود گرفت مثل ﴿كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ﴾1 بگیریم یعنی احکام جدید.
استاد: نهخیر.
تلمیذ:... ایشان در قرآن اینطور معنا کردند، کتاب را به معنای مکتوب معنا کردند.
استاد: حالا خودشان میدانند، کتاب همین کتاب است کتاب یعنی مکتوب دیگر چیست؟! نهخیر کتاب همین است. ﴿كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ﴾2 یعنی مکتوبٌ انزلنا؟! یعنی ما بینَ الدفّتین. الآن فرض کنید که اگر یک نامه کسی بدهد میگویند: مکتوب شما رسید. حتی در نص قدیم هم لغت کتاب نیست؛ مگر مجموعهای باشد که ما بین الدفتین را کتاب بگویند؛ کتاب نمیگویند، میگویند: مکتوب شما آمد.
تلمیذ: «کتب» که به معنای وجب آمده است؛ ﴿كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ﴾.
استاد: شما به معنای وجوب میگویید؟!
تلمیذ:... اینکه ثبت شده است آن واجبات و مفروضات را اینطور معنا کردهاند؛ حالا فرائض اعم از واجبات یا اعم...
استاد: در چه آیهای مثلاً؟
تلمیذ: الآن آیهاش در ذهنم نیست.
استاد: کتاب یعنی ﴿كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ﴾، یعنی بالأخره این ما بین الدفتین، واجبات است، فرائض است، سنن، اخلاقیات، قصص، عبر، نصیحت، موعظه و امثال آن هست.
تلمیذ: ﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا﴾؟3
یعنی مفروضاً.
استاد: بله.
تلمیذ: میخواهم بگویم که این روایت مربوط به «یأتی بکتابٍ جدید» را میتوانیم به همان معنای واجبات جدید بیاوریم.
استاد: نه، نمیتوانیم، [در آن آیه] قرینه داریم والاّ بدون لفظ صلاة کتاب به معنای مکتوب نیست، اگر بدون صلاة بود شما بدون قرینه چه میگفتید؟! ظهورش در همان مکتوب است.
خاطرهای از مباحثه در مدینه دربارۀ شهادت ثالثه
اتفاقاً ما در مکه بودیم شخصی ما را سوار کرد، معلوم بود اهل علم بود و گفت در دانشگاه مدینه درس میخوانم، بعد یک چیزی از ما سؤال کرد؛ گفت که چرا أشهد أنّ علیّاً ولی الله میگویید؟! این بدعت است و در زمان پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نبوده است، گفتم که ما این را واجب نمیدانیم؛ یعنی لازم نمیدانیم بلکه یک امر مستحبی میدانیم. گفت: نه شما حتماً میگویید، دیدم که نه از این راه نمیشود وارد شد. گفتم: من خودم شیعه هستم دیگر خودم دارم میگویم: نه، من خودم دارم میگویم ما این را لازم نمیدانیم! ما أشهد أنّ علیّاً ولی الله را خارج از اذان میدانیم. اذان عبارت از تکبیر و شهادت بر رسالت و حیّ علیٰ الصلاة و این حرفها است. بعد گفتم: خب بفرمایید ببینم که جنابعالی هر چه را که در زمان پیغمبر بوده حجت میدانی؟! گفت: بله، گفتم که الصلاة خیرٌ من النوم در زمان پیغمبر بوده که عمر وضع کرد؟! گفت: و فی الحدیث الصحیح، إتّبعوا سنّتی و سنة خلفائی، گفتم: تقبل هذا بالأکید این قضیه تمام است؟! گفت: بله، گفتم بگو ببینم صلاة تراویح در زمان پیغمبر به جماعت بود یا فرادیٰ؟ گفت: نمیدانم، گفتم که برو ببین. گفتم: صلاة تراویح را عمر تبدیل به جماعت کرد. مگر علی جزء خلفاء نبود؟! چرا علی وقتی گفت که من صلاة تراویح را فرادیٰ میخوانم مردم قبول نکردند تبدیل به فرادیٰ کنند. دیگر ماند و گفت: باید بروم مطالعه کنم، گفتم: بفرمایید بروید مطالعه کنید، برو مطالعه کن، برو در مکتبه مطالعه کن! وقتی خودت میگویی: إتبعوا سنة خلفائی فقط آن سهتا خلیفه شدند؟! علی جزء خلفاء نیست؟!
- سوره بقره (2) آیه 183. انوارالملکوت، ج 1، ص 41:
«بر شما هم روزه واجب گردید.» - سوره ص (38) آیه 29.
- سوره نساء (4) آیه 103. اسرارملکوت، ج 1، ص 115:
«نماز براى مؤمنين در وقت مخصوص به خود، وجوب يافته است.»
- سوره بقره (2) آیه 183. انوارالملکوت، ج 1، ص 41:
