اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث حجب (3)

ادامۀ بررسی آراء مرحوم کمپانی

0
اصول
اصول

حدیث حجب و برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی دلالت حدیث حجب بر اصل برائت و ادامه نقد دیدگاه مرحوم کمپانی درباره استناد این روایت به خداوند اختصاص دارد. در ادامه، استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل وحدت سیاق در حدیث رفع و مقایسه موارد نسیان، خطا و اکراه، نشان می‌دهد که ملاک رفع، غیر اختیاری بودن رفتار مکلف است و نه صرف جهل، و از این مسیر ارتباط حدیث حجب با اصول برائت روشن می‌شود. در پایان نیز اشکالات وارد بر تفکیک انشاء و فعلیت در کلام مرحوم کمپانی بررسی می‌شود و نتیجه جلسه در تبیین گستره شمول حدیث حجب در رفع تکالیف مشکوک جمع‌بندی می‌گردد. این بحث برای فهم دقیق نسبت میان جهل، التفات و تکلیف در مباحث اصولی اهمیت اساسی دارد و بسیاری از ابهامات در استدلال به برائت را برطرف می‌کند.

بررسی حدیث حجب (3)

12
  • روی این حساب مرحوم کمپانی هم به تبع مرحوم آخوند این حدیث را جزء ادلّۀ بر برائت ذکر نمی‌کنند و این حدیث را منحصر می‌دانند در مواردی که استناد حجب إلی الله باشد، نه‌اینکه خطاب به اطلاع حجج رسیده باشد و حجج مأمور به تبلیغ نشدند. حجب به‌واسطۀ اخفاء ظالمین و اینها را دلیل برای آن موارد نمی‌داند که ظالمین اخفاء کرده باشند.1

  • نقد کلام مرحوم کمپانی

  • مسئله در مطلب ایشان از جهاتی مورد بحث است؛ 

  • اشکال اول

  • اولاً اینکه روایت را تشبیه کردند به ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡتُمُونَ مَآ أَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلۡهُدَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا بَيَّنَّٰهُ لِلنَّاسِ فِي ٱلۡكِتَٰبِ أُوْلَٰٓئِكَ يَلۡعَنُهُمُ ٱللَّهُ﴾ این تشبیه در غیر مورد و در غیر محلّ است.

  • جهت قضیه این است که در تحقق افعال خارجی که به‌واسطۀ عباد آن افعال در خارج تحقق پیدا می‌کنند، دو جنبۀ تعلق و دو جنبۀ ربطی وجود دارد. یک جنبۀ تعلق و ربط آن جنبۀ مستند به شخص فاعل است و جنبۀ دیگر اصل تحقق است و اصل خود وجود آن فعل است که در خارج تحقق پیدا می‌کند. در آن جنبه‌ای که متعلق به فعلِ فاعل است، رعایت اختیار و عدم اختیار در انتساب فعل به فاعل مدخلیت تام دارد؛ یعنی اگر فاعل یک فعلی را در خارج انجام بدهد [و مختار باشد] عقاب و ثواب بر آن فعل مترتب است و اگر نسبت به آن فعل مختار نباشد، عقاب و ثواب نسبت به او مترتب نخواهد بود؛ لذا دربارۀ قتل خطئی یا دربارۀ نسیان و «ما اضطروا إلیه» و امثال‌ذلک حدیث رفع، رفع آثار تکوینی را می‌کند و همین‌طور به طبع او، آثار تشریعی که مترتب بر آن است را هم رفع می‌کند و بحث مفصلش گذشت. 

  • این از نقطه‌نظر تعلق فعل فاعل است که اختیار و عدم اختیار در انتساب و در ترتب عقاب و ثواب دخالت دارد؛ اما از نقطه‌نظر خود فعل خارجی، همۀ افعال مستند إلی الله تعالی است. یعنی نَفسُ الفعلِ فی الخارج عبارت از نَفسُ الوجود است و هر چیزی که در عالم، وجود و تحقق پیدا می‌کند استناد إلی الله دارد.﴿قُلۡ كُلّٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ﴾2 این یعنی افعال همه از خارج هستند، هر فعلی در خارج هست و ﴿وَمَنۡ أَرَادَ ٱلۡأٓخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعۡيَهَا وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ﴾3 و بعد می‌فرماید ﴿كُلّٗا نُّمِدُّ هَٰٓؤُلَآءِ وَهَٰٓؤُلَآءِ مِنۡ عَطَآءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحۡظُورًا﴾4 این ﴿كُلّٗا نُّمِدُّ﴾ این حکایت از این می‌کند که نفس فعلی که در خارج هست نفس آن فعل از نقطه‌نظر انتساب به فاعل، مستوجب عقاب و ثواب است؛ ولی نفس فعل در خارج مستند به ماست؛ یعنی از نقطه‌نظر تحقق خارجی کلٌ من عندنا؛ همه از پیش ماست. بدون اراده و مشیت پروردگار یک برگ از درخت نمی‌افتد یک ورق از شجر ساقط نمی‌شود. لذا روی این حساب مسئله در مورد کتمان از این قاعدۀ فلسفی مستثنا نیست؛ کتمان از نقطه‌نظر انتساب به فاعل، استناد به فاعل دارد ولی اصل تحقق خارجی کتمان انتساب إلی الله دارد و دیگر انتساب به این ندارد. شخص کاتم چون این فعل انتساب به او دارد و در اخفاء و عدم اخفاء مختار است لذا عنوان کاتم بر شخص معاند صدق می‌کند؛ حالا آن نتیجۀ کتمانی که در خارج انجام گرفته چیست؟! من عند الله است. پس اگر این کتمان توسط شخصی در خارج انجام بگیرد ممکن است از نقطه‌نظر کتمان مستند به این باشد که این شخص کتمان کرد، ولی علیٰ‌أیّ‌حال خداوند این عمل را در خارج به‌واسطۀ این شخص به‌وجود آورده است؛ یعنی به‌واسطۀ اختیار و سوء اختیار این شخص کاتم، این کتمان در خارج تحقق پیدا کرد، این به نسبت به دو طرف فعلی است که در خارج انجام می‌گیرد. اما به نسبت به آن شخص و موقعیت شخصی که من نسبت به این لحاظ کنم، نسبت به من که غیر اختیاری است. این مسئله‌ای که الآن در خارج انجام گرفته نسبت به من غیر اختیاری است؛ یعنی کتمان این فعل در خارج نسبت به مکلف که هیچ تقصیری در کتمان ندارد این کتمان غیر اختیاری می‌شود؛ این مستند إلی الله می‌شود. پس الآن می‌شود که صدق بکند اللهُ حجبَ هذا التکلیف عنّی بسبب عدم اختیاری، من اختیار ندارم. وقتی من در علم و جهل نسبت به این فعل اختیار نداشتم، صدق می‌کند که این کتمان از جهت پروردگار است؛ چون من که اختیار ندارم. حالا اگر خود من این کتمان را انجام بدهم، این کتمان دیگر مستند إلی الله نیست بلکه مستند به مکلف است. من کتمان کردم. من‌باب‌مثال فقیه در اینجا نشسته است و من تعمداً نمی‌روم از او سؤال کنم، بلند می‌شوم نماز را به این‌طرف می‌خوانم به یک‌ سمت می‌خوانم یا شخص خبیری نشسته است و من نمی‌پرسم. الآن این کتمان عمدی است و نمی‌توانم بگویم که حجب الله تعالی اتّجاهَ القبلةَ عنّی و مثلاً یجوز علیّ اُصلّی و بأیّ جهةٍ و اتّجاه. الآن کتمان تعلق به من گرفته است مِن سوء اختیار، اما اگر پیش این شخص آمدم و گفتم که قبله از کدام طرف است؟! گفت: می‌دانم ولی نمی‌گویم! درست شد؟! کتمان الآن در اینجا به نسب به او مستند به اوست و به نسبت به من، مِنَ الله است. التفات فرمودید؟!

    1.  نهایة الدّرایة، ج 4، ص 62.
    2. سوره نساء (4) آیه 78.
    3. سوره اسراء (17) آیه 19. افق وحی، ص 88:
      «و كسى كه آخرت را بگزيند و تلاش خود را براى رسيدن به درجات و مقامات اخروى قرار دهد و نسبت به عطاء و لطف حقّ ايمان داشته باشد.»
    4. سوره اسراء (17) آیه 20. افق وحی، ص 88:
      «تمامى اين دو گروه و دو فريق چه اهل دنيا و چه اهل آخرت و عقبى از عطاء و بخشش پروردگار بهره‌مند خواهند شد و ما از سرچشمه جود و عطاء خود به هر دو طرف بذل و بخشش مى‌نمائيم و عطاء و لطف پروردگار هيچ‌گاه و در هيچ موقفى منع و ردعى نمى‌پذيرد.»