اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث حجب (3)

ادامۀ بررسی آراء مرحوم کمپانی

0
اصول
اصول

حدیث حجب و برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی دلالت حدیث حجب بر اصل برائت و ادامه نقد دیدگاه مرحوم کمپانی درباره استناد این روایت به خداوند اختصاص دارد. در ادامه، استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل وحدت سیاق در حدیث رفع و مقایسه موارد نسیان، خطا و اکراه، نشان می‌دهد که ملاک رفع، غیر اختیاری بودن رفتار مکلف است و نه صرف جهل، و از این مسیر ارتباط حدیث حجب با اصول برائت روشن می‌شود. در پایان نیز اشکالات وارد بر تفکیک انشاء و فعلیت در کلام مرحوم کمپانی بررسی می‌شود و نتیجه جلسه در تبیین گستره شمول حدیث حجب در رفع تکالیف مشکوک جمع‌بندی می‌گردد. این بحث برای فهم دقیق نسبت میان جهل، التفات و تکلیف در مباحث اصولی اهمیت اساسی دارد و بسیاری از ابهامات در استدلال به برائت را برطرف می‌کند.

بررسی حدیث حجب (3)

3
  • تصویر عدم الالتفات نسبت به ترک فعل

  • تلمیذ: عدم التفات معنا فرمودید؟

  • استاد: عدم التفات؛ یعنی منظور از «ما لا یَعلمون» عدم توجه از فعلی است که روی عدم علم یعنی از روی عدم توجه انجام بشود چه توجه به موضوع...

  • تلمیذ: همیشه هم که فعل نیست بعضی موقع‌ها ترک است.

  • استاد: اشکال ندارد.

  • تلمیذ: می‌خواهم اینجا این را بگویم که بالأخره ولو اینکه اینجا ترکش غیر اختیاری است هم ثبوتی نیست سلبی است.

  • استاد: عیب ندارد، ترک باشد، بالأخره وقتی که شخصی یک چیزی را ترک می‌کند و التفات ندارد یک عملی را انجام می‌دهد دیگر، یعنی در قبال این عملی را که ترک می‌کند یک عملی را انجام می‌دهد که به‌واسطۀ آن انجام، آن عمل جایگزین عمل متروک خواهد شد. فرض کنید که الآن ملتفت به شرب خمر نیست التفاتی ندارد، شرب خمر را اتیان می‌کند، وقتی که اتیان می‌کند دراین‌صورت یک عملی را در خارج انجام داده است، این برای جنبۀ حرام، و اما در جنبۀ وجوب اگر وجوب را انجام ندهد در قبالش چه‌کار می‌کند؟ یک عملی دیگری را انجام می‌دهد یعنی به‌واسطۀ عدم التفاتِ به آن جنبۀ وجوبی، خودش را به یک کار دیگر مشغول می‌کند.

  • تلمیذ: می‌خواستم عرض بکنم حدیث رفع رفته روی خود آن عمل و آن امری که انجام داده است.

  • استاد: آن ناشی؛ آن امری که ناشی از این است، نه آن فعلی که در خارج انجام داده است؛ بلکه آثاری که بر آن فعل خارجی مترتب است چون حسد فعل است، طیره فعل است.

  • تلمیذ: خطا که فعل نیست.

  • استاد: اجازه بدهید، خطا هم فعل است به‌جای خطا یک امر دیگری انجام می‌دهد.

  • تلمیذ: خب یک امر دیگری انجام می‌دهیم حالا ممکن است آن امر هیچ اثری نداشته باشد منتها اتیان آن فوت نسبت به مصلحت دیگری است.

  • استاد: عیب ندارد ما در آن صحبت نمی‌کنیم، عیب ندارد بالأخره کار مباح را انجام داده یا حتی در نسیان ... .